کد خبر: 726594
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۴ - ۲۱:۴۲
سياست‌زدگي چرا به دانشگاه تزريق شد
«تسخير فضاي تعليم و تربيت كشور‌» را بايد يكي از مهم‌ترين اهداف جريان تجديدنظرطلب طي سال‌هاي 76 تا كنون دانست كه در دو سال اخير وارد مرحله تازه‌تري شده است؛ آنگونه كه برخي منابع بيان مي‌كردند دو وزارتخانه مهم و راهبردي «‌آموزش و پرورش» و «علوم، تحقيقات و فناوري» سهم ويژه جماعت مدعي اصلاح‌طلبي مي‌باشد.
محمد اسماعیلی

«تسخير فضاي تعليم و تربيت كشور» را بايد يكي از مهمترين اهداف جريان تجديدنظرطلب طي سالهاي 76 تا كنون دانست كه در دو سال اخير وارد مرحله تازهتري شده است؛ آنگونه كه برخي منابع بيان ميكردند دو وزارتخانه مهم و راهبردي «آموزش و پرورش» و «علوم، تحقيقات و فناوري» سهم ويژه جماعت مدعي اصلاحطلبي ميباشد.

رهبران فكري جماعت تجديدنظرطلب ميدانند عرصه آموزش به مثابه كارخانهاي انسان‌‌ساز بوده كه نسل آينده و آتيه‌‌ساز هر ملتي را آماده حضور فعال و اثرگذار در اجتماع ميكند و چنانچه مديران و مربيان و اساتيد مراكز علمي و آموزشي كشور از طيف غربگرا گزينش شوند؛ ميتوان به زودي شاهد نسلي جوان و مخالف با گفتمان انقلاب اسلامي بود كه حتي بدون تحريك و تحريض رهبران كودتا هم ميتوانند نظامي را براندازي كنند.

برهمين اساس تخفيف و تعديل «تعهد» در بين نسل آينده انقلاب مهمترين محور كاري جماعت تجديدنظرطلب از دبستان تا دانشگاه است. اهميت اين موضوع زماني دوچندان ميشود كه بدانيم يكي از مهمترين مناقشات ميان نظام جمهوري اسلامي و نظام ليبرال دموكراسي غرب، جدال بر سر به كارگيري نيروي كار متعهد و متخصص يا تكنيسينهايي صرفاً تكنوكرات است.

بر اساس همين هدف راهبردي است كه فضاي دانشگاهها طي سالهاي حاكميت جريان دوم خرداد آبستن كشمكش‌‌هاي حزبي و جناحي قرار داشت و از دانشجو به عنوان ابزاري جهت پيشبرد اهداف سياسي استفاده ميشد و همين رويكرد منجر به ركود محسوس علمي- تحقيقاتي در مراكز دانشگاهي شد؛ برعكس در دوره 84 تا 92 هم به واسطه نگاه مناسب مسئولان اجرايي به «دانشگاه» شاهد پيشرفتهاي چشمگيري در اين زمينه آن هم در سطح منطقه و جهان بوديم.

20ماه تلاش براي التهابآفريني در دانشگاهها

جماعت تجديدنظر طلب با روي كارآمدن دولت يازدهم تلاش كردند بار ديگر فضاي راديكالي و سياستزدگي در دانشگاهها را - البته با رويكرد ماهرانهتر و دقيقتر در دستور كار قرار دهند. برهمين اساس «فشار به رئيس دولت يازدهم براي معرفي چهره تندرو به مجلس جهت انتصاب در وزارت علوم»، «قلع و قمع بسياري از اساتيد و رؤساي دانشگاهها در زمان سرپرست بودن توفيقي در وزارت علوم»، «بازگرداندن دانشجويان ستارهدار و فعال فتنه به فضاي آرام علمي دانشگاه» و «احياي جنبشهاي دانشجويي افراطي و اثرگذار در غائلههاي 78 و 88» همگي با هدف اصلي «ملتهب كردن فضاي دانشگاه» كه يكي از مقدمات بازسازي پروژه استحاله نظام بوده را در وهله نخست مورد توجه قرار دادند.

يكي از مصاديقي كه از آن ميتوان به عنوان نمونه جهت پروژه التهابآفريني به دانشگاهها در طول دو سال گذشته ياد كرد، مراسم 16 آذر92 روز دانشجو در دانشگاه تهران بود؛ آنجايي كه به دعوت يكي از تشكلهاي دانشجويي نزديك به فتنه در مراسمي با عنوان «سپيده اميد» چهرههاي نشانه‌‌دار از حزب منحله مشاركت و فعال در فتنه 88 نظير علي شكوريراد، محمدرضا خاتمي و داوود سليماني اولين اقدام در جهت تزريق آشوب و اغتشاش به دانشگاه را مقدمهسازي كرد؛ مراسمي كه در آن شعارهاي تند و هنجارشكنانه عليه حاكميت و نظام سر داده شد و سخنرانان هم به بيان مطالباتي نظير آزادي سران فتنه و ضرورت وجود آزاديهاي خاص در دانشگاهها سخناني را مطرح كردند.

بخشي از مواضع كاملاً حزبي و جنجال‌‌برانگيز در اين مراسم با اين ادبيات بيان ميشود: «اين جمعيت دل در گرو كساني دارند كه امروز در زندان هستند و براي آزادي آنها لحظهشماري ميكنند. حال كساني كه يوسف ما را در بند و حصر كردند بدانند كه اگر يوسف زندان كشيد، به عيارش افزوده شد. او توبه نخواهد كرد و پيغام داده است كه نگران من نباشيد، من نگران وي هستم و به عنوان يك پزشك بايد بگويم كه آنها از نظر وضعيت جسمي وضعيت خوبي ندارند.

آنها نياز به مراقبت پزشكي و درمان و نور آفتاب دارند. آيا كساني كه افراد را بدون قاضي به زندان ميبرند، مسلمان هستند؟»

محمدرضاخاتمي، دبيركل حزب منحله مشاركت در اين مراسم ميگويد: «امروز خورشيدهاي ما دانشجويان و اساتيدي هستند كه در زندان به سر ميبرند و ستارههاي ما نيز دانشجويان ستارهداري هستند كه به جرم عدالتطلبي از حقوق اوليه خود، يعني تحصيل محروم شدهاند.» دانشجويان هم در سوي ديگر شعارهايي نظير «زنداني سياسي آزاد بايد گردد»، «يا حسين، ميرحسين»، «مجتهد واقعي، منتظري، صانعي» و«سلام بر خاتمي درود بر موسوي» سر ميدادند. آنچه بايد مورد توجه قرار بگيرد آن است كه اين تنها يك نمونه از اقدامات جريان دومخرداد جهت سياسي كردن فضاي دانشگاهها در جهت برآورده نمودن اهداف رهبران تئوريك اين جماعت است و طي يك سال گذشته دهها برنامه حتي تندتر از آنچه ذكر شد- در سراسر كشور برگزار شده و مسئولان وزارت علوم و رؤساي دانشگاهها هم كه به همين دليل همسو با طيف اصلاحات انتخاب شدهاند هم در دفاع از اين دست اقدامات آنها را براي فضاي دانشگاه لازم ميدانند.

مطالبه رهبري در سال 92: دانشگاه به باشگاه سياسي تبديل نشود

بر همين اساس است كه مقام معظم رهبري استمرار رشد علمي كشور طي سالهاي اخير را مطالبه و تأكيد ميكنند كه دانشگاه نبايد به «باشگاه سياسي» يا «خانه احزاب» تبديل شود و به عنوان ابزاري جهت اهداف جناحهاي سياسي به حساب آيد و اين را بزرگترين آفت فضاي علمي كشور طي سخنراني خود در سال 93 - ميدانند: «آرامش دانشگاهها، زمينهساز و شتاببخش حركت علمي كشور است و اگر خداي ناكرده اين آرامش ضربه بخورد، حركت علمي متوقف ميشود و ايران به عقب بازميگردد.»

ايشان ميفرمايند: «. . . مسئولان ذيربط و مديران دانشگاهها بايد با جديت از تبديل مراكز علمي به محل جولان و فعاليتهاي جريانهاي سياسي جلوگيري كنند. . . تبديل دانشگاهها به باشگاههاي سياسي سم مهلك حركت علمي كشور است.» اينها بخشي از مطالبات رهبري- در بهار سال گذشته - از مسئولان دولتي از جمله وزير علوم بود و سؤالات فراواني را در ذهن بهوجود ميآورد از جمله اينكه «هدف گروه يا كساني كه فضاي التهاب و اضطراب را به دانشگاهها تزريق ميكنند چيست و چگونه ميتوان از فضاي علمي دانشگاهها صيانت كرد؟»

رهبري در سال 94 هم مطالبه سال 92 را تكرار ميكنند

«حاشيهسازي و سياستبازي شتاب علمي را كم كرده است»؛ اين مهمترين بخش از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار بيش از هزار نفر از استادان و اعضاي هيئتهاي علمي دانشگاههاي سراسر كشور در شامگاه روز شنبه است.

معظم له در اين ديدار با ذكر آسيب شناسي از عوامل كاهنده شتاب پيشرفت علمي كشور، به انتقاد شديد از حاشيهسازي و سياست بازي در محيطهاي علمي پرداختند و بيان فرمودند: «محيط دانشگاه بايد محيط فهم سياسي، آگاهي و دانش سياسي باشد اما سياسي كاري و حاشيهپردازي به كار اصلي دانشگاهها يعني تلاش و پيشرفت علمي ضربه جدي ميزند... سياست بازي سم محيطهاي علمي است... سمي كه در اين موضوع به دانشگاهها تزريق شد از بينش فكري مبتني بر سياست كاري نشئت ميگرفت و متأسفانه، هم خلاف قانون، هم خلاف تدبير و هم خلاف اخلاق بود. »

چرا رهبري نگران سياست زدگي دانشگاه هستند؟

به باور پدرخواندههاي جريان تجديدنظرطلب فائق آمدن بر حاكميت و مقدمهسازي براي براندازي نيازمند ابزاريهاي مهمي است كه مهمترين بخش آن تحريك و مخالفت نخبگان و قشر تحصيلكرده جامعه با حاكميت است لذا براي آنكه هميشه اين گروه جمعيتي را همراه و همگام خود داشته باشند بايد در دوران دانشجويي به وسيله برنامههاي خاص روحيه مقابله با نظام اسلامي را در افكار آنها نهادينه كنند و پياده كردن چنين هدفي جز با سياستزده كردن فضاي دانشگاهها امكان پذير نيست.

همچنين بر اساس تئوري «فتح سنگر به سنگر» و همچنين يافتن «قدرت چانهزني» در مقابل حاكميت درآوردگاههاي پيش رو دانشگاهيان بهترين كاربرد را خواهند داشت چراكه از يك سو تجربيات اين طيف نشان ميدهد مهمترين گروه براي ايفاي «نقش فشار از پايين به نظام» بخشي از همين گروه سني جامعه است كه امتحان خود را در فتنه18 تير78 پس داده و در فتنه 88 تا ماهها نگذاشتند فضاي غبارآلود در محيطهاي علمي و حتي جامعه از بين بروند.

از سوي ديگر رهبران تئوريك اين جريان به خوبي ميدانند كه برخورد نظامي و امنيتي با قشر دانشگاهي براي نظام بسيار سخت و دشوار بوده و هزينههاي بسياري را به دنبال خواهد داشت، پس سرمايه گذاري كردن روي اين گروه ميتواند بسيار سودمند و حاوي دستاوردهاي فراوان باشد.

بر پايه آنچه گفته شد جماعت تجديدنظرطلب تنها از دانشگاه و دانشگاهي به عنوان اهرمي جهت رسيدن به خواستههاي حزبي و جناحي استفاده كرده و مولفههاي مانند پيشرفت علمي كشور براي آنها معنا و مفهومي نداشته و نفوذ اين جريان به مراكز آموزشي و علمي خروجي جز تنش و التهاب در سطح دانشگاهها نخواهد داشت.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار