کد خبر: 727887
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۹۴ - ۱۳:۱۳
نظري بر اثر «جريان‌شناسي اصولگرايي در جمهوري اسلامي ايران»
عباس كاكه جاني

شناخت جريان‌هاي سياسي حاكم و غير حاكم در جوامع و تأثير آنها بر تحولات و رويكردها و نيز نحوه جبهه‌بندي و آرايش آنها در اركان تصميم‌سازي و سياستگذاري جاري هر كشور از جمله مباحث مورد بررسي جامعه‌شناسي سياسي است. حضور چهره‌ها، شخصيت‌ها، گروه‌ها و احزاب در عرصه قدرت سياسي حاصل رقابت پنهان و آشكار جريان‌هاي سياسي درون جامعه است كه معمولاً با اقبال مردم مواجه مي‌شوند. پس از انقلاب اسلامي جريان‌هاي مختلف سياسي با رويكردهاي مذهبي و غير‌مذهبي سعي داشتند درعرصه حاكميت حضور پيدا كنند. نتيجه رقابت‌ها و كشمكش‌ها به سمت و سويي رفت كه جريان‌هاي اسلامگرا مورد توجه مردم قرار گرفت. درون جريان‌هاي اسلامگرا نيز طي چند دهه حيات جمهوري اسلامي گرايش‌هاي مختلفي بروز و ظهور پيدا كرده است كه هر دوره‌اي بنا به اقتضائات زمان گرايشي از جريان اسلامگرا توانسته است رأي مردم را كسب و به گفتمان مسلط سياسي و اجتماعي جامعه تبديل شود. با پيروزي آقاي سيد‌محمد خاتمي در انتخابات دوم خرداد 1376 جريان اصلاح‌طلبي بر قوه مجريه و سپس بر قوه مقننه حاكم شد. با توجه به عملكرد اين جريان طي دو دوره چهار‌ساله جرياني مقابل اين جريان رشد يافت كه جريان اصولگرا ناميده شد. گرچه اصطلاح اصولگرايي در انتخابات دوره دوم شوراي اسلامي شهر و روستا با حضور جريان موسوم به آبادگردان ايران اسلامي در تهران مطرح شد، اما ريشه‌هاي اين جريان به دوران پيروزي انقلاب اسلامي و حتي قبل از آن برمي‌گردد. اين گفتمان با دارا بودن ويژگي‌هايي همچون باور به ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري، تأكيد بر هويت اسلامي، همبستگي و پيوند دين و سياست، قانون‌مداري، الگوي سياسي مردم‌سالاري ديني، عدالت‌طلبي، ولايتمداري، استكبارستيزي و شايسته‌سالاري بر آن است تا جامعه اسلامي مبتني بر ارزش‌هاي ديني را سامان دهد.

شناخت نحوه شكل‌گيري و تسلط اين گفتمان بر جريان‌هاي سياسي كشور و شكل دادن به تحولات اجتماعي و سياسي ايران در سال‌هاي اخير و نيز گروه‌ها و احزاب با گرايش اصولگرايي و آينده جريان اصولگرايي عمده مباحثي است كه در اثري كه از آن سخن مي‌رود، بحث و بررسي مي‌شوند. در مقدمه اين اثر آمده است:

«رويكردهايي چون ليبراليسم، ماركسيسم، سوسياليسم، بنيادگرايي، اصلاح‌طلبي، اصولگرايي، خط امامي، محافظه‌كاري و... مفاهيم سياسي هستند كه تحرك و پويايي جريان‌هاي سياسي جوامع را چارچوب‌بندي مي‌كنند. مفاهيم مذكور بيانگر تلاش‌هاي نظري و عملي نيروهاي فعال سياسي و اجتماعي جامعه با گرايش‌هاي مختلف، اعم از گروه‌هايي با گرايش‌هاي مدرن و طرفدار فرهنگ غرب يا گروه‌هايي با گرايش‌هاي ديني و اسلامي حامي فرهنگ اسلامي، بر سر موضوعات و مسائل اساسي جامعه نظير جايگاه دين در مناسبات سياسي‌- اجتماعي، به‌ويژه حكومت اسلامي، نحوه تعامل و مواجهه با دنياي مدرن و مفاهيم مرتبط با مدرنيسم، فرهنگ و اخلاق حاكم بر جامعه (اخلاق و فرهنگ ديني يا سكولار)، جايگاه سنت در جامعه و عناصر مرتبط با آن و... در جريان است.

در اين ميان اصولگرايي از جمله مفاهيمي است كه پس از وقوع انقلاب اسلامي ايران براي معرفي مواضع و عملكردهاي بخشي از جريانات سياسي به كار رفته است. مفهومي كه به‌رغم كاربرد فراوان در ادبيات سياسي كشور، كمتر از جانب محققان و تحليلگران مسائل ايران معاصر، در خصوص ابعاد و جنبه‌هاي آن پژوهشي صورت گرفته است.

مفهوم كليدي گفتمان اصولگرايي اصالت است. به اين معنا كه جهان هستي اصل و ريشه دارد. به عبارت ديگر اين مفهوم حاكي از آن است كه بي‌مبنايي، هرج و مرج، آشفتگي و بي‌قاعدگي جايگاهي در جهان هستي ندارد و در نظام تكوين حاكميت مطلق از آن اصل واحد است. امري كه به دنبال خود مفاهيم مهم ديگري را نيز مطرح مي‌كند. كرامت انسان، وجود اصول ثابت در جهان هستي، جايگاه اصول ثابت الهي براي زندگي وساير مقولات، از پيامدهاي اين انديشه به شمار مي‌روند».

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها