نگاه نگران اين روزهاي برخي مجلسيها به ورزش، همهاش مثل يك بازي تبليغاتي ميماند. بازي تبليغاتي كه سود آن به طور مستقيم در جيب نمايندههاي مجلس ميرود. نماينده هايي كه در پايان امسال براي حضور دوباره در ساختمان ميدان بهارستان نياز به رأي مردم دارند و براي رسيدن به اين هدف چه چيز بهتر از دست گذاشتن روي نقطه حساس مردم است.
با وجود دغدغههاي اقتصادي، ورزش همچنان يكي از بهترين ابزارهاي تبليغاتي است كه با تحريك مردم در خصوص آن ميتوان اهداف بسياري را برنامهريزي كرد. اين در واقع يك تجربه عملي است كه امتحان خود را خيلي پيشتر از اينها پس داده است. به همين دليل هم هست كه اين روزها، دغدغه اصلي بسياري از نمايندگان مجلس در ورزش، خصوصاً فوتبال خلاصه ميشود.
صحبت كردن در خصوص آن تخصص خاصي هم نميخواهد. عضو هر فراكسيون و كميسيوني ميتواند نبود كرش در ايران را بهانهاي قرار دهد براي ابراز نگرانيهايش در مورد ورزش و فوتبال. كافي است پاي جام جهاني را پيش بكشد و حساسيت ماجرا را اندكي بيشتر كند تا دغدغههايش تأثيرگذارتر هم باشد. اما آيا اوضاع ورزش آنقدر خراب است كه اصليترين دغدغه نمايندههاي مردم در مجلس باشد يا آنكه اين نگرانيها يك بازي تبليغاتي است براي انتخاباتي كه اواخر امسال قرار است برگزار شود؟
لازم به زدن عينك بدبيني نيست براي مردد شدن در خصوص اين ابراز نگرانيها. كافي است نگاهي سطحي به وضعيت پرونده فساد در فوتبال انداخته شود تا صداقت بيان اين نگرانيها مشخص شود. پروندهاي كه ماههاست زير دست مجلس بالا و پايين ميشود اما هنوز بهرغم اينكه گفته ميشود نامهاي درشتي بازيگردانان اصلي آن هستند هيچ نقطه مثبتي نداشته و دست هيچ متخلفي را رو نكرده است. پروندهاي كه بدون شك مختومه اعلام شدن آن ميتواند دست مفسدان زيادي را از جامعه فوتبال و ورزش كوتاه كرده و چهره زشت فساد را از اين ورزش محبوب بشويد. اما تنها چيزي كه طي ماهها بررسي اين پرونده شنيده شده، وعده است و وعيد. وعدههايي كه هيچ اميدواري به عملي شدن آن وجود ندارد.
دغدغههايي از اين جنس را البته بارها و بارها شاهد بودهايم. دغدغههايي كه گاه تهديدي جدي براي وزراي ورزش به وجود آورده اما آتش تند اين نگرانيها همواره در پي ديدارهاي دوستانه و مسالمتآميز به آني خاكستر شده است. آن هم بدون آنكه تأثير خاصي در روند حركتي يا نتيجهگيري جامعه ورزش داشته باشد.
ورزش، بهترين ابزار است براي رسيدن به موفقيت. ابزاري كه بارها و بارها مورد استفاده سوءسياسيون قرار گرفته است. براي مثال كانديداهاي رياست جمهوري سالهاي سال است كه از ابزار خصوصيسازي سرخ آبيهاي پايتخت براي رسيدن به هدف خود استفاده ميكنند و نمايندگان مجلس و حتي شوراهاي شهر با توسل به آن، نتيجه ميگيرند. اين در واقع يك تجربه عملي است كه امتحان خود را پس داده است. مسئلهاي كه آنقدر تكرار و تكرار شده كه اجازه نميدهد امروز دغدغه و نگراني نمايندگان مجلس در خصوص ورزش قابل باور باشد. دغدغههايي كه ماههاست در خصوص پرونده فساد ورزش خودي نشان نداده اما امروز و در سال انتخابات، در روزهاي حساسي كه پيشروي نمايندگان وجود داده آنها را آنقدر به تكاپو انداخته كه مدام در خصوص آن مصاحبه ميكنند.
ورزش نياز به نگاه دلسوزانه دارد. اما نگاه امروز نمايندگان مجلس خبر از دغدغه آنها در اين حوزه نميدهد و بيشتر يك بازي تبليغاتي است براي واپسين روزهاي شش ماه دوم سال. در واقع به نظر ميرسد آنها بيشتر دغدغه خود را دارند نه ورزش كه اي كاش، اينطور نبود.