كسب عنوان چهارمي سال گذشته در ليگ جهاني انتظارات را بالا برده بود. به طوري كه به رغم قرار گرفتن در گروه مرگ باز هم توقع صعود وجود داشت.
اين احساس فقط از جانب مردم نبود. خودمان هم خيلي دوست داشتيم صعود كنيم و فكر ميكرديم ميتوانيم. چه از لحاظ منطقي و چه احساسي كه نگاه ميكرديم خودمان را مستحق صعود ميدانستيم. به همين دليل تلاش زيادي هم كرديم اما واقعيت اين بود كه ما با سه قهرمان همگروه بوديم. اگر چه روسيه دور از انتظار نتيجه گرفت اما نميتوان منكر قدرت اين تيم و جايگاهي كه در دنيا دارد شد. انتظارات از تيم ملي بالا بود چون همه ميدانستند كه توانايي اين تيم بالاست اما نشد و هنوز حسرت آن را ميخوريم.
اگر نخواهيم بگوييم يكي از هدفهاي كواچ صعود از گروه بود حتماً هدفگذاريهايي شده بود، فكر ميكنيد تا چه اندازه توانستيد به اين هدفها برسيد؟
هدفگذاري كه بعد از مشخص شدن قرعه در ليگ جهاني شد نگه داشتن تيم در سطح يك بود. ميدانستيم با توجه به تيمهايي كه با آنها همگروه شده بوديم كار سختي حتي براي نگه داشتن تيم در جايگاه فعلي داريم چه رسد به صعود از گروه. البته اين هرگز باعث نشد براي صعود تلاش نكنيم. اما اگر نتوانستيم صعود كنيم توانستيم به هدفي كه براي نگه داشتن تيم در سطح يك داشتيم برسيم. ما تيمهايي را شكست داديم كه ساليان سال است در اين رقابتها حضور دارند و تجربه بالايي دارند، اما همين تيمها برابر ما به زانو در آمدند؛ روسيه سه بار، امريكا دو بار و لهستان يك بار. اين كم چيزي نبود براي تيمي كه تازه ابتداي يك راه سخت و طولاني است. آن هم در حالي كه كارشناسان خبره دنيا شانس آخر را در گروه به ايران داده بودند، اما توانستيم بالاتر از قهرمان المپيك قرار بگيريم.
البته ميشد معادلات را بيش از اين برهم زد اگر در بازي دوم ورق به سود حريف برنميگشت!
همه بازيهاي ليگ جهاني يك طرف، بازي با لهستان يك طرف. بين ما و لهستان يك تيم بايد صعود ميكرد. اين حساسيت را بيش از پيش كرده بود، با برد دوم همه چيز مساوي ميشد و كار به بازيهاي آخر ميكشيد، در حالي كه همه فكر ميكردند تكليف گروه ما خيلي زودتر روشن شود. اما در بازي دوم با لهستان اتفاقي افتاد كه هيچ كدام از ما هم انتظارش را نداشتند. آنها در دومين بازي در تهران عالي بودند. خيلي تلاش كرديم اما واقعاً نتوانستيم از عهده قهرمان جهان در دومين ديدار بر آييم. بچهها خيلي تلاش كردند، چون اين بازي ميتوانست براي صعودمان خيلي مهم باشد، حتي ممكن بود كار به ست شماري بكشد، ما بارها در طول بازيها عقب افتاده بوديم اما موفق شده بوديم جبران كنيم. اما در اين بازي به رغم ميزباني، به تجربه لهستان در لحظات حساس باختيم. ضمن اينكه نميتوان منكر اين مسئله شد كه حريف در آن بازي خيلي خوب كار كرد و حتي لايق تحسين بود. آنها خودشان هم بعد از بازي اعتراف كردند كه بهترين بازي خود در طول اين فصل را انجام دادهاند. آن هم برابر ايران نه يكي از قهرمانان جهان.
اما اين توقع وجود داشت كه مثل بازي با امريكا سه امتياز هر دو بازي را به دست آوريد، خصوصاً كه در بازي اول هم اين تيم را مغلوب كرده بوديد.
واقعيت اين است كه انتظارات مردم از ما خيلي بالا رفته، حتي توقع ندارند امتيازي از دست بدهيم. اين البته از تعصب و علاقه آنها به تيم ملي كشورشان است. اما بايد پذيرفت كه ما تنها سه سال است كه به ليگ جهاني وارد شدهايم در حالي كه قلدرهاي اين رشته براي جام تلاش ميكنند. ما نياز به زمان و تجربه داريم تا فوت و فن بزرگ بودن را ياد بگيريم. ما هنوز بايد از حريفانمان ياد بگيريم، ضمن اينكه از لحاظ فيزيكي هم هنوز خيلي از آنها عقبتر و ضعيفتر هستيم. اما غيرت و جنگندگيمان باعث ميشود امتياز بگيريم. آن هم از قهرمانان و بزرگان دنيا. شايد در بازي با لهستان ايران هميشگي نبوديم اما تحت تأثير حريف قرار گرفته بوديم چون آنها واقعاً عالي بودند و اين را نميتوان منكر شد.
بعد از آن باخت چه اتفاقي رخ داد و كواچ چطور تيم را جمع كرد؟
خب باخت هميشه تلخ است. قبولش براي خودمان هم كار آساني نبود، كواچ اما در تمرين گفت كه همه چيز تمام شده است، ناراحتي بماند براي بعد، ما به هيچ تيمي كاري نداريم و كار خودمان را ميكنيم. هنوز شانس داشتيم. بايد روسيه را هم از سد راه برميداشتيم و اميدوار بوديم لهستان به امريكا ببازد. دوست نداشتيم به جدول ليگ جهاني نگاه كنيم و فقط ميخواستيم اين بازيها را خوب تمام كنيم. اميد در بچهها وجود داشت و با تمام قوا بار ديگر متحد شديم براي شكست روسيه تا شايد بتوانيم صعود كنيم اما...
باخت به لهستان را شايد بشود توجيه كرد اما انتظار شكست برابر روسيه وجود نداشت.
بعد از بازي اول با روسيه همه چيز از بين رفت. دليل اصلي باخت به روسيه انگيزهاي بود كه ديگر نداشتيم. انگيزهها فروكش كرده بود. نتيجه بازي لهستان برابر امريكا شوك بدي بود براي ما. بسياري از بچهها تا صبح از ناراحتي خواب به چشمشان نيامده بود. همه عصبي و ناراحت بودند كه چرا با اين همه تلاشي كه كردند آخر كار اين گونه شده بود. باز هم گيم اول را برديم اما. . . انگار ديگر كسي توان ادامه نداشت. خيلي تلاش كرده بوديم اما همه چيز از دست رفته بود. در بازي دوم برابر روسيه خودمان بد بوديم كه باختيم. به خودمان باختيم، به انگيزهاي كه از دست داده بوديم.
چرا تيم ملي بازيهاي اول را خوب شروع نميكند؟ اين به تعداد بازيهاي تداركاتي و كيفيت آن بستگي دارد؟
نه، بازيهاي تداركاتي خوبي انجام داده بوديم، بازي با چك را خودم هم دوست نداشتم اما فنلاند ما را برد. سال قبل هم به بلغارستان و صربستان رفته بوديم، آنها هم بزرگان واليبال هستند. فكر ميكنم مشكل از اعتماد به نفس ماست. يك بازي را كه ببريم ديگر كار تمام است و بقيه را قلع و قمع ميكنيم. اگر بازي اول را ميبرديم شرايط الان فرق ميكرد. كمي زمان ميبرد با جو آشنا شده و جا بيفتيم. شايد اگر بازيهاي اول در خانه خودمان برگزار ميشد مسئله فرق ميكرد. وقتي ميزبان هستيم قدرت بيشتري داريم، حريف كه وارد زمين ميشود تن و بدنش ميلرزد و اين به سود ماست.
سرمربي روسيه بعد از بازي مقابل ايران در سالن 12 هزار نفري گفته بود گوشهايم هنوز درد ميكند.
واقعيت را گفته، گاهي خودمان هم در جو سالن به مشكل برميخورديم، البته وقتي كه عقب ميافتاديم، چون نميخواستيم شرمنده مردم باشيم. البته در تمام دنيا همينطور است وقتي در خانه بازي ميكني سرتر از حريف هستي اما وقتي عقب ميافتي، جو عليه خودت هم ميشود. اما بايد از خجالت مردم درميآمديم، حضور آنها خيلي به سود ما بود. البته توقع اين استقبال را هم داشتيم، مردم واليبال را دوست دارند و در سال دو ماه با آن زندگي ميكنند. در واقع توقع ما از مردم و مردم از ما كاملاً دو طرفه است. البته توقعي كه از مردم داريم طلبكارانه نيست و در واقع يك جور نياز است. آنها كه باشند ما قوي ميشويم و قدرت ميگيريم.
سال گذشته يك مصدوميت باعث شد غفور جايت را در تركيب تيم بگيرد و او هم آنقدر خوب كار كرد كه ديگر نتوانستي به تركيب برگردي، اما امسال توانستي حقت را بگيري و اين بار آنقدر خوب بودي كه نوبت به غفور نرسيد و امتيازآورترين بازيكن هم شدي.
مصدوميت جزئي از ورزش است. ميتواني تلاش كني براي پيشگيري اما نميتواني مانع مصدوميت ناگهاني شوي. بازي آخر مرحله گروهي بود كه مصدوم شدم و به خاطر آن مصدوميت خيلي عقب افتادم و يكي از بزرگترين شانسهاي زندگيام را از دست دادم و نتوانستم در فينال ليگ جهاني كه آرزوي هر بازيكني است بازي كنم. هر زمان كه فكر ميكنم خيلي ناراحت ميشوم. مصدوميت بد موقعي بود. از پاي تلويزيون كه بازيها را ميديدم اذيت ميشدم. خصوصاً در بازي آخر. اما انصافاً غفور هم خوب كار كرد و اين جاي خوشحالي داشت. ضمن اينكه ما يك شعاري داريم كه مهمتر از بازي كردن ما موفقيت تيم ملي است. براي برگشت به تركيب تيم اما خيلي تلاش كردم و خوشحالم كه موفق شدم.
در بسياري از زمانهاي بازي بار تيم به دوش شهرام محمودي يا كسي كه به جاي او بازي ميكرد بود. اين باعث نميشد دچار استرس شوي؟
وقتي خوب بازي ميكني پاسور تيم به تو اعتماد ميكند و پاس ميدهد. وقتي جواب اعتمادش را ميدهي تعداد اين پاسها بيشتر و بيشتر ميشود، به طوري كه گاهي دو سه بازيكن براي مهارت مقابلت هستند و اين كار را سخت ميكند، البته تجربه باعث ميشود دست و پايم را گم نكنم، اما گاهي هم نميتواني از عهده دفاع سرسخت حريف برآيي. چون حسابي زير ذرهبين هستي و براي كنترلت برنامهريزي ميكنند. به همين دليل گاهي ميشود كه ديگر نميتواني راحت بازي كني اما وقتي سرنوشت يك بازي به يك پوئني است كه ميتواني بگيري ديگر استرس معنايي ندارد و فقط به فكر بازي هستي و از جان مايه ميگذاري.
در يك خانواده واليبالي هستي، اين چه كمكي ميتواند بكند؟ بهنام محمودي به عنوان برادرت در شرايط حساس كمك ميكند؟
خب آن اوايل خيلي راهنمايي ميكرد و ميگفت چه كنم كه موفق بشوم و بتوانم بهتر كار كنم اما الان كه پخته شدهام مثل قبل نيست و فقط گاهي ميگويد اگر اينطور بودي بهتر بود و اجازه ميدهد خودم اگر مشكلي داشتم از او و تجربياتش استفاده كنم.
برخورد خانواده بعد از باخت چيست؟ توبيخ هم ميشويد؟
توبيخ كه نه اما ميپرسند كه چرا اينطور شد، شرايط بچهها خوب نبود يا مسئله ديگري بود. آنها هم پيگير هستند اما توبيخي در كار نيست چراكه ميدانند تمام تلاشمان را ميكنيم.
برخورد مردم بعد از بازيها چيست؟
برخورد مردم واقعاً عالي است. هميشه شرمنده آنها هستيم. علاقه مردم به واليبال خيلي زياد شده، در كوچه و خيابان ميبينيد از بچهها گرفته تا بزرگترها يك نخ كشيدهاند و در حال بازي كردن هستند. اين نشان از علاقه آنها و تأثير رشد واليبال در سطح دنيا دارد. آنها هم پيگير هستند چون برايشان مهم است. ميپرسند كه چه شده و چه اتفاقي افتاده و وقتي توضيح ميدهيم كاملاً منطقي با مسئله برخورد ميكنند و اين باعث ميشود انگيزه و روحيهاي دو چندان بگيريم چون ميبينيم كه مردم واليبال را ميفهمند و درك ميكنند و ميدانند كه تمام تلاشمان را ميكنيم تا دينمان را به آنها ادا كنيم.
بعد از باخت به امريكا و لهستان انتقادهاي زيادي شد كه اگر چه تيم ملي برابر آن سكوت كرد اما برد برابر روسيه مثل شكسته شدن بغض بازيكنان بود و آنچه از چهار بازي قبلي در دل داشتند بيرون ريختند. فكر ميكني اين انتقادها زمان ديگري مطرح ميشد بهتر نبود؟
همينطور است. بايد منطقي پيش برويم و گامهايمان را محكم برداريم. ما روسيه، امريكا يا برزيل نيستيم. ما ايران هستيم؛ شگفتيساز مسابقات. ما سطح سختي را تجربه ميكرديم و اين خيلي ناراحتكننده بود كه چرا اينطور انتقاد ميكنند. درست است كه انتظارات از ما بالا بود و توانايي ما هم بالا بود اما ما با سه قهرمان همگروه بوديم. تيمهايي كه 40- 30 سال است در اين رده تلاش ميكنند اما ما توانستيم آنها را شكست داده و با مشكل مواجه كنيم و باعث شويم از سطح يك به سطح دو بروند. فكر ميكنم حقمان نبود در آن مقطع به آن شكل مورد انتقاد قرار گيريم.
به نظر ميرسد هنوز هم ناراحت هستيد.
مسئله اينجاست كه انتقاد بايد سازنده باشد نه كوبنده. مگر ما قهرمان جهان بوديم؟ به نظر ميرسيد برخي از باخت ما خوشحال ميشوند و منتظر اين بودند. اين خيلي ناراحتكننده بود. قبول داريم باختيم، در امريكا خوب نبوديم، در لهستان ميتوانستيم بهتر كار كنيم اما كاملاً مشخص بود كه بازي به بازي بهتر ميشويم. كل ايران ناراحت بودند و اين را خودمان هم ميدانستيم، خودمان هم از باختها ناراحت بوديم. اما برخي انتقادها. . . . فشار زيادي روي ما بود. از رئيس فدراسيون گرفته تا تداركات تيم. خب تأثير خوبي روي بازيكنان نداشت. هر چند وقتي ميخواستيم وارد ميدان شويم همه مسائل را بيرون ميگذاشتيم و جز به موفقيت تيم و برد فكر نميكرديم. اما اي كاش آن انتقادها در آن زمان و به آن شكل مطرح نميشد.
قبل از مسابقات اما برخي معتقد بودند به جاي صعود بايد به فكر اين باشيم كه جايگاهمان را حفظ كرده و منطقي گام برداريم. چراكه اين ثبات است كه ميتواند زمينهساز موفقيت باشد.
بله، اين تيم حالا حالاها كار دارد. بايد منطقي پيش برويم. اين تيم چند سال بعد ميتواند خيلي بهتر از اينها باشد اگر گامهايش را حساب شده بردارد. ضمن اينكه بايد جوانهايي را به تيم اضافه كنيم كه در آينده به مشكل برنخوريم. سال گذشته عباديپور به تيم اضافه شد و امسال معنوينژاد. بايد حساب شده عمل كنيم و تا زماني كه مدعي شويم بايد مراحل را يكي يكي طي كنيم و به فكر طي كردن ره صد ساله در يك شب نباشيم كه در آن صورت ممكن است با يك سقوط آزاد مواجه شويم.
با توجه به اينكه تيم ملي موفق به صعود نشد فكر ميكني پيشرفتي نسبت به سال گذشته داشت؟
صد درصد. بازيكن جوان سال گذشته امسال در تركيب تيم جا افتاده بود و بازيهاي خوبي انجام داد. از طرفي در گروهي قرار داشتيم كه همه انتظار داشتند تيم آخر باشيم اما نه تنها توانستيم بالاي قهرمان المپيك قرار بگيريم، كه موفق شديم معادلات را هم برهم بزنيم. به طوريكه تا بازيهاي آخر مشخص نبود چه كسي صعود ميكند و در دو بازي آخر بود كه مشخص شد لهستان به همراه امريكا صعود ميكند. در حالي كه انتظار ميرفت اين مسئله خيلي زودتر مشخص شود اما آنقدر خوب بوديم كه اجازه نداديم تصوراتي كه قبل از بازيها وجود دارد به حقيقت بپيوندد و اين نشان از پيشرفت تيم ما داشت.
الان كه به عقب برميگرديد و بازيها را مرور ميكنيد حسرت بازي با لهستان را نميخوريد؟
چرا، مگر ميشود حسرتش را نخوريم. هنوز هم ميگويم اي كاش لهستان را برده بوديم. باخت به لهستان در بدترين زمان ممكن رخ داد اما ما هم تلاشمان را كرديم و نشد. هر چند اين مانع از آن نميشود كه حسرت بخوريم. ولي اميدوارم تجربهاش در آينده كمكمان كند.
يك مسئلهاي كه وجود دارد موفقيتهاي تيم ملي واليبال طي چند سال اخير است كه بارها و بارها با فوتبال و عدم موفقيت آن مقايسه شده است. هم از لحاظ نتيجهگيري و هم توجه مسئولان و پاداشهايي كه در نظر گرفته ميشود. اين مسئله چقدر ميتواند در روند نتيجهگيري واليبال تأثير داشته باشد؟
قياس كردن دو ورزش با هم اصلاً درست نيست، فوتبال ورزش اول است و اكثر مردم آن را دوست دارند، در اين جاي هيچ بحثي نيست. ما هم اگر گاهي اعتراضي ميكنيم يا حرفي ميزنيم از آن جهت است كه توقع داريم تلاشها و زحماتمان ديده شود. ببينيد، همه چيز مسائل مالي نيست. بحث پاداشها يك بعد قضيه است. مسئله اين است كه كار و تلاشي كه ميكنيم ديده شود. وقتي تلاش ميكني و حس ميكني ديده نميشود و كسي توجه نميكند تأثير بدي دارد. مردم واليبال را دوست دارند و سالي دو ماه با آن زندگي ميكنند. اين نشان از علاقه آنها به واليبال دارد. علاقهاي كه بعد از موفقيتهايي كه كسب ميشود بيشتر هم ميشود، به طوريكه در كوچه و خيابان ميبينيم كه از كوچك تا بزرگ با بستن يك نخ واليبال بازي ميكنند. خب وقتي چنين تأثيري در جامعه داريم توقع داريم كه توسط مسئولان هم كارمان ديده شود وگرنه بحث مقايسههاي ديگر يا زير سؤال بردن ورزش ديگري وجود ندارد. هر چند وقتي وارد زمين ميشويم فقط به فكر موفقيت تيم و خوشحال كردن مردم و كسب افتخار براي كشورمان هستيم و حتي اگر ناراحتي هم باشد آن را بيرون زمين ميگذاريم.
با توجه به تجربههاي كسب شده فكر ميكنيد تيم ملي در جام جهاني چطور ظاهر شود؟
نميتوان پيشبيني كرد، همه تيمهاي قدر در اين رقابتها شركت ميكنند و همه هم به دنبال كسب موفقيت هستند به همين دليل كار سختي در پيش داريم اما ميتوانم با اطمينان بگويم كه بچهها مثل هميشه از هيچ كوششي فروگذار نخواهند كرد و تمام تلاشمان را ميكنيم تا براي ايران عزيزمان افتخارآفريني كنيم.