همواره عيان شدن حقيقت مشمول گذر زمان است. زمان بزرگترين معلم و كيمياگري بيبديل است و خوب و بد را با طي شدن عمر واقعيت، به حقيقت تبديل ميكند. درست مانند جادههاي پر خطر، به ويژه جادهاي كه از ميان پارك ملي گلستان ميگذرد چراكه در زمان مطالعه و اجرا، مسئولان دولت وقت با برخوردهاي عاقل اندر سفيه، نقد و نظر كارشناسان و فعالان محيطزيست را به كار عبث دولت وقت و اهتمام مسئولان اجرايي در احداث اين جاده، رد ميكردند و چنين نگاههايي را مطرود و مردود ميدانستند و گذر زمان با طي شدن زمان و عمر مسئوليتها، حقيقتي تلخ را به اثبات رساند. حقيقتي كه تا كنون موجب نابودي بسياري از حيوانات نادر و در معرض انقراض همچون پلنگ شده است و آنچه در اين ميان غامض وغير قابل درك است، راه برخي از مسئولان كنوني است كه گمان دارند در مسير صراط مستقيم قدم برمي دارند و غافل از آنند كه راه و رويه آنان نيز سمت و سو به جانب تركستان دارند!
با اين اوصاف روز گذشته مجيد خرازيان مقدم، مديركل دفتر تنوع زيستي و حيات وحش سازمان حفاظت محيطزيست از عدم پاسخگويي وزارت راه در مورد اجراي تمهيدات لازم در جادههاي پرخطر كشور، با هدف حفاظت از حياتوحش گلايه كرده و پارك ملي گلستان را ركورددار تصادفات جادهاي حيات وحش اعلام كرده بود !
خرازيان مقدم با اشاره به اينكه سازمان حفاظت محيطزيست اقداماتي ميانمدت و كوتاهمدت براي مقابله با اين تلفات در جادههاي پرخطر براي حيات وحش انجام داده، در خصوص مطالبه سازمان متبوعش در باب بحث ياد شده، گفته است دفتر حيات وحش انتظار دارد وزارت راه تمهيدات لازم را در جادههاي پرخطر كه تلفات بسياري براي حيات وحش ايجاد ميكنند، در نظر بگيرد چراكه طي 9 سال اخير 53 درصد مرگ و مير پستانداران بزرگ جثه و 60 درصد تلفات يوز در اثر تصادفات جادهاي بوده است. وي ادامه داد: در سال گذشته چهار قلاده پلنگ به دليل تصادفات جادهاي تلف شدند كه از اين تعداد سه قلاده براي پارك ملي گلستان بوده و 80 درصد تلفات پلنگ در نتيجه تصادفات جادهاي، در پارك ملي گلستان اتفاق افتاده بود. براي همين است كه اصرار ميكنيم جاده اين پارك برداشته شده و جاده جايگزين براي آن در نظر گرفته شود.
تاكنون در مورد بحث قديمي يا بهتر است بگوييم «زخم كهنه»اي كه بر گرده طبيعت كشور قرار دارد، اظهار نظرهاي فراواني شده و تجمعها و جلسهها و همايشهاي بسياري براي يافتن بهترين راهكارها، تشكيل شده كه به تأسي از همايشهاي عقيم و عبث، هيچ نتيجهاي عايد نشده و رويه و روايت چنين گردهم آمدهها و سخن گفتنها، مصداق تمثيل آب به غربال پيمودن و در پي باد دويدن است. با اين لحاظ بيت المال هم در اين گرد خود گشتنها مضمحل و ضايع شده است !
با اين همه، از آنچه تا كنون محور بحث و رهاورد فحص بوده، راهكارهايي همچون فنس كشي، ساخت جاده روگذر و زير گذر با نصب عايقهاي ضد صدا و به كارگيري سنسورهاي هشداردهنده به رانندگان و تغيير مسير جاده، استحصال و استنباط شده است كه به دليل مشكل تخصيص اعتبار و بودجه و مضيقه مالي ادارات و وزارتخانهها، چنين پيشنهادهايي در نطفه خفه شده و آنچه مانده جادهاي است كه در عالم واقع قتلگاه حيات وحش كشور است و كاملاً طبيعي است كه وزير و وزارتخانه راه و ترابري تمام توان و حجم زمان خود را صرف وعدههاي محقق نشدهاي چون مسكن اجتماعي كند و قتل عام حيوانات در معرض انقراض را جدي نگيرد !
از طرفي سعيد نمكي، مشاور رئيس سازمان حفاظت محيطزيست با بيان اينكه به علت مسائل اقتصادي طرح احداث جاده جايگزين پارك ملي گلستان مسكوت ميماند، گفته است رئيسجمهور فعلاً به دليل كاهش درآمدهاي دولت به علت قيمت پايين نفت، احداث جاده جايگزين را به زماني كه وضع درآمدي بهتر شود، موكول كرده است.
با اين اوصاف به نظر ميرسد آنقدر اوضاع بغرنج است كه وزارتخانهاي مانند وزارت راه، از ايجاد و احداث چند سرعت گير معمولي يا ايجاد ديوارهاي سبز از شمشاد، در مسيرهاي اصلي تردد حيوانات، ناتوان است؛ اقداماتي كه نه زمان زيادي براي اجرا نياز دارد و نه هزينه كلاني ميطلبد !