در ميان جريانهاي موجود در تاريخ تفكر فلسفي با سه وجه نظر روبهرو هستيم: سنتگرايي، مدرنيته يا تجددگرايي و پسا تجددگرايي. نقطه محوري تفكر سنتگرايانه توجه به منشأ الهي است كه به نظر آنان در تفكر تجددگرايانه انكار شده است و به امري انساني نزول يافته است. سنت در تمامي اصول و مباني و مقدمات خود دقيقاً نقطه مقابل تجدد قرار گرفته است. انديشمندان زيادي پيرامون مدرنيته مواضع منتقدانه اتخاذ كرده و ماهيت آن را به چالش كشيدهاند. يكي از اين افراد دكتر سيدحسين نصر است كه پيشتر مباحث و نظرات وي پيرامون «سنت» را از نظر گذرانديم. در اين يادداشت نيز به تبيين نظرات وي در حوزه مدرنيته و نهايتاً نقد آرا و نظرات نصر ميپردازيم.
نصر از منتقدان سرسخت مدرنيته است و تنها وظيفه متفكران سنتي و ديني را نيز نقد مدرنيته ميداند و از اينكه مسلمانان و پيروان ساير اديان به جاي نقد تفكر مدرن همان اشتباهات آنها را تكرار ميكنند بسيار نگران است. شايد به نظر رسد كه نصر با نقد مدرنيته با هرگونه تغيير و تحول و پيشرفتي مخالف است و در همه امور تنها پاي بندي به سنت را محترم ميشمارد، اما اينگونه نيست، نصر بيان ميكند كه تغييرات هم بايد بر اساس اصول سنتي انجام گيرد. اما اينكه چگونه چنين ادعايي ممكن است، خود پرسشي جدي است چراكه همواره تغيير و تحولات نميتواند ضامن حفظ سنتها باشد و براي تغيير در برخي امور بايد از مرز سنتها عبور كرد. چگونه ميتوان با پايبندي به سنتها و حفظ اصول و فروع آن دست به تغيير و تحول زد؟
نصر در كتاب «جستوجوي امر قدسي» ميگويد: «سؤال مهم اين است كه اگر قرار است ما با زمانه عوض شويم، زمانه بايد با چه چيزي عوض شود... تغييرات اجتماعي مستقل از ما نيست كه ما بخواهيم با آن عوض شويم، بلكه انسان آزاد است و سرنوشت خود را عوض ميكند. بايد زمانه را با سنتهاي خود سازگار كنيم، نه بر عكس... تغييرات امري طبيعي در جامعه است، ولي نبايد مانند اسبي بياراده، دنبال اين تغييرات و بر محور آن بدويم. دنياي مدرن، گرفتار اين تناقض آشكار است كه متفكران آن، از سويي، همواره دم از آزادي و مردم سالاري ميزنند و از سويي، ميگويند ما مجبوريم هر چيزي را بر اساس زمانه تغيير دهيم.» (نصر، در جستوجوي امر قدسي، 303-301)
در اين عبارات نصر به گونهاي سخن ميگويد كه گويا تفكر مدرن تغييرات را امري خارج از استقلال و اختيار آدمي ميداند و چارهاي جز تبعيت از اين تغييرات ندارد. اما به نظر اين برداشت از تفكر مدرن صحيح نيست. در دوران مدرن وقتي سخن از آزادي اراده و اختيار در ميان است پس به اين معناست كه تغييرات نيز امري مستقل از آدمي نيست و ما عامل بسياري از تغييرات هستيم و جايي كه گفته است مجبوريم بر اساس زمانه تغيير كنيم منظور تغييراتي است كه در اختيار آدمي نبوده است. براي مثال تغييرات زيست محيطي برخي به خاطر دستكاريهاي انسان در محيط است و برخي ديگر كاملاً طبيعي و خارج از اختيار آدمي است. اين امكان وجود دارد كه در طول تاريخ و به خاطر زندگيهاي انساني در كره زمين و نفوذ انسان در ساير كرات و سيارات نيز به تدريج تغييراتي كه اكنون از كنترل ما خارج هستند رخ دهند اما آنچه مهم است اين است كه برخي از آنها ديگر در كنترل انسان نيستند و در اين موارد بايستي انسان خود را با آنها هماهنگ كند يا راه چارهاي بيابد. پس اينگونه نيست كه تغييرات موجود در هر دورهاي تماماً به دست انسان باشد يا اينكه تماماً خارج از دسترس و نفوذ انسان باشد. انسان خود نيز يكي از عوامل اصلي تغيير است اما نه تمام عوامل.
از طرف ديگر با تغييراتي كه توسط انسان يا طبيعت روي ميدهد گاهي لازم است كه از اصول سنتي عبور كرده و دست به ابتكار زد. چگونه ميتوان با تفكرات و دستاوردهاي سنتي با مشكلاتي كه در عصر حاضر وجود دارند و خود دكتر نصر نيز آنها را عنوان ميكند، مبارزه و آنها را حل كرد. مشكل فراموشي واقعيت الهي، اومانيسم، غيرقدسي شدن معرفت بشري، نداشتن معنويت، تضعيف دين، تخريب محيط زيست و دگرگوني مفاهيم آزادي و حقوق بشر و... اينها عمده مواردي است كه نصر به عنوان مشكلات مدرنيته ذكر ميكند كه به نظر ميرسد نهايتاً به حذف معنويت يا تضعيف دين آنها را تقليل داد.
اما تفكر سنتي كه نصر از آن سخن ميگويد چه راهكارهاي ايجابي و سازنده براي بازگرداندن معنويت به دوران مدرن ارائه ميدهد و چگونه ميتواند حلال مشكلات زيست محيطي و غلبه انسان مدرن بر طبيعت باشد؟ تفكر سنتي و قدسي نصر چه تعريفي از آزادي و حقوق بشر ارائه ميدهد كه حلال مشكلات اجتماعي و روانشناختي انسان مدرن باشد؟
نصر در جايي ميگويد:«تعبير ما سنتگرايان از آزادي، متفاوت از تجددخواهان است. سنت به هيچ وجه مخالف آزادي به معناي سنتي، عرفاني و فلسفي آن نيست بلكه با آزادي كاذب مخالفت ميكند، چراكه اين نوع آزادي، انسان را به تدريج زنداني اميالي ميكند كه بر آن سلطه ندارد. بنابراين، انسان متجدد خيال ميكند كه آزاد است، در حالي كه بيشتر محبوس و محكوم است.» (نصر، اسلام و تنگناهاي انسان متجدد، 110)
نقد نصر، بدون ايجاب
در تفكر سنتي آزادي فلسفي و عرفاني به چه معناست كه با آزادي كاذب در دوران مدرن فرق دارد؟ آيا حقيقتاً تعريف مشخص و قطع به يقيني از آزادي و حقوق بشر وجود دارد؟ آزادي در تفكر سنتي با اخلاق چه ربط و نسبتي پيدا ميكند كه بتواند حلال معضل اخلاق در عصر جديد باشد؟ اينها سؤالاتي است كه پرداختن بدان به دليل اهميت زياد و پژوهشي عميقتر در اين مقال نميگنجد. اما انتقاداتي كه به نصر در باب تفكرات او راجع به مدرنيته و نقدهاي وي به مدرنيته وارد است بدين شرح است:
1- نصر در مورد مدرنيته و دستاوردهاي آن كاملاً منفينگرانه عمل كرده و تنها جنبههاي منفي مدرنتيه را پررنگ كرده است. وقتي وي وظيفه مهم متفكران را نقد مدرنيته ميداند طبيعي است كه وجوه مثبت و فوايد و ابداعات عظيمي كه تفكر مدرن در عصر حاضر داشته است كماهميت جلوه دهد و تنها وجوه منفي آن را نشان دهد. آن هم به طريقي كلي و بدون تحليل تك تك عناصر و اجزاي مدرنيته و نيز تفكر سنتي در نقطه مقابل آن و به عنوان گزينه برتر.
2- «دكتر نصر چون ساير سنتگرايان، مفروض گرفته است كه تمام بدبختيهاي بشر مدرن به سبب عدول از اصول سنت است، در حالي كه اين ادعايي اثبات نشده است.» (لگنهاوزن، چرا سنتگرا نيستم، 248)
3- مهمترين نقدي كه به ديدگاه نصر و سنتگرايي وارد است ارائه نكردن راهكارهاي عملي و ايجابي در حل مشكلات جهان امروز است كه به سرعت در حال افزايش است. تفكر سنتي نصر اگرچه مدرنيته را نقد و رد ميكند، اما بايد جايگزيني قدرتمندتر از مدرنيته ارائه دهد تا بتواند به عنوان مدعي معنويت و نجاتبخش انسان امروز در عمل مؤثر باشد. پس صرفاً نفي و سلب مدرنيته نميتواند وجه مثبتي براي تفكر سنتي باشد مگر اينكه راهكارهاي سازنده خودش را ارائه دهد.
4- بسياري از امور سنتي كه امروزه مردود دانسته شدهاند از ديدگاه سنتگرايان پوشيده مانده يا از آن غفلت كردهاند. از جمله «دخالت افلاك در تدبير عالم، دخالت امور خارج از نفس انسان در ادراك او، بردهداري، كمارزش بودن زنان در برابر مردان در اكثر امور، نظامهاي سياسي استبدادي.» (محمدي، نصر، سنت، تجد، 177)
جمعبندي
در نهايت از تحليل تفكرات اصلي دكتر نصر و به طور كلي چشمانداز سنتگرايانه اينچنين استنباط ميشود كه هر نوع تفكري در عين اينكه داراي نقاط مثبت و سازندهاي است اما نميتواند به نحو مطلق و همه جانبه پاسخگوي سؤالات بشر بوده و به حل بحرانها به طور كامل كمك كند. تفكر سنتي نصر نيز ادعاهاي زيبا و جذابي دارد كه به شكل نظري در بسياري موارد معقول به نظر ميرسد اما اينكه آيا توانسته است در اجراي ادعاي خود به عنوان يك منجي بشريت موفق باشد سؤال بيجوابي است و همچنان بايد منتظر ماند كه سنتگرايان و نيز ساير ديدگاههاي موجود در بستر انديشه آيا ميتوانند در رفع مشكلات يا بهتر كردن شرايط زندگي به گفتهها و ادعاهاي خود جامه عمل بپوشانند يا آنها را به نحوي مستدل به عقل استدلالي ارائه دهند يا خير.
از سوي ديگر اگرچه نصر عليالظاهر به اومانيسم غربي ميتازد اما او در تهافتي آشكار از پلوراليسم دفاع ميكند. او در عين اينكه در بسياري از آثار خود از وحدت متعالي اديان سخن ميگويد اما تلويحاً و تصريحاً بر پلوراليسم نيز مهر تأييد ميزند و اين نظر را مطرح ميكند كه تمامي اديان بر حق هستند، به عبارتي سادهتر اديان قياس ناپذيرند و همه آنها بخشي از يك حقيقت واحد هستند. مخالفت نصر با مدرنيته نيز جنبه محتوايي ندارد و او بهرغم اينكه به سوبژكتيويسم و تجدد نهيب ميزند، اما همچون متفكران سكولار از اسلام سياسي تبري ميجويد و كباده دين شخصي و حداقلي را ميكشد و رداي سكولاريسم سياسي را بر تن ميكند.
البته نبايد از جنبههاي مثبت تفكر سنتي غافل ماند و از وجوه مثبت آن همين بس كه انسان را به بازگشتي دوباره به اخلاق و معنويت دعوت ميكند و او را از قلدري و غرور كاذب بشري به عنوان حاكم برتر جهان باز ميدارد و ندايي دوباره براي نجات بشر و طبيعتي كه در آن ميزيد سر ميدهد و او را از ماديگرايايي مطلق دور كرده و به معناگرايي متوجه ميسازد.
*دانشجوي دكتراي فلسفه
منابع:
1- جهانبگلو، رامين، در جستوجوي امر قدسي، تهران، نشر ني، 1385
2- خسروپناه، عبدالحسين، جريانشناسي فكري ايران معاصر، قم، موسسه حكمت نوين اسلامي، 1389.
3- لگنهاوزن، محمد، چرا سنتگرا نيستم، ترجمه منصور نصيري، خرد جاودان
4- محمدي، عبدالله، نصر، سنت، تجدد، انتشارات كانون انديشه جوان، تهران، 1391
5- نصر، سيدحسين، اسلام و تنگناهاي انسان متجدد، ترجمه انشاءالله رحمتي، تهران، دفتر پژوهش و نشر سهروردي، 1381
6- نصر، سيدحسين، دين و نظام طبيعت، ترجمه محمد حسن فغفوري، تهران، حكمت، 1385
7- قلب اسلام، ترجمه مصطفي شهر آييني، تهران، حقيقت، 1383
8- معرفت و معنويت، ترجمه انشاءالله رحمتي، تهران، دفتر پژوهش و نشر سهروردي، 1380
9- انديشكده برهان، كدمطلب: 8449