کد خبر: 733013
تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۶:۱۹
انفجار‌هاي افغانستان، اشرف غني خوش‌بين را مردد كرده است
«ما به صلح اميد داشتيم اما در قلمروي پاكستان بر خلاف ما جنگ اعلام مي‌شود و اين در حقيقت از يك ملت و كشور همسايه دشمني واضح است».
دكتر سيدنعمت‌الله عبدالرحيم‌زاده
«ما به صلح اميد داشتيم اما در قلمروي پاكستان بر خلاف ما جنگ اعلام مي‌شود و اين در حقيقت از يك ملت و كشور همسايه دشمني واضح است». اين جمله از اشرف غني، رئيس‌جمهور افغانستان است كه با اشاره به اميد قبلي خود براي رسيدن به صلح با طالبان، حالا از ترديدهايش مي‌گويد و مستقيم رو به كشور همسايه جنوبي خود اين پرسش را مطرح مي‌كند: «من از ملت و دولت پاكستان مي‌پرسم كه اگر گروهي چنين قتل‌عامي كه در شاه‌شهيد كابل شد در اسلام‌آباد انجام مي‌داد و اين گروه در خاك افغانستان پناهگاه و در شهرهاي بزرگ ما دفتر و مراكز آموزشي مي‌داشت، آنگاه واكنش شما چه مي‌بود، آيا ما را دوست خود مي‌ديديد يا دشمن؟» اشرف غني با اين حرف‌ و موضع‌گيري تند به حوادث خونيني واكنش نشان داده كه در روزهاي اخير اتفاق افتاده به خصوص انفجار مهيب در محله شاه‌شهيد كابل كه ساعات اوليه روز جمعه هشتم اوت اتفاق افتاد و در ساعات بعد هم با يك رشته حملات بيشتر به آكادمي پليس و فرودگاه كابل، شمار تلفات به 51 نفر كشته و صدها زخمي رسيد. گفته مي‌شود كه اين حملات از زمان پايان مأموريت نظامي ناتو در دسامبر 2014، بزرگ‌ترين حملاتي بوده كه كابل را مورد هدف قرار داده است. بنابراين، لحن تند اشرف غني تا اندازه زيادي موجه است اما او چرا به جاي طالبان، انگشت اتهام را به سوي پاكستان گرفته و شريك سياسي‌اش و اداره عمومي امنيت ملي افغانستان هم اين اتهام را تأييد مي‌كنند؟

  خبر ناگهاني
انتشار خبري در اواخر ماه ميلادي گذشته كل وضعيت در صحنه سياسي افغانستان، فرايند صلح دولت با طالبان و نقش پاكستان را تحت تأثير قرار داد. اين خبر مربوط مي‌شد به مرگ ملامحمد عمر، رهبر سابق طالبان، كه بعد از يك گروه انشعابي از طالبان به نام معاذ فدايي، دولت افغانستان هم آن را در روز چهارشنبه 29 ژوئيه و يك روز بعد هم طالبان با صدور بيانيه‌اي آن را تأييد كرد. انتشار اين خبر در آن مقطع از سه جهت اهميت داشت؛ جهت اول مربوط مي‌شد به زمان مرگ ملاعمر كه نه آن موقع بلكه دو سال و چهار ماه قبل اتفاق افتاده و بعد اين تأخير طولاني مدت اعلام مي‌شد. معلوم است كه مرگ ملاعمر به عمد در طول اين مدت مخفي شده بود و حتي وقتي كه اداره امنيت ملي افغانستان حدود يك سال پيش احتمال مرگ او را مطرح كرد، نه طالبان و نه دستگاه حكومتي ديگري از افغانستان و پاكستان حاضر به تأييد آن نشده بود. مي‌توان گفت كه خبر مرگ او به عمد در اين مدت اعلام نشده بود تا آنكه بدنه طالبان دچار صدمه و فروپاشي نشود و حتي براي اين كار، شماري از رهبران برجسته اين گروه هم مطلع از آن نشده بودند اما چه فرد يا جرياني در اين مدت خبر مرگ او را از ديگران مخفي كرده بودند؟ اولين مظنون ملااختر محمد منصور است كه به عنوان معاون ملامحمد عمر نزديك‌ترين فرد به او بوده و بعد از اعلام اين خبر به سرعت جانشين او شد. مي‌توان گفت كه او در اين مدت از زبان ملاعمر دستورات لازم را صادر مي‌كرده اما بايد گفت كه او به تنهايي نمي‌توانسته اين موضوع حساس و مهم را از ديگران مخفي كند و بايد جريان قدرتمندي در اين كار از او حمايت كرده باشد. محل مرگ ملاعمر دومين جهت قابل توجه است كه حسيب صديقي، سخنگوي اداره امنيت ملي افغانستان، از بيمارستاني در شهر كراچي پاكستان گفت. اين حرف او به معناي حضور ملاعمر تا زمان مرگ در پاكستان كه به نوعي كنايه به حمايت پاكستان از رهبر طالبان داشت، هر چند كه دولت پاكستان با قاطعيت اين اتهام را رد كرد و البته بيانيه طالبان هم اصرار به مرگ رهبر خود در افغانستان داشت. هر دو جهت به نوعي پاكستان را در پشت صحنه‌اي معرفي مي‌كند كه از رهبر سابق طالبان تا زمان مرگ حمايت كرده و بعد خبر مرگ او را مخفي كرده تا از يك جريان اين گروه حمايت كرده باشد اما انتشار اين خبر درست دو روز قبل از برگزاري دور دوم مذاكرات صلح بين دولت افغانستان و طالبان سؤال‌هاي زيادي را مطرح كرد. اين جهت سومي است كه پيامد طبيعي انتشار آن خبر بود و باعث شد تا اين دور مذاكرات براي زمان نامعلومي به تعويق بيفتد.

  فرايند دشوار صلح
طالبان از سال 2001 كه با حمله خارجي از قدرت سقوط كرد، همواره دولت افغانستان را به رسميت نمي‌شناخت و حاضر به مذاكره با آن نشد و حتي وقتي كه دفتر سياسي خود را در دوحه قطر افتتاح كرد هم تنها حاضر به گفت‌وگو با امريكا شده بود. اين موضع طالبان در ماه‌هاي گذشته به نحو قابل‌توجهي تغيير كرد. وقتي كه نمايندگانش در 16 ژوئن نخستين ديدار با هيئت دولت افغانستان در شهر اسلو، پايتخت نروژ، داشت، فرايند شروع شد كه اميد مذاكرات بيشتر براي رسيدن به صلح در افغانستان را ايجاد مي‌كرد. در واقع آن ديدار محصول برنامه كاري گسترده اشرف غني بود كه از ابتداي رسيدن به رياست جمهوري وعده شروع گفت‌وگو با طالبان و رسيدن به صلح را مي‌داد و براي اين كار چندين سفر به پاكستان، چين و عربستان سعودي را انجام داد تا ديدگاه پاكستان را تغيير داده و آن كشور را وادار كند تا با فشار آوردن به طالبان، اين گروه را متقاعد به مذاكره كند. ديدار اسلو و تكرار آن در اسلام‌آباد گام‌هايي از موفقيت اشرف غني براي عمل به وعده‌هايش بودند و اميدها را براي رسيدن به صلح تقويت مي‌كردند به خصوص اينكه انتشار بيانيه‌اي به امضاي ملاعمر به مناسبت عيد فطر، مذاكره براي رسيدن به صلح را تأييد مي‌كرد. انتشار خبر مرگ ملاعمر نه تنها اصالت آن بيانيه را زير سؤال برد بلكه اصل فرايند صلح را به خطر انداخت به نحوي كه زمان برگزاري ديدار دوم در روز جمعه 31 ژوئيه از قبل معلوم شده بود اما آن خبر انجام اين ديدار را منتفي كرد. انتشار پيام ملامنصور به عنوان رهبر جديد طالبان مبني بر مخالفت با صلح نشانه‌اي ديگر از اين موضوع بود و باعث شد تا دولت افغانستان و به طور مشخص اشرف غني دچار ترديدهايي نسبت به سياستي بشود كه حدود يك سال گذشته دنبال كرده است. در واقع، او طي اين مدت آن اصل بدبيني حامد كرزاي، رئيس‌جمهور سابق افغانستان، نسبت به سياست عملي و ميداني پاكستان را به كنار گذاشته بود و سعي مي‌كرد تا با خوش‌بيني و دادن فرصتي از مشاركت سياسي به طرف پاكستاني، طالبان را پاي ميز مذاكره بكشاند تا در نهايت صلح با اين گروه را به دست بياورد، كاري كه رئيس‌جمهور سابق بارها وعده‌اش را مي‌داد اما كوچك‌ترين موفقيتي نداشت.
  حركت به جلو
زماني كه خبر مرگ ملاعمر منتشر شد، ترديدها نسبت به فرايند صلح هم ايجاد شد اما به نظر مي‌رسيد كه اشرف غني با نوعي سكوت معنادار، سعي دارد تا اميدش را به اين فرايند حفظ كند اما وقتي كه خشونت طالبان شدت گرفت و آن رشته حملات روز جمعه را ديد، سكوتش را شكست و برخلاف سياست يك سال گذشته حرف زد. بايد توجه داشت كه ميزان اتهام اشرف غني به پاكستان بي‌سابقه است و حتي كرزاي در دو دوره رياست جمهوري خود هم به اين صورت طرف پاكستاني را متهم نكرده بود. اشرف غني با اين ميزان از ادبيات هجومي به پاكستان نشان داد كه سياست او يك روي ديگر سكه هم دارد، رويي كه ديگر خبر از مشاركت سياسي نيست بلكه طرف پاكستاني را به عنوان دشمن دولت و مردم افغانستان معرفي مي‌كند. اين روي از سياست اشرف غني با همراهي دكتر عبدالله عبدالله و اداره امنيت ملي افغانستان تقويت شده و بايد گفت كه اشرف غني به اين صورت سياست تهاجمي رو به جلو را در دستور كار خود قرار داده است. برخي تصور كرده‌اند كه اشرف غني با اين سياست به موضع كرزاي برگشته كه نگاهي منفي به پاكستان داشت اما بايد گفت كه هنوز براي چنين جمع‌بندي‌اي زود است چراكه فرستادن هيئتي از سوي اشرف غني به اسلام‌آباد در روز پنج‌شنبه 13 اوت نشان مي‌دهد كه او هنوز فرصت پاكستان براي مشاركت سياسي با كابل را تمام شده نمي‌داند. كابل اين هيئت را با سرپرستي صلاح‌الدين رباني، وزير امور خارجه، به همراه رحمت‌الله نبيل، رئيس امنيت ملي و معصوم استانكزي، سرپرست وزارت دفاع، فرستاده كه معلوم مي‌شود بالاترين مقام‌هاي سياسي- امنيتي خود را براي گفت‌وگو با مقام‌هاي پاكستاني فرستاد و خود اشرف غني هم دو روز قبل از اعزام اين هيئت در ملاقات با سفيران كشورهاي خارجي در كابل گفت كه پاكستان بايد حساسيت‌ها را درك كند. او به طور مشخص از پاكستان مي‌خواهد برنامه عملي مبارزه با تروريسم را ارائه دهد تا با اين هيئت بحث و بررسي شود و حتي تصميم‌ پاكستان در اين مورد را براي نوع رابطه‌اش با افغانستان در دهه‌هاي آينده تعيين‌كننده‌ دانسته است. او به اين ترتيب سعي دارد آخرين اميدهاي خود را براي فرايند صلح حفظ كند اما از موضعي متفاوت با گذشته، تا برخلاف لحن مسالمت‌جويانه يك سال اخير، با لحن تند و خط و نشان كشيدن‌ها پاكستان را مجبور كند تا با يك برنامه مشخص عملي متعهد به فرايند صلح شود و ديگر سياست دوگانه از مبارزه با تروريسم در عين حمايت از طالبان را دنبال نكند. او با اين حركت رو به جلو تا اندازه‌اي به فرايند صلح دچار ترديد شده اما مي‌خواهد آخرين گام‌ها را بردارد اما بايد گفت كه معلوم نيست بعد از اين و در صورت ادامه سياست دوگانه گذشته از سوي پاكستان، او ديگر چه خواهد كرد و چه برنامه‌اي را در نظر خواهد گرفت تا بتواند صلح را در افغانستان برقرار كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار