کد خبر: 726648
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۰
استرس شهرنشينان حاصل آشفتگي در ساخت‌و‌سازهاست
نظريه‌اي وجود دارد كه مي‌گويد براي پي‌بردن به هويت شهروندان يك جامعه مي‌توانيد به بناهايشان نگاه كنيد.
حوريه ملكي

اين روال زندگي اجتماعي هر شهري است كه معماري آن را تعريف مي‌كند، پس هر چقدر كه شهروندان هويت خود را فراموش كنند يا از هويت خود باز بمانند بنا‌ها نيز بي‌هويت‌تر مي‌شوند. حال در اكثر شهرها كافيست كمي به اطراف نگاه كنيم تا به آشفتگي‌هايي پي ببريم كه چشم‌ها را آزار مي‌دهند. شهرهاي ايران روز به روز از اصل خود دور مي‌شوند و با سر برآوردن ساختمان‌هاي بي‌قد و قواره آرامش را از ديدگان شهرنشينان مي‌ربايند.


گويي همه شهرها در يك مسابقه بي‌نتيجه در تلاشند تا شبيه هم شوند و با اين سرعتي كه آپارتمان‌هاي چهار گوش و مكعبي در هر نقطه سبز مي‌شوند، دور نيست يزد، اصفهان، گيلان و البرز آنقدر شبيه هم شوند كه تشخيص آنها از روي معماري و هويتشان ديگر ممكن نباشد.

فراموش شدن سبك معماري هر منطقه و به تبع آن از بين رفتن هويت آن نه فقط بخش عظيمي از تاريخ را از بين مي‌برد بلكه رشد ساختمان‌هاي بي‌اصل و نسب آشفتگي‌هاي بصري زيادي به وجود مي‌آورد كه تأثيرات مخربي نيز بر روح و روان شهروندان دارد.

روانشناسان معتقدند ارتباط زيادي ميان نماي شهري و احساس رضايتمندي افراد و شكل‌گيري شخصيت ديده مي‌شود. به‌دليل نبود هارموني و نظم ميان نماها و سازوكارها مي‌توان وضعيت ناخوشايندي را در شهرهاي بزرگ تجربه كرد، در گوشه‌اي از شهر حس فقر و در گوشه‌اي ديگر نبود مسكن مناسب، بي‌عدالتي اجتماعي و توزيع نابرابر ثروت را نشان مي‌دهد. زندگي و اشتغال در چنين فضاهايي بيماري‌هاي رواني، افسردگي و افزايش جرم و جنايت را به همراه دارد.

«لينچ»، شهرساز مطرح اواخر قرن بيستم معتقد است: «ادراك و تصور ذهني مردم از شهر بسيار مهم است. حس مكان عاملي است كه ميان انسان و مكان ارتباط برقرار مي‌كند و وحدت به‌وجود مي‌آورد. فضا بايد هويت قابل‌ ادراكي داشته، قابل شناسايي، به يادماندني و نمايان باشد تا بتواند حس مكان را كه حس تعلق را نيز به همراه دارد، ايجاد كند.»

به همين دليل ناهمخواني بافت شهري در فضاهاي قابل ديد، استرس و كاهش تعلق اجتماعي را به همراه دارد.

مثلاً برجي كه در كوچه‌اي باريك و تنگ كه تا چندي پيش به عنوان كوچه باغ مطرح بود و ديگر بناهايش يك يا دو طبقه هستند، نه تنها ساكنان را دچار تشويش ذهني مي‌كند بلكه حس تعلق آنها نسبت به محل سكونتشان را از بين مي‌برد. وقتي فردي محيط پيرامونش را دوست داشته و خود را جزوي از آن بداند حتماً هويتش را هم در آنجا جست‌وجو مي‌كند، چراكه ايجاد حس علاقه به مكان براي انسان و درك هويت از فضاي شهري، حس تعلق وي را نسبت به شهر افزايش مي‌دهد.

به ‌دلايلي كه ذكر شد حس مكان داراي سلسله‌مراتبي از بي‌تفاوتي نسبت به مكان تا فداكاري نسبت به مكان است. واضح است هر چه ويژگي‌هاي محيطي نظير امنيت، آرامش، چشم‌انداز مناسب و طبيعت‌گرايي به مشخصات يك مكان شهري نزديك‌تر باشد، اين حس افزايش مي‌يابد.

با اين تفاسير و جداي از ساختمان‌هايي كه بدون هيچ ضابطه‌اي و فقط به‌خاطر رابطه مالكانشان با عوامل قدرت و با امضاهاي طلايي در هر كوي و برزني سر برمي آورند، نماهاي شهري هم عامل مهمي در ايجاد استرس و پايين آمدن حس تعلق اجتماعي در شهروندان هستند. با توجه به اينكه نماي شهري يكي از مهم‌ترين عوامل منظر و ايجاد حس آرامش در افراد جامعه محسوب مي‌شود، بنابراين جهت تعديل منظر شهري در مرحله اول به يك عزم ملي براي خلق مكان‌هاي شهري و ايجاد حس وابستگي به محيط شهري نياز است چراكه رفع‌ آلودگي در شهرها، نظارت و كنترل بر سرمايه‌هاي سوداگر جذب‌شده در بخش مسكن، تدوين راهنماي جامع طراحي شهري، ‌افزايش واقعي سطح مشاركت مردم در اداره و احياي محلات شهري، آموزش همگاني و ارائه نمونه‌هاي موفق از طريق رسانه‌هاي فراگير ملي، سپردن كار طراحي، نظارت و اجرا به‌طور واقعي به مهندسان اصلح و كنترل و نظارت شهرداري بر اجراي كامل ضوابط و قواعد طراحي شهري، از پيش‌شرط‌هاي مهم تعديل منظر شهري به شمار مي‌روند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار