کد خبر: 727340
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۴ - ۱۶:۴۰
مهارت‌هاي گريز از اعتياد را به فرزندانمان ياد بدهيم
اعتياد و سوء‌مصرف مواد مخدر به مثابه يك پديده مخرب جامعه را درگير كرده است. به طوري كه اين پديده مي‌تواند نظم و سازمان‌يابي جامعه را تحت تأثير قرار دهد و اثرات جبران‌ناپذيري بر جاي بگذارد.
مهري مرادي *

 متأسفانه اين آسيب اجتماعي با پيوند خوردن به ساير آسيب‌هاي اجتماعي به صورت تهديد درآمده و توانسته در ميان دانش‌آموزان هم نفوذ كند و خطرات بسياري را براي آنان به وجود آورد. با توجه به اينكه هميشه محيط‌هاي آموزشي و مدارس مكاني امن براي فرزندان ما قلمداد مي‌شده است، پس نمي‌توانيم تصور كنيم كه ممكن است خطر از همانجا متوجه فرزندان ما شود اما متأسفانه طبق آمار ارائه شده و آخرين اخبار، مدارس از جمله مكان‌ها براي شروع مصرف مواد مخدر است. اين در حالي است كه فراهم بودن مكان‌هايي رسمي و قانوني تحت عنوان قهوه‌خانه و سفره‌خانه سنتي نيز فضايي براي گرايش نوجوانان و جوانان - حتي در كنار خانواده – به مواد دخاني و اعتياد‌آور شده است كه خود مي‌تواند مقدمه‌اي براي سوء‌مصرف مواد باشد.

 

اعتياد نوجوانان، آسيبي چند‌علتي

با توجه به اينكه در جامعه امروزي بخش عمده‌اي از قربانيان اعتياد جوانان و نوجوانان هستند بي‌شك ضروري است كه محور برنامه‌هاي ستاد مبارزه با مواد مخدر بر بررسي و پيشگيري متمركز شود چراكه با تمام سعي و تلاشي كه در جهت مبارزه با اين پديده شوم شده است باز شاهد اين هستيم كه سن اعتياد كاهش يافته و ترس و نگراني‌هاي بسياري را برانگيخته است. بدون شك براي پيشگيري از اعتياد راه‌حل سياسي كارساز نيست، چراكه اعتياد بيش از هر چيز يك معضل پيچيده اجتماعي است كه عوامل بسياري در گرايش فرد به سوي مصرف مواد مخدر مؤثر است.

دوران بلوغ و گرايش نوجوانان به مواد مخدر

واضح است كه در يك جامعه افراد در هر سني ممكن است مصرف مواد مخدر را شروع كنند اما در زماني كه نوجوانان به بلوغ مي‌رسند تغييرات گوناگون جسمي و رواني در آنها ايجاد مي‌شود كه منجر به پرخاشگري، عصبانيت، بي‌حوصله شدن آنها و نارضايتي‌شان از پيرامون خود مي‌شود.

مسلماً اين تغييرات بر رفتار آنها تأثير مي‌گذارد. از طرفي وقتي از زاويه ديگر نگاه مي‌كنيم متوجه مي‌شويم با توجه به خصوصيات اين دوران، احساس غرور و بزرگي كردن بر آنان غالب مي‌شود و گروه همسالان هم مي‌تواند آنان را تحريك كند تا حس جديدي را تجربه كنند و متأسفانه آنها هم دانش، آگاهي و مهارت كافي در اين زمينه ندارند و همگي اين عوامل دست به دست هم مي‌دهد و موجب گرايش نوجوانان به مواد مخدر مي‌شود.

عوامل تربيتي و اجتماعي

اگر فاصله عاطفي دانش‌آموزان با پدر و مادر عميق باشد و برنامه‌هاي مناسب براي اوقات فراغت فرزندان در‌ نظر گرفته نشده باشد مي‌تواند عوامل متعددي را كه در مصرف مواد مخدر نقش دارند، ‌تشديد كند. اگر از زاويه ديگري به اين معضل و آسيب نگاه كنيم در‌مي‌يابيم كه دسترسي آسان به مواد مخدر و ارزان بودن آن هم مي‌تواند گرايش به مصرف مواد مخدر را افزايش دهد.

فاصله طبقاتي در ميان اقشار مختلف جامعه، نابرابري اقتصادي، نگراني نوجوانان از آينده، عدم امنيت شغلي، فشارهاي رواني، ضعيف بودن آموزش‌هاي لازم جهت كسب مهارت‌هاي زندگي و كمبود فضاهاي شاد كه سليقه نوجوانان را پوشش دهد تا بتوانند تخليه هيجاني شوند نيز مي‌تواند از دلايل ديگر گرايش نوجوانان به مصرف مواد مخدر باشد.

اعتياد نوجوانان، آسيبي كه واقعيت دارد

عدم آگاهي و مهارت كافي فرزندان و نوجوانان از پيامدهاي سوءمصرف مواد مخدر براي آنان خطري جدي محسوب مي‌شود كه اطلاع‌رساني و آموزش در دوران مدرسه مي‌تواند به عنوان سپري به آنان كمك كند كه كمتر در معرض خطر قرار گيرند. بايد بپذيريم اعتياد در ميان نوجوانان آسيبي است كه واقعيت دارد و پاك كردن صورت مسئله دردي را دوا نمي‌كند. آنچه مسلم است آموزش مهارت‌هاي زندگي كه يكي از اصول آن يادگيري نه گفتن در شرايط سخت و بحراني زندگي است مي‌تواند به فرد بسيار كمك كند.

متأسفانه به محض اينكه دانش‌آموزي به عنوان معتاد در مدرسه شناخته شود اولياي او را به مدرسه دعوت كرده و او را مورد سرزنش قرار مي‌دهند و مي‌ترسانند و در نهايت هم پرونده دانش‌آموز را به والدينش تحويل مي‌دهند و از آنها امضا مي‌گيرند كه با رضايت خودشان پرونده تحصيلي فرزندشان را تحويل گرفته‌اند و پدر و مادري كه شايد خيلي قابليت تربيت فرزند خويش را نداشته باشند دانش‌آموزشان را بدون آنكه اثري از آنان در مدرسه به جا مانده باشد با خود مي‌برند.

معمولاً دانش‌آموزان معتاد كه از مدرسه اخراج مي‌شوند چون بيشتر از قشر ضعيف جامعه هستند و از حمايت‌كننده‌اي هم برخوردار نيستند چاره‌اي ندارند جز اينكه به باندهاي توزيع مواد مخدر پناه ببرند و در اين صورت از آنان بهره‌گيري‌هاي منفي بسيار مي‌شود، چراكه وقتي برچسب معتاد و اخراجي مي‌خورند انگيزه‌شان براي درمان بسيار كاهش مي‌يابد و اگر حمايت سالم نشوند هم براي خود و هم براي جامعه بسيار خطر‌آفرين خواهند شد.

دست در دست هم براي پيشگيري و درمان

اگر مي‌خواهيم در مقابل اين معضل بايستيم، بايد تمام جامعه را در برابر آن بسيج كنيم و اين امر محقق نمي‌شود مگر اينكه متوليان مبارزه با اعتياد با رويكرد كارشناسانه به آن نگاه كنند و ضعف‌هاي موجود را با توجه به كسب تجربه‌هاي بسيار در اين سال‌ها مورد بازنگري قرار دهند. به نظر مي‌رسد كاهش ديدگاه مثبت دانش‌آموزان نسبت به مواد مخدر و سيگار و همچنين افزايش مهارت نه گفتن و مقاومت آنها و در نتيجه آن تغيير ديدگاه آنها نسبت به مصرف‌كنندگان مواد به ويژه در ميان همسالان، عواملي هستند كه مي‌توانند ميزان گرايش به سوء‌مصرف را كاهش دهند.

با تأكيد بر اينكه آگاهي دادن و حركت‌هاي پيگيرانه بايد فراگير شود، در كنار مدارس، اطلاع‌رساني مستمر از سوي رسانه‌ها امري جدي به نظر مي‌رسد.

با نظارت يكسويه خانواده‌ها خلأهاي موجود در جامعه پر نمي‌شود، پس مي‌توان گفت پيشگيري و افزايش فرهنگ عمومي از راهكارهاي بسيار تأثير‌گذار در اين امر محسوب مي‌شود و كتمان كردن آن به صلاح نيست بلكه از آموزش و پرورش كه متولي اصلي تعليم و تربيت است انتظار مي‌رود در اين حوزه نقش خود را به خوبي ايفا كند و با مسئله كارشناسي برخورد كرده و با استفاده از اساتيد مجرب و متخصص ساز‌و‌كارهاي مناسب، پيشگيري، درمان و جلوگيري از عود مجدد دانش‌آموزان تهيه و اجرا شود.

*آسيب‌شناس اجتماعي

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها