
بعد از تجاوز هوايي گسترده عربستان و ائتلاف عربي به يمن كه با بمبارانهاي
گسترده در پنج ماه گذشته بيوقفه ادامه داشته است، فاجعه انساني عظيمي در
اين كشور اسلامي و عربي پديد آمده است كه در طول تاريخ يمن بيسابقه است. اگرچه تجاوز نظامي عربستان به يمن يا بروز جنگ بين دو كشور مسبوق به سابقه بوده اما عمده اين جنگها به عرصه نبردهاي زميني محدود ميشد و مناطق مسكوني و غيرنظامي تا اين اندازه مورد حمله قرار نميگرفت و اين همه خسارات به بار نميآورد. هر چند در روزهاي اخير عربستان براي جبران ناكامي حملات هوايي به استقرار نيروهاي مزدور در عدن اقدام كرده تا به واسطه آنها حداقل جاي پاي خود را در جنوب يمن حفظ كند، اما در خلال نزديك به پنج ماهي كه از آغاز جنگ يمن ميگذرد، عمده حملات عربستان به بخش هوايي محدود شده و هيچ تفكيكي بين اهداف نظامي و غيرنظامي قائل نشده است. نبود چنين مرزبندي مشخصي موجب شده عربستان و همائتلافيهاي آن در حملات هوايي خود به هيچ قيد و بندي پايبند نباشند و همه اماكن نظامي را مورد هدف قرار دهند و يمن را به يك خرابه بزرگ تبديل كنند. اتخاذ ديپلماسي دسته چك از سوي عربستان درباره دولتهاي غربي و سازمانهاي دخيل در بحران يمن و همچنين سياست خريد سكوت رسانهها كه در افشاگري اخير ويكيليكس نيز مشخص شد، مانع از اين شده كه گزارشهاي دقيق از آخرين وضعيت وخامت انساني در يمن منتشر شود و گزارش جديدي كه در اينباره منتشر شده به گرسنگي 6 ميليون يمني و آوارگي بيش از يك ميليون نفر اشاره دارد اما گزارشهاي قبلي از كشته و زخمي شدن بيش از 10 هزار نفر و ويراني و تخريب 20 هزار منزل مسكوني حكايت ميكرد و با توجه به اينكه آمارها به چند هفته پيش مربوط ميشد لذا ميتوان گفت كه به دليل استمرار حملات، خرابيها قاعدتاً بايد بيش از اينها باشد. عربستان كه از ابتداي جنگ با ارائه به موقع كمكهاي بشردوستانه به يمن مخالفت ميكرد و به بهانههاي مختلف جلوي انتقال آنها را ميگرفت و در واقع از اين طريق ميخواست به نارضايتي عمومي در اين كشور جنگ زده دست بزند اما بعد از اينكه از اين اقدامات نتيجه نگرفت و از طرف ديگر شاهد افزايش نفرت عمومي مردم يمن عليه خود و دولت مستعفي و فراري عبدربه منصور شد، در رويكردي جديد همزمان با استقرار نيروهاي مزدور در عدن كه با انتقال تجهيزات سنگين همچون تانكهاي پيشرفته همراه بود، طي تبليغاتي به انتقال مواد غذايي و دارويي به عدن دست زد و از اين طريق كوشيد با كاستن از نارضايتي عمومي زمينه ابقا و تثبيت نيروهاي مزدور را در مناطق متصرفه در عدن و اطراف آن فراهم سازد. هدف ديگري كه عربستان از تأمين نسبي رفاه مردم عدن دنبال ميكند، تحريك و تشويق ديگر مناطق جنوب به پيوستن به نيروهاي مزدور و بسترسازي براي پيشرويهاي آنهاست. اين بدين مفهوم است كه عربستان براي پيشبرد اهداف سياسي و نظامي خود در يمن به سلاح ضدانساني جديد روي آورده و آن دامن زدن به گرسنگي در بين مردم و بهرهبرداري از آن است. اين اقدام از ابعاد ديگري از ماهيت ضداسلامي و ضدانساني تجاوز نظامي عربستان به يمن پرده برميدارد ضمن اينكه اين حملات با همه اصول و قوانين حقوق بينالملل از جمله كنوانسيونهاي ژنو درباره حمايت از حقوق غيرنظاميان در زمان جنگ به كلي منافات دارد و مطابق اين اصول و ديگر اصول حقوق بينالملل از جمله اساسنامه ديوان كيفري بينالمللي مصداق بارز جنايات جنگي محسوب ميشود كه در مراجع قضايي بينالمللي قابل پيگرد ميباشد. از اين ديد ميتوان گفت عربستان با حملات گسترده خود به اهداف غيرنظامي در جنگ يمن و تفكيك نكردن اهداف نظامي از غيرنظامي پيشاپيش موجبات باز شدن پاي خود را به اين مراجع باز كرده و حتي رژيمصهيونيستي كه از قدرت و نفوذ گسترده در سازمان ملل و نهادهاي قضايي بينالمللي برخوردار است، اكنون در يك قدمي اين دادگاه قرار دارد. حتي اگر به فرض عربستان با ديپلماسي «دست چك باز» هم بتواند مدتي از رسيدن پاي خود به محكمه حقوقي بينالمللي جلوگيري كند اما نميتواند از مسئوليت اخلاقي اين جنگ شانه خالي كند و طبق يك اصل حاكم بر روابط بينالملل اگر يك طرف، جنگ را به لحاظ نظامي ببرد اما به لحاظ اخلاقي ببازد در نهايت نزد افكار عمومي و وجدان بينالمللي بازنده محسوب ميشود و از اين لحاظ عربستان بازنده اول جنگ يمن محسوب ميشود چراكه حتي اگر به فرض اين كشور بتواند لزوم توسل به جنگ را عليه يمن توجيه كند(هر چند كه هيچ دليل موجه حقوقي و قانوني در اين زمينه وجود ندارد)اما به هيچ وجه نميتواند تخطي از اصول و قوانين جنگ را چه به لحاظ حقوقي و چه اسلامي و ديني توجيه كند، به خصوص آنكه عربستان اين جنگ را در ماه حرام آغاز كرد و در ماه مبارك رمضان نيز به رغم درخواستهاي مكرر براي آتشبس بشردوستانه ادامه داد. عربستان كه وعده كرده بود جنگ يمن را ظرف حداكثر دو هفته به سرانجام خواهد رساند اكنون در پنجمين ماه آن به سر ميبرد و اين بدين معني است كه وارد جنگ فرسايشي و به نوعي دور باطل شده است به گونهاي كه به اميد كسب يك پيروزي و موقعيت بهتر به جنگ استمرار ميبخشد و در عين حال برگستره و عمق حملات ميافزايد اما نه تنها موقعيت بهتركسب نميكند بلكه برعكس موقعيت قبلياش نيز ضعيفتر ميشود. رياض تاكنون به همه طرحهاي سياسي كه از سوي سازمان ملل و طرفهاي منطقهاي ارائه شده پشت پا زده و از به نتيجه رسيدن اين تلاشها جلوگيري كرده است و از اين جهت مسئول تداوم جنگ نيز محسوب ميشود.
در حالي كه انتظار ميرفت در فضاي جديد ناشي از توافق هستهاي ميان ايران و گروه 1+5 تغييري در رويكرد جنگطلبانه عربستان ايجاد شود اما برخلاف انتظار، رويكرد عربستان در يمن نه تنها اصلاح نشده بلكه بدتر هم شده است به گونهاي كه اين كشور ورود به جنگ زميني را نيز از چند جبهه با وارد كردن نيروهاي مزدور در عدن يا القاعده در حضرموت آغاز كرده و به جبران ناكاميهاي نظامي گذشته خود دل بسته است. اين رويكرد بار ديگر احتمال تمايل عربستان براي تجزيه يمن را قوت بخشيده است كه بر اساس آن اين كشور ميخواهد جنوب يمن را تا جايي كه در توان دارد اشغال كند و دولت دست نشانده خود را با حضور نيروهاي فراري وابسته به عبدربه منصور در آنجا تشكيل دهد. همچنين به نظر ميرسد اعزام و تقويت نيروهاي القاعده در حضرموت در راستاي طرح قبلي عربستان مبني بر تجزيه اين منطقه از يمن در جهت عبور خطوط لولههاي نفتي خود صورت ميگيرد. بر اين اساس ميتوان گفت برخلاف آنچه در ظاهر تبليغ ميشود عربستان بر اساس يك طرح و نقشه از پيش طراحي شده به تجاوز نظامي در يمن دست زده است و مقابله با آنچه خطر انصارالله و حوثيها گفته و ادعا ميشود بهانه و توجيهي بيش نيست.