کد خبر: 729203
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۲
بسياري از اختلاف‌هاي خانوادگي منجر به شكل‌گيري پرونده‌هاي جنايي مي‌شود
پسر جواني كه متهم است يك سال قبل در دفاع از خواهرش، داماد خانواده را به قتل رسانده روز گذشته در جلسه محاكمه، حادثه را شرح داد.
به گزارش خبرنگار ما، متهم 28 ساله پرونده كه وحيد نام دارند، صبح ديروز از زندان رجايي‌شهر به شعبه 4 دادگاه كيفري يك استان تهران منتقل شد. بعد از رسميت پيدا كردن جلسه دادگاه، نماينده دادستان، به درخواست قاضي عبداللهي در جايگاه قرار گرفت و در شرح كيفرخواست گفت: متهم، بيستم شهريورماه سال 93 در يكي از خيابان‌هاي اسلامشهر شوهر خواهر 28 ساله‌اش مهران را به قتل رسانده است. براساس تحقيقات كه بازپرس و پليس انجام داده‌اند، گناهكاري او محرز است و برايش درخواست صدور مجازات قانوني دارم.
پس از آنكه اولياي دم مقتول براي متهم درخواست قصاص كردند، وحيد به دستور قاضي در جايگاه ايستاد و اتهام خودش را پذيرفت. او در حالي كه گريه مي‌كرد در شرح حادثه گفت: شب بود. با مادرم در خانه نشسته بوديم كه خواهرم تماس گرفت و با مادرم صحبت كرد. شنيدم كه مادرم با ناراحتي از او مي‌پرسد چرا دعوا كردي؟ وقتي تماس آنها قطع شد، مادرم گفت كه دامادمان خواهرم را كتك زده و او را همراه بچه‌اش از خانه بيرون انداخته است. مريم به مادرم گفته بود كه اول به خانه پدر شوهرش رفته اما آنها هم او را به خانه راه نداده بودند. وقتي ماجرا را شنيدم ناراحت شدم. همان لحظه با مهران تماس گرفتم اما گوشي را برنداشت. بعد از آن به اتاقم رفتم و خوابيدم. صبح كه بيدار شدم ديدم كه مهران چند پيامك تهديدآميز برايم فرستاده و گفته است كه من را هم ادب مي‌كند. در يكي از پيامك‌ها نشاني محله‌اي را فرستاده و خواسته بود به آنجا برويم و با هم دوئل كنيم. من هم چاقويي برداشتم و به آن محل رفتم. وقتي رسيدم مهران را ديدم در حالي كه قفل فرمان پشت سرش پنهان كرده به سمت من مي‌آيد. من به او سلام كردم و دليل اختلاف‌شان را پرسيدم اما او فحاشي كرد. سر اين موضوع مشاجره كرديم كه با قفل فرمان به من حمله كرد. من هم براي اينكه از خودم دفاع كنم، چاقويي را كه داشتم، ‌از جيبم بيرون كشيدم و يك ضربه به سينه‌اش زدم كه زخمي شد و روي زمين افتاد. وقتي مهران در مقابل چشمانم جان داد، تازه فهميدم كه خودم خواهرم را بدبخت و بچه‌هايش را يتيم كردم. از شدت بغض، ناراحتي و ترس همان جا كه ايستاده بودم، بيهوش شدم و روي زمين افتادم تا اينكه از سوي مأموران پليس دستگير شدم.
قاضي سؤال كرد: چرا به محل حادثه رفتي؟ متهم جواب داد: چون مهران من را به يك دوئل دعوت كرده بود!
متهم در آخرين دفاع از خود، اظهار پشيماني كرد و در حالي كه گريه مي‌كرد، گفت: من از ترس اينكه مجروح ‌شوم، او را زدم اما فكر نمي‌‌كردم كه فوت شود. از اولياي دم طلب عفو و به بخشيدن‌شان اميد دارم.
قاضي عبداللهي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم، ختم جلسه را اعلام كرد و با هيئت قضايي وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار