
امروز همهمان تلاش ميكنيم تنها روي صندليهاي تك نفره بنشينيم، هدفون داخل گوشمان بگذاريم و بيتفاوت نسبت به نظر و خواسته ديگران موسيقي مورد نظر خودمان را گوش كنيم. دوستيهايمان به ندرت 10ساله ميشود و هر سال براي خودمان دوستاني با تاريخ مصرف يكساله پيدا ميكنيم. از همه چيز و همهكس دور ميشويم و تنهايي را بر جمع بودنمان ترجيح ميدهيم. برخلاف گذشته اين روزها برايمان فرق ميكند جايي باشيم كه نسبت به حضورمان فرقي ندارند با جمعي كه فقط از روي چاپلوسي تأييدمان كنند. خودمان و دايره ارتباطمان را آنقدر محدود كردهايم كه هر روز اطرافيانمان كمتر و كمرنگتر از قبل ميشوند. همه اينها نشانهاي براي تأييد افزايش خودخواهي و غرور دروني ما است. ما بر اساس همين غرور حتي به خودمان زحمت صحبت كردن با همسفر چند ايستگاه اتوبوسمان را نميدهيم، ما به خاطر همين خودخواهي و خودشيفتگي از جمع دوري ميكنيم و ارتباطمان را با مردم به حداقل ممكن رساندهايم. آنقدر محدود شدهايم كه بديهيترين رفتارهايمان را هم تغيير دادهايم. تا همين چند وقت پيش راحت جلو ميرفتيم، لبخند ميزديم، دوربينمان را به دوستي ميداديم و از او ميخواستيم كه عكسي از ما بگيرد اما اين روزها حتي اين ارتباط سطحي را هم حذف كردهايم. خودمان موبايل به دست ميشويم، دوربين جلو را فعال ميكنيم و از خودمان عكس ميگيريم. اگرهم ببينيم كمي كار برايمان سخت است راحت گوشي را برميداريم و براي خودمان يك مونوپاد سفارش ميدهيم تا يك عكس سلفي از زاويه خوب برايمان بگيرد. همه دنياي اين روزهايمان خلاصه شده در چند عكس سلفي و يهويي. اگرچه عكسهاي اين روز به واقعيت زندگيمان بيشتر نزديك است و كمترين كاور و روتوش را دارد اما حقيقت اين است كه موج سلفي زدههاي جامعه ما به نحو غيرمعمولي در حال زياد شدن هستند و از همه بدتر اينكه اين علاقه شديد قلبي (عشق) به سلفي نشانه خوبي نيست و سرنخي است از بيماريهاي روحي، رواني و اختلالات اجتماعي.
از كجا آمد به كجا رسيد!
برخلاف ادعاي غربيها كه معتقدند اولين عكس سلفي مدرن در قرن بيستم توسط جوزف بايرون مؤسس كمپاني عكاسي بايرون و بن فالك روي پشتبام مارسيو استوديو گرفته شده است امروز عكس منتشر شده از دوران قاجار نشان ميدهد كه مثل هميشه در بيشتر اولينها حتي در اولين سلفي هم رد پاي ايرانيان به چشم ميخورد. اما اينكه اولينبار لغت «سلفي» از كجا نشئت گرفته شد اسناد مقاله چاپ شده نشان ميدهد اين لغت اولينبار سال ۲۰۰۵ در مقاله «راهنماي چگونه عكس بگيريم؟» ريچارد كرايوز بهكار گرفته شده است. تحقيقات نشان ميدهد امروز كه ما به راحتي نشستهايم و حرف از سلفي ميزنيم بيش از 25 ميليون نفر در فضاي تصوير اجتماعي اينستاگرام از هشتك و عكسهاي سلفي استفاده ميكنند و در مقابل اين حجم خودخواهها هم 55 ميليون نفر از هشتكهاي «من» و «خودم» استفاده ميكنند. اما امروز در سال 2015 كار سلفي و هشتك(#selfie) به جايي رسيده كه اكثر سياستمداران، ورزشكاران، هنرمندان و شخصيتهاي معروف علمي سلفي گرفتن را جزئي از روند كاري و فعاليتهاي اجتماعيشان ميدانند. نمونه عيني دست به نقد سلفيهاي امروز عكسهايي بود كه از پيج شخصيتهاي معروف سياسي شركتكننده در مذاكرات وين منتشر ميشد. سلفيهاي لحظهاي موگريني، ظريف، عراقچي، لاوروف، لوران فابيوس و كري از چهرههاي معروف مذاكرات بودند كه بيشترين سلفيها را به خودشان اختصاص دادند؛ ناگفته نماند از اين قافله پاپ و فضانوردان هم جا نماندهاند! سؤال اينجاست كه چرا تا همين چند سال قبل ما حجم زيادي از كاربران و اعضاي فعال فضاهاي مجازي و اپليكيشنها را داشتيم كه به هزار و يك روش موجود تلاش ميكردند شخصيتشان شناخته نشود؛ كاربراني كه از اسم كاربري گرفته تا عكس و مشخصات پروفايلشان جعلي و فيك بود، امروز يكدفعه در همان رده سني اين كاربران به كساني تبديل شدند كه اصرار دارند حتماً عكس خودشان را به اشتراك بگذارند آن هم يك عكس از نوع سلفي! در سايه بودن و ناشناخته ماندن ديروز دختران رده سني 14 تا 30 سال در مقابل تمايل شديد و افراطي امروز همانها براي ديده شدن كمي عجيب نيست؟!
اين عرفي است كه امروزه توسط تكنولوژي روز دنيا در حال تغيير است و اين تغيير آنقدر سريع و همهجانبه است كه حيرت همه را برانگيخته است. بيشتر شبكههاي اجتماعي كه قبلاً با عكسها و نامهاي جعلي پر بود، حالا با عكسهاي سلفي و نامهاي اصلي و پر از اطلاعات شخصي پر شده است. اين تغيير يكدفعه و 180 درجهاي رفتار اتفاقي است كه تعجب انديشمندان، روانشناسان، جامعهشناسان و تحليلگران را برانگيخته است. حتي در مقوله سلفي گرفتن هم از همان ابتداي مطرح شدن اين سبك خاص عكاسي تا به امروز تغييرات بسياري اتفاق افتاده است. همان اوايل عكسهاي سلفي اكثراً در جمعهاي دوستان، فاميل و همكار گرفته ميشد كه عكاس در گوشه تصوير جا ميگرفت. رفته رفته نه تنها عكاس جايش را در قلب تصوير باز كرد بلكه ترجيح داد كه دوربين در يك دست از تنها سوژه كه خودش باشد عكس بگيرد و اين يعني نقطه اوج خودخواهي!
با چه زباني بگويم من را ببينيد؟
سلفي ريشه در نارسيسسم دارد! كلمات اين جمله شايد بزرگ و سخت باشد اما حقيقت اين است كه مفهومش ساده است؛ خودشيفتگي، عشق افراطي به خود، منيت و خويشبرتربيني همه دلايلي است كه روانشناسان فكر ميكنند دلايل مهم رواج سلفي در جامعه امروز است.
اگرچه اندكي خودشيفتگي در وجود اكثريت مردم، جنبه طبيعي دارد اما حقيقت اين است كه خودشيفتگي در بين سلفي پسندها رواج دارد چون آنها دوست دارند ديده شوند و تحسين بشنوند، چون شنيدن تأييد اطرافيان باعث ميشود كه شادي در وجودشان شكل بگيرد و در مقابل بيتوجهي و بياعتنايي ديگران آنها را به شدت افسرده ميكند. خودشيفتهها به همين دلايل است كه دوست دارند در همه لحظهها، مراسمها و مهمانيها ديده شوند، جلب نظر كنند و بعد از آن هم با علاقه عكسهايشان را در فضاي مجازي به اشتراك بگذارند چون منتظر تأييد بقيه هستند. طرفداران بعدي سلفيها گروه ديگري هستند كه به سندروم هيستريونيك يا سندروم نمايشي مبتلا هستند. اين افراد جزو گروهي از مردم هستند كه به قول دكتر ابهري هميشه تلاش ميكنند با لباسهاي پرزرق و برق و رنگارنگ، آرايشهاي غيرعادي موها و صورت و ژستهاي خاص در عكسهاي سلفي برتر و متمايز جلوه كنند.
تبديل شيك و اتو كشيده به شلخته شينيون
با دقت كمي ميشود فهميد روند سلفيهاي ما چقدر سريع تغيير كرده است! كافي است در فضاي اينستاگرام يك هنرمند يا شخصيت معروف بگرديد و به قديميترين عكس سلفياش برسيد. اوليهترين عكسهاي سلفي معمولاً در شرايط ايدهآل گرفته ميشود. شرايط ايدهآل يعني عكاس خوش تيپ، موهاي آب شانه كرده، دوستان شيك، فضاي زيبا و... اما امروز چه؟ عكسهاي سلفي امروز بيشتر از آنكه عكس باشد شرحي از ماوقع خصوصيترين و جزئيترين اتفاقهاي زندگيهاست. برخلاف تميزي و شيكي روزهاي اول اين روزها هركس در هر پوزيشني كه موبايلش به دستش ميرسد از خودش عكس ميگيرد و «همين الان يهويي» روي پيجش ميگذارد. اين همين الان يهويي واقعاً هم يهويي است چون عكاس معمولاً لباس نامرتب خانگي، موهاي آشفته، چشمهاي بادكرده يا در اتاق شلوغ عكسش را گرفته است. اگر عنصر جدانشدني سلفيهاي ديروز لبخند بود و تميزي، اين روزها چهره بيمار، صورت غمگين و حتي اشك چشم هم سوژه پرطرفدار سلفيها شده است، بماند از اينكه همين تغيير رويه هم جاي بررسي و سؤال دارد؛ اينكه چه انگيزه دروني سبب اينگونه رفتارها ميشود؟ و اينكه چگونه اين پديده با اين سرعت رشد كرده و افراد چگونه خود را با اين تغيير و تحولات همراه ميكنند؟ البته فراموش نكنيم سلفي گرفتن اين روزها زبان صامت قشر جوان شده است. آنها بهجاي حرفزدنها و درد دل كردنهاي دهه 70، بهجاي نوشتنها و پست گذاشتنهاي دهه 80 زبان گفتارشان را در دهه 90 به عكس تغيير دادهاند. من نميدانم تا چه اندازه اين تغيير زبان و روش انتقال خواستههاي نسل جوان مفيد يا مضر است اما ميدانم كه اين روزها تكنولوژي با همه محاسنش دارد معايبش را براي ما رو ميكند. ما بهجاي حرف زدن، گرفتن دست همديگر، زلزدن در چشمهاي طرفمان و سهيم شدن در شادي و غم يكديگر ترجيح ميدهيم يك عكس سلفي با چشمان اشكبار بگيريم و بنويسيم «همين الان يهويي»! اين سلفيهاي يهويي كه به لطف تكنولوژي بلاي جانمان خواهد شد بهترين سند است براي اثبات گفته آلبرت انيشتين: «من از روزي ميترسم كه تكنولوژي از تعامل انساني پيشي بگيرد. چنين روزي، جهان نسلي از احمقها خواهد داشت.»
خودخواهي به سبك قرن بيست و يكم
خودخواهي ما در قرن بيست و يك به نقطهاي رسيد كه ديگر براي عكس انداختن از اطرافيان خواهش نميكنيم كه از ما عكس بگيرند، ما حتي حاضر نيستيم برخلاف گذشته چند كلمهاي را براي خواهش كردن از ديگران وقت بگذاريم و از آنها بخواهيم عكسي بگيرند. مرز خودخواهي ما به جايي رسيده كه ميگرديم دوربينها، تبلتها و موبايلهايي با دو دوربين ميخريم تا خودمان از خودمان عكس بگيريم. مرز خودخواهيمان تاجايي پيش رفته كه سلفي، سلفي گرفتن و عكس سلفي جزو لغات برتر و پراستفاده سال 2013 از سوي آكسفورد اعلام شد و اين مركز مهم ادعا كرد از آغاز تا پايان همان سال استفاده از كلمه «سلفي» بيش از 17 هزار درصد رشد داشته است.
نرمالها هم خويشانداز ميگيرند
البته هستند كساني كه اگرچه تعدادشان اندك است اما سلفي را نه براي رفع مشكلاتشان و نه براي تأييد شدن ميگيرند. اينها همان كساني هستند كه نه خودستيز هستند و نه دگرستيز، نه دنبال تبليغ هستند و نه لايك ميطلبند، نه منتظر تأييد سلفي ميمانند و نه از بيتوجهي ميميرند. اينها همان گروهي هستند كه فقط و فقط براي ثبت لحظاتشان عكس ميگيرند. مشكلات رواني ندارند، افسرده نيستند، ارتباطات حقيقي و مطلوب اجتماعي خودشان را دارد و فقط ميخواهند لحظات خوبشان را ثبت كنند. تشخيص اين آدمها سخت نيست چون آنها به ندرت سلفي ميگيرند. حتي اگر علاقه وافر به عكاسي داشته باشند، عكسهاي سلفي آلبومشان بسيار كمياب است.
تب عكاسيتان را كم كنيد
در خانه همه ما ساطور پيدا ميشود، اغلب ما هم در خانههايمان چاقوهاي زنجاني تيز داريم، قيچي و وسايل خياطي هم جزو جدانشدني زندگي ما است، حتي ما از روي علاقهمان ممكن است گيتار يا سه تاري هم در خانه داشته باشيم. سؤال من اين است كسي كه در خانهاش ساطور دارد ضرورتاً قصاب است؟ كسي كه چاقوي زنجان دارد ميتواند گوسفند ذبح كند؟ من و شما كه در خانهمان ممكن است ابزاري از موسيقي داشته باشيم حتماً نوازنده حرفهاي هستيم؟ جواب همه اين سؤالها يك كلمه مشترك است؛«نه». هر ابزاري نشان از تبحر ندارد. حالا تصور كنيد اينكه همه ما موبايل، دوربين يا حتي تبلت باكيفيت داريم معنياش اين است كه ما عكاس هستيم؟ آيا همه اين ابزارها دليلي بر اين است كه ما عكاسي حرفهاي بلد هستيم؟ «نه». پس چه اصراري است كه همه بگرديم كلي هزينه كنيم تا موبايلي را بخريم كه كيفيت دوربينش 20 مگاپيكسل باشد يا دنبال دوربيني باشيم كه لنز سلفي هم داشته باشد. اينكه ايرانيها علاقه خاصي به عكاسي پاپيولار يا عمومي دارند چيز خاصي نيست و اين علاقه در همه كم و بيش وجود دارد اما نكته اينجاست كه اين علاقه نبايد در مركزيت قرار بگيرد؛ اين علاقه نبايد هدف خريد كردن ما، هدف پوشيدن و حتي هدف عكس گرفتن ما شود. يك شهروند با علاقه به عكاسي عادي و عمومي كسي است كه دوست دارد از زاويه خودش به فضاهاي پيرامونش نگاه كند و اين نه تنها بد نيست بلكه تحسينبرانگيز هم هست اما خطرناك وقتي است كه زاويه دوربين از فضا، مردم و منظره به خود ما بچرخد. اين چرخش نشانه خوبي نيست پس بياييد عكاس عمومي باشيم با روابط عادي و اجتماعيمان. يك عكاس عمومي هم نياز دارد كه دوربينش را در اختيار ديگران بگذارد و از آنها بخواهد كه عكسي از او بگيرند.
بيماري كه تصاعدي سرايت ميكند
تب عكسهاي خويشانداز اين روزها آنقدر بالا گرفته كه بخش مهمي از تحقيقات جامعهشناسان، آسيبشناسان، روانشناسان، جمعيتشناسان و حتي تحليلگران رفتار را به خود اختصاص داده است. محققان روسي با تحقيقات وسيعي كه در اين زمينه كردند به اين نتيجه رسيدند كه سلفي گرفتن به نوعي اعتياد در بين مردم جوامع تبديل شده است. اين اعتياد اگرچه همچون ساير اعتيادها خطرناك نيست اما بحثبرانگيز است. آسيبشناسان روسي معتقدند جنون فزاينده سلفي گرفتن به زودي به نوعي اعتياد آسيبشناسي منجر خواهد شد و اين اعتياد بايد به عنوان يك اختلال رواني در نظر گرفته شود.
اين آسيبشناسان تأكيد ميكنند كه هر سلفياندازي عكسش را با اين هدف ميگيرد كه روي سايتها و شبكههاي مختلف منعكس كند و اين جنون عكس گرفتن و نشان دادن خبر از گرايش به خودشيفتگي ميدهد. اين روزها روانشناسان در كنار آسيبشناسان و تحليلگران رفتاري با قاطعيت ميگويند كه سلفي گرفتن افراطي نه تنها رفتاري غيرعادي است بلكه نشانهاي از پايين بودن اعتماد بهنفس، خودبيني و عدم توانايي در برقراري ارتباط با ساير مردم جامعه است كه در مراحل پيشرفتهتر به بيماري تبديل خواهد شد.
براساس تحقيقاتي كه مركز آر. تي. بي. اچ روسيه منتشر كرد محققان دريافتهاند كه مدام عكس سلفي گرفتن از خود، به اشتراك گذاشتن در سايتها و طلب لايك كردن از دوستان و بازديدكنندگان نوعي رفتار براي برانگيختن تحسين اطرافيان است كه نهتنها ادامه اين روند ميتواند در فرد وابستگي ايجاد كند بلكه اين وابستگي در موارد شديد به جايي ميرسد كه فرد نياز به درمانهاي روانشناسي پيدا ميكند.
محققان روسي هم چنين به اين نتيجه رسيدهاند كه جنون سلفي در بين دختران بيش از پسران در رده سني 13 تا 30 سال بيش از ساير سنين ديده ميشود و همانگونه كه اعتياد به اينترنت در فهرست بيماريهاي رواني دستهبندي ميشود، اين تشخيص در مورد اعتياد به بازيهاي آنلاين، شبكههاي اجتماعي يا عكس سلفي نيز صدق ميكند. البته نتايج تحقيقات سال ۲۰۱۳ دانشگاه بيرمنگام روي افرادي كه بيشترين عكسهاي سلفيشان را براي پروفايل فيسبوك خودشان انتخاب كردند نشان داده كه اين افراد از نظر حمايتهاي اجتماعي و صميميت بسيار محدود هستند و در حقيقت بيشترين طرفداران سلفيها كساني هستند كه با مردم و اجتماع رابطه صميمي و مناسبي ندارند.
عكسي كه چرخ هزار صنعت را ميچرخاند
سلفيهاي اين روزها در حقيقت به صنعتي تبديل شدهاند كه به گردش ساير صنعتها هم كمك ميكنند. خوب يا بد بودن اين گردش و صنعت را ميگذاريم بر عهده خودتان. اين شما هستيد كه بايد بخوانيد و قضاوت كنيد كه صنعت سلفي گرفتن مفيد است يا مضر. بگذاريد واضحتر بگويم. وقتي يك خانم هنرمند از خودش عكس سلفي ميگيرد از مارك ساعت مچي، روسري، كيف، مانتو، كفش، زينت آلات و حتي موبايلش همه در قاب عكس جاي ميگيرد. «عكس جديد بازيگر سريال دردسرهاي عظيم رو ديدي؟ آيفون 6 گلد خريده»، «دقت كردي خواننده معروف تيتراژهاي تلويزيون هميشه در عكسهايش كفش گوچي ميپوشه؟»، «مدل شلوار جديد وين ديزل رو ديدي؟» اينها هميشه سؤالات و نكاتي است كه در قاب عكس شخصيتهاي معروف به چشم مردم عادي ميآيد و به واسطه الگوبرداري كه دارند ميروند، ميبينند و دقيقاً همان مدل و طرح را ميخرند. چه بسيار حجم وسيع خريدهاي مردم از مدلهاي خاص موبايل، لباس و كفش كه با الگوبرداري مردم از سلفيهاي مطرح شروع ميشود.
بگذاريد نمونه ديگري بگويم. دكتر منصور بهرامي از آسيبشناسان مطرح اجتماعي معتقد است رواج و رونق بازارهاي گردشگري در كشورهاي مختلف هم كاملاً برگرفته و تأثير گرفته از فضاي عكسها و فيلمهاي سلفي است. دكتر بهرامي در اين باره ميگويد: «تا همين چند سال قبل حجم وسيع عكسهاي سلفي كاربران در حال خوشگذراني در سواحل دوبي و مراكز تفريحي اين كشور دست به دست در فضاي مجازي ميچرخيد و همين عكسها باعث علاقهمندي و گرايش بسياري از افراد معمولي براي مسافرت به اين كشورها شد. رفته رفته عكسها و تصاوير به كشور تركيه رسيد. تورها، صحنهها و مراكز آنتاليا جزو تصاوير عادي فضاهاي گردشگري بود، اما امروز به راحتي ميشود فهميد كه تغيير فضاهاي گردشگري در عكسهاي سلفي به سمت سواحل آفريقاي شمالي در حال تغيير جهتدهي به صنعت گردشگري در سالهاي آينده است.»
پاي سوءاستفادهگران هم باز شد
در همه جاي دنيا وقتي يك روش براي كاسبي و درآمد بيشتر نتيجه بدهد، قدم بعدي اين سوءاستفادهگران هستند كه به طمع بيشتر وارد گود ميشوند. گود سلفي هم اين روزها از حضور سوءاستفاده گران خالي نيست. شركتهاي توليدي اعم از خوراك، پوشاك و حتي شركتهاي موادشوينده اين روزها از علاقه مردم به سلفي گرفتن باخبر شدهاند و تلاش ميكنند به نفع خودشان از اين فضا استفاده كنند. حتماً شما هم مثل من اين روزها پخش تبليغات و پيامهاي بازرگاني اين شركتها را از رسانه ملي ديدهايد. اولين شركتي كه در اين عرصه دست به كار شد يك شركت توليدكننده انواع سس، رب، ترشي و مربا بود كه سوژه مسابقهاش را در قالب عكس سلفي همراه با خانواده و محصولات توليدي شركت برگزار كرد. دومين نمونه هم يك شركت خودروسازي بود كه اعلام كرد به بهترين عكس سلفي كه در كنار مدل خاصي از توليدش گرفته شود جايزه ميدهد. اينها نمونههاي علني تبليغ كالاهاي خاص است، در حالي كه تبليغات مخفي و غيرعلني هميشه وجود داشته است. مثلاً يك برند خاص پوشاك زنانه از بانوي هنرمندي ميخواهد كه در عكسهايش تلاش كند مارك سرآستين مانتو يا علامت گوشه روسري حتماً ديده شود. البته بازار سوءاستفادههاي اينچنيني در بين شخصيتهاي معروف مثل ورزشكاران، هنرمندان و سياسيون داغ است چون در مركز توجه مردم قرار دارند.
در حال عبور از مرز خطر
گاهي اوقات وقتي نسبت به پديده يا اتفاقي بيتفاوت ميشويم تازه ميشود روند سير به حدود خطر را فهميد. هميشه بيتفاوتي آسيبزننده بوده است. در همين مورد سلفي گرفتن هم اين روزها كار به جاي خطرناك رسيده است.
جنون سلفي گرفتن، تأييد شدن، لايك گرفتن، تعريف شنيدن و مورد تحسين قرار گرفتن به جايي رسيده كه مرز سلفيها به محدوده خطر نزديك شده است. اين روزها نارسيسيتها براي مطرح شدنشان دنبال گرفتن عكسهاي پرخطر هستند. «سلفيهاي پرخطر» از جمله سلفيهايي هستند كه اين روزها طرفداران بيشتري را به خودشان جذب ميكنند. سلفيهايي كه گاهي اوقات حتي ديدنشان هم نفس را در سينه حبس ميكند. عكس از روي بلندترين برج مخابراتي نيويورك، از روي مجسمه مسيح ريودوژانيرو، در حال فرار در مسابقه گاوبازي و كنار پلنگ از جمله عكسهاي سلفي خطرناك و پربازديد سال 2015 بودهاند.
دل نوشته زیبای شما را خواندم . مرا به فکر فرو برد . واقعا همین طوریه . در سبک زندگی و نگرش به پیرامون خود باید تجدید نظر کنیم . محبت کنیم تا محبت ببینیم . البته گاهی هم جواب نمی گیریم.
دل نوشته زیبای شما را خواندم . مرا به فکر فرو برد . واقعا همین طوریه . در سبک زندگی و نگرش به پیرامون خود باید تجدید نظر کنیم . محبت کنیم تا محبت ببینیم . البته گاهی هم جواب نمی گیریم.