
رسانههاي اجتماعي گونهاي از رسانهها هستند كه بعد از رسانههاي جمعي ظهور يافته و امكان تعامل ميان توليدكننده پيام و دريافتكننده آن را فراهم ميآورند، بدين معنا كه در اين رسانهها مخاطب يا گيرنده پيام، منفعل نبوده و به تعامل پويا و فعالانه با پيام، فرستنده، فرآيند ارسال و دريافت و بستر ارائه پيام ميپردازد. در نهايت هم امكان ايجاد تغييرات در پيام ارسالي و بازنشر آن را دارد كه به افراد ديگر پيامي تركيبشده با انديشهها و آموزههاي فكري خود بازنشر ميكند. از آمار و ارقامي كه هر روزه ارائه ميشود چنين برميآيد كه رسانههاي اجتماعي رشد و گسترش روزافزون و پرسرعتي داشتهاند. وجه مشترك گونههاي متعدد رسانههاي اجتماعي مخاطبمحور بودن آنها و توليد محتوا توسط افراد استفادهكننده است، بدين صورت كه در رسانههاي اجتماعي هر فرد محتوايي كه خود توليد يا از ميان محتواي موجود در شبكه اجتماعي مجازي انتخاب كرده را با ديگر افراد به اشتراك ميگذارد. ميدانيم كه بر اثر تغيير و تحولات و انقلابات رخداده در تكنولوژي و روند استفاده از آن در دنيا و همچنين ظهور فناوري اطلاعات و ارتباطات، روند گذران اوقات اقشار سني مختلف نيز تغيير پذيرفته است، در اين ميان جوانان و نوجوانان جزو اولين اقشاري هستند كه نسبت به تكنولوژيهاي جديد اشتياق نشان داده و جذب آنها ميشوند؛ اشتياق و جذبي كه عاري از آسيب نيست.
گرايش شديد جوانان به شبكههاي مجازي
بر اساس آمار، ارقام و يافتههاي ارائه شده از تحقيقات علمي مشخص است كه روند استفاده از اينترنت و به خصوص رسانههاي اجتماعي اخيراً به شدت افزايش يافته است و گونهاي خاص از رسانههاي اجتماعي كه شباهت فزايندهاي به زندگي اجتماعي واقعي بشر داشته و در آن روابط و تعاملات اجتماعي تا حد زيادي شبيهسازي شده است كه همان شبكههاي اجتماعي مجازي هستند، مورد اقبال فزاينده مخاطبان و به ويژه جوانان قرار گرفته و زمان آنان را ميبلعد.
تمام اين موارد توجه فراوان جوانان، نوجوانان و ديگر اقشار سني به شبكههاي اجتماعي مجازي كه شواهدي از آنها در دست است، لزوم توجه ويژه و طراحي تحقيقات مختلف جهت سنجش و مطالعه ميزان استفاده، دلايل و مشوقهاي جذابيت اين شبكهها براي افراد و نيز علتهاي ممكن براي صرف وقت فزاينده در اين فضا را اثبات ميكنند.
جوانان و نوجوانان ما به طور فزايندهاي مدت زمان نسبتاً زيادي از اوقات فراغت خود را صرف اين شبكههاي اجتماعي مجازي ميكنند و سبك زندگي آنها از جمله رفتار، نگرش، نظرات و ديدگاههاي آنها تحت تأثير اين شبكههاي اجتماعي مجازي تاحد زيادي تغيير پذيرفته است كه تمامي اين موارد، لزوم دقت نظر و انجام مطالعات گسترده در اين حوزه را يادآور است.
فراموشي زندگي واقعي
نتايج مطالعات محققان نشان داده است كه افراد با حضور در شبكههاي اجتماعي و استفاده از گونههاي مختلف اين رسانهها از مزاياي صرفاً مجازي حضور در اين اجتماع نظير حمايت اطرافيان، اطلاعات، عواطف و احساسات به گونهاي غيرواقعي برخوردار شده و اغلب جوانب زندگي واقعي خود را كه نيازمند حضور فيزيكي افراد در كنار يكديگر است فراموش و تنها در اين اجتماعات مجازي سير ميكنند.
همانطور كه فرانسيس كايرنكراس ميگويد: مهمترين چيز درباره يك فناوري نوپديد، چگونگي كاركرد آن نيست، بلكه چگونگي استفاده مردم از آن و تغييراتي است كه در زندگي بشر ايجاد ميكند.
گسترش چشمگير توليد و نشر آثار ديجيتال
در حال حاضر توليد و نشر آثار ديجيتال همچون نرمافزارهاي چند رسانهاي، بازيها و سرگرميها، رسانههاي بر خط و اينترنت، هنرهاي ديجيتال، تلفن همراه و سرويسهاي مختلف و همچنين كاربرد اين آثار در زمينههاي مختلف فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي گسترش چشمگيري يافته است.
اين واقعيت نياز به شناخت و بررسي وضعيت موجود كشور، سياستگذاري متناسب با هر يك از زيربخشها، برنامهريزي براي دستيابي به جايگاه شايسته كشور در منطقه و سرانجام تحقق اهداف چشماندازها را به نيازي اساسي تبديل كرده است. هماكنون در كشور، ظرفيتها و بسترهاي لازم براي بهرهبرداري از اين ابزار، به منظور انتقال پيام فرهنگي و تقويت حضور فعال و مقتدرانه در حوزه فضاي مجازي وجود دارد و با بذل توجه لازم به زيرساختها، نيروي انساني جوان و پر تلاش، توسعه مهارتها و دانش ديجيتال عمومي و اهتمام به توليد و ساماندهي محتواي ديجيتالي و عرضه مناسب آن، ميتوان در فضاي مجازي ملي و منطقهاي نقشآفريني كرد.
از سوي ديگر برنامهريزي شيوه تعامل با تأثيرات فرهنگي و اجتماعي رسانههاي ديجيتال و فناوريهاي نوين اطلاعات و ارتباطات، متناسب با ارزشها و اهداف ملي و ديني و با توجه به سرمايههاي فرهنگي و اجتماعي ارزشمند كشور و با تأكيد بر الگوهاي برآمده از جمهوري اسلامي ايران كه از آنها در قالب الگوهاي اسلامي - ايراني ياد ميشود، اهميتي مضاعف مييابد.
روند رشد فناوريها و رسانههاي نوين، همزمان تركيبي از فرصتها و تهديدها را همراه دارد كه ازجمله در قالب انتقال محتوا و پيام، زمينهساز تحولات فرهنگي و اجتماعي بسياري است.
رسانههاي مجازي و سبك زندگي
به نظر ميآيد همين كه بر اهميت و تأثيرگذاري اين رسانههاي اجتماعي بر فرهنگ و سبك زندگي و شيوه گذران اوقات افراد نظر بيفكنيم به نحوي تهديدها و در عين حال فرصتهاي اين فضا را نيز مورد بررسي قرار دادهايم. به اين معنا كه اگر ميزان اهميت اين فضا و سهمي را كه اين رسانههاي اجتماعي در ميان موضوعات فعاليتي افراد داشتهاند بررسي كنيم، خود صحه گذاشتن بر اهميت درك تهديد و فرصت اين فضاي نوپديد است.
استفادههاي مختلف از اين فضا و حضور آنها در ميان فعاليتهاي روزانه افراد به مثابه تيغي دولبه است، همانگونه كه فرد ميتواند با صرف زمان نسبتاً طولاني از مزاياي اين شبكههاي اجتماعي مجازي بهرهمند شود، ممكن است تحت تأثيرات منفي آن نظير آسيبهاي جسماني استفاده طولانيمدت يا آسيبهاي رواني، روحي و عاطفي حضور بيش از حد در اين فضا نيز قرار بگيرد.
با توجه به اهداف اجرايي و عملياتي آينده، نياز است ضمن طراحي و تدوين طرحهاي مصوب تحقيقاتي براي كشف، شناسايي و استخراج اطلاعات در زمينه نحوه استفاده فعلي، مشوقها و انگيزشهاي افراد از اين فضاي مجازي و رسانههاي اجتماعي در كشور ايران، آسيبها و تهديدهاي فعلي اين فضا را براي كاربران مورد بررسي دقيق قرار داد تا از بحثهاي نسبتاً كلي و نظري بدون اتكا به بنيان پژوهشي پرهيز شود.