حضور مربيان خارجي در ورزش كشورمان موافقان و مخالفاني دارد؛ دو گروهي كه هر بار يك مربي خارجي براي قرارداد با يكي از تيمهاي ملي يا باشگاهي در يكي از رشتههاي ورزشي وارد ايران ميشود، شروع به موضعگيري ميكنند، موافقان برايش فرش قرمز پهن ميكنند و مخالفان هم از همان ابتدا شمشير را از رو بر او ميبندند. با اين حال جدا از اين موضعگيريهاي مثبت يا منفي بايد فعاليت مربيان خارجي در تيمهاي ملي رشتههاي مختلف كشورمان را در بوته نقد منصفانه قرار داد. اينكه بدون هيچ دليل و استدلالي و تنها از روي يك باور مقابل مربيان خارجي جبههگيري شود نميتواند قابل قبول باشد. به همين خاطر وقتي يك مربي خارجي در ورزش كشورمان مشغول به فعاليت ميشود، بايد با بررسي دقيق رزومه و همچنين كارنامهاي كه پيش از آن داشته، درباره حضورش در ايران اظهارنظر كرد. در اينكه در برخي رشتههاي ورزشي، ورزشكاران كشورمان براي رسيدن به سطح اول ورزش دنيا نياز به دانش مربيان خارجي دارند شكي نيست، البته در مقابل برخي ورزشها مانند كشتي و تكواندو هم هستند كه ايران يكي از قطبهاي اين دو ورزش در جهان است و مربيان ايراني اين دو رشته هم زبانزد هستند و با توجه به مهارت و دانش بالايي كه مربيان كشتي و تكواندوي كشورمان دارند، هيچ وقت فدراسيونهاي اين دو رشته دنبال مربي خارجي نرفتهاند و علاوه بر اين مربيان برجسته كشتي و تكواندوي كشورمان در ساير كشورهاي جهان مشتريان پر و پا قرصي دارند و اين نشان ميدهد كه مربيان داخلي در اين دو رشته توانايي و دانش كافي را براي رساندن كشتيگيران و تكواندوكاران به سطح اول اين ورزشها در جهان دارند.
بر خلاف اين رشتهها، در برخي ديگر از ورزشها همانطور كه اشاره شد حضور مربي خارجي امري لازم است. به خصوص اينكه در برخي ورزشها، تيمهاي ملي كشورمان فاصله زيادي با تيمهاي مطرح جهان دارند و براي اينكه اين فاصله كمتر شود، بايد از توان و تجربه مربيان كشورهايي كه در اين رشتهها صاحب سبك هستند و نامي براي خودشان دست و پا كردهاند استفاده كرد. به همين خاطر بديهي است در صورت حضور مربي خارجي بايد سراغ گزينههايي از اين دست رفت كه ميتوانند ورزش كشورمان را متحول كنند. با اين حال در سالهاي اخير موردهاي زيادي ديده شده است كه مسئولان فدراسيونها يا تيمهاي باشگاهي به صرف خارجي بودن يك مربي سطح پايين را به ايران آوردهاند اما در ادامه با عدم كارايي اين مربي، مجبور شدهاند او را بركنار كنند، آن هم در شرايطي كه چند ده هزار دلار صرف آوردن چنين مربياي كردهاند و اين پول به جاي اينكه دردي از ورزش دوا كند، با حضور چنين مربياني حيف و ميل ميشود و سود اعتماد به چنين مربياني كه بيشتر از طريق واسطهها به ايران ميآيند تنها به جيب دلالان ميرود.
به همين خاطر بايد از حضور مربياني در ورزش ايران استقبال كرد كه در رشتهاي كه فعاليت ميكنند، شناخته شده هستند. نكتهاي كه در اين زمينه اهميت پيدا ميكند، استفاده از خارجيهاي معتبر و اسم و رسم دار براي تيمهاي ملي رشتههاي مختلف ورزشي است. البته شايد نتوان به دليل محدوديتهاي مالي كه كشورمان دارد، به خاطر قيمت بسيار بالاي مربيان سطح يك جهاني، از آنها استفاده كرد، اما بايد حداقل از مربي خارجي استفاده كرد كه علاوه بر قيمت مناسب از يك رزومه قابل قبول برخوردار باشد. حضور مربياني مانند ولاسكو و كارلوس كرش در تيمهاي واليبال و فوتبال از همين نمونهها است؛ مربيان مطرحي كه قيمت خيلي بالايي هم نداشتند اما با توجه به كارنامه درخشانشان گزينههاي خوبي براي حضور در ايران بودند و موفق هم بودند و مربياي مانند ولاسكو واليبال ايران را در كمتر از دو سال از يك قدرت درجه 2 آسيا به يكي از تيمهاي سطح اول آسيا تبديل كرد.
البته علاوه بر دانش اين مربيان در تيمهاي ملي، بايد از تجربه و توان اين مربيان در ردههاي پايه هم استفاده كرد و از آنها خواست كه نظارت ويژهاي روي تيمهاي پايه كه پشتوانه آينده ورزش كشور را ميسازند استفاده كرد، علاوه بر اين بهكارگيري مربيان داخلي در كنار مربيان خارجي براي انتقال تجربهها و همچنين برگزاري كلاسهاي آموزش مربيان خارجي براي مربيان داخلي براي استفاده از دانششان، ميتواند در آينده كشورمان را صاحب مربياني باتجربه و بادانش كند كه ميتوانند جاي خارجيها را بگيرند.