
گاهي ممكن است كسي يك دعاي طولاني مانند دعاي كميل يا دعاي ابوحمزه ثمالي را بيتوجه به عمق و معناي آن بخواند و چيزي دستگيرش نشود و گاهي نيز ممكن است يك بنده با قلبش متوجه خدا شود و تنها يك جمله بگويد و همان موجب نورانيتش شود. بنابراين در دعاهايمان تنها به مقدار و كميت آن توجه نكنيم و از معنا و كيفيتش غافل نشويم.
يكي از دعاهاي كوچك و در عين حال پرمغز ماه رمضان دعايي است كه مستحب است بعد از هر نماز خوانده شود و اكثر ما هم اين دعا را حفظ هستيم.
خوب است كه در مضامين اين دعاي نوراني كمي دقت و تأمل كنيم تا انشاءالله بهره بيشتري از تلاوت آن ببريم. در ابتداي اين دعا ما خدا را با چهار صفت صدا ميزنيم: يا عَلِىُّ يا عَظيمُ، يا غَفُورُ يا رَحيمُ يعني اى والا اى بزرگ اى آمرزنده اى مهربان، درسي كه از اينگونه آغاز كردن دعا ميتوان گرفت اين است كه هيچ گاه در دعاهايمان بيمقدمه چيزي را از خدا نخواهيم بلكه ابتدا به برخي از صفات او اشاره كنيم تا خودمان عظمت و بزرگي و بخشنده بودنش را درك كنيم و قابليت دريافت فيض را پيدا كنيم. به تعبير ديگر يكي از اركان استجابت دعا شناخت كسي است كه او را صدا ميزنيم.
در اين چهار صفت متوجه ميشويم كه خدا بر خلاف بندگان هم بزرگ است، هم بخشنده و بنابراين هيچ مانعي از طرف او براي اجابت دعوت ما نيست. اگر ما چيزي از كسي بخواهيم و او نتواند بدهد يا به اين خاطر است كه موجود ضعيف و كوچكي است كه مطلوب ما را ندارد يا دارد اما چون سخاوتمند و بخشنده نيست و مبتلا به صفت بخل است خواسته ما را برآورده نميكند، اين دو نقيصه در خداوند تبارك و تعالي نيست. يعني اولاً خزانه داراييهاي خدا نامحدود است و ثانياً بخلي نيست كه مانع بخشندگياش شود.
اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ. . .
در ادامه ميخوانيم اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ، الَّذى لَيسَ كمِثْلِهِ شَى ٌ وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ، يعني تويى پروردگار بزرگى كه نيست مانند او چيزى، و او شنوا و بينا است. در اينجا به ربوبيت او اشاره ميكنيم. رب يعني مدبر، يعني اي خدا تو نه تنها بزرگ و بخشندهاي بلكه رب من هم هستي يعني تويي كه من را اداره و تأمين ميكني و نيازهاي مرا برآورده ميكني. تو در مديريت من و همه عالم به قدري بزرگ هستي كه احدي مانند تو نيست. از طرف ديگر خدايا تو شنوا و بينا هستي. همه اينها براي تطهير نفس ماست. براي اين است كه بفهميم كه با چه كسي سخن ميگوييم. با كسي سخن نميگوييم كه بيگانه از ما باشد چراكه او مدير و مدبر ماست و در مديريت كسي به گرد پاي او نميرسد. با كسي سخن نميگوييم كه معلوم نيست كه حرف ما را ميشنود يا نه يا ما را ميبيند يا نه! خير چيزي از ديد او پنهان نيست و صدايي نيست كه به گوش او نرسد. حتي اگر همه عالم هم با او سخن بگويند دچار اشتباه نميشود و همه را درك ميكند.
تا اينجاي دعا مربوط بود به شناخت دعا شونده اما مؤمن در ماه رمضان علاوه بر اينكه بايد بفهمد كه با چه كسي سخن ميگويد، همچنين بايد بفهمد كه در چه زماني دارد او را صدا ميكند. به تعبير ديگر علاوه بر خداشناسي زمانشناسي هم لازم است.
وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَكرَّمْتَهُ...
از اين روي در ادامه ميگوييم: وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَكرَّمْتَهُ، وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ، وَهُوَ الشَّهْرُ الَّذى فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَىَّ، وَهُوَ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ، هُدىً لِلنَّاسِ وَبَيناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ وَجَعَلْتَ فيهِ لَيلَةَ الْقَدْرِ، وَجَعَلْتَها خَيراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ.
يعني «اين ماهى است كه آن را بزرگ و گرامى داشته و او را شرافت و برترى دادهاى بر ماههاى ديگر و اين ماهى است كه روزه آن را بر من واجب كرده و اين ماه رمضان است، همان ماهى كه قرآن را در آن فرو فرستادى، آن قرآنى كه راهنماى مردم و نشانههاى روشنى از هدايت و جدا ساختن (ميان حق و باطل) است و قرار دادى در اين ماه شب قدر را و آن را بهتر از هزار ماه كردى.»
اين همه تأكيد بر درك اهميت اين ماه است كه البته در نگاه توحيدي همه اين عظمت و كرامت و شرافتي كه اين ماه دارد همه را خود خدا داده است. يعني معصومين در اين فرازها ميخواهند ما را موحد بار بياورند و به ما بفهمانند كه هر چه هست خداست و اگر سخن از غير خدا ميشود باز هم به خدا برميگردد.
چه خوب است كه ما هم در اين راستا تلاش كنيم و همواره در پس ظاهر اين عالم و در پس كثرات اين عالم از آن نور واحد باطني غافل نشويم كه همه عالم تجلي همان نور است. سعي كنيم ديده باطن بين داشته باشيم همان صفتي كه ائمه (ع) به نحو كامل داشتند.
به فرمايش اميرالمؤمنين (ع): «هيچ چيز را نديدم مگر اينكه قبلش و همراهش و بعدش خدا را هم ديدم. بعد به خدا عرض ميكنيم كه خدايا تو لطف كردي و در اين ماه روزه را بر من واجب كردي و در اين ماه قرآن را براي هدايت مردم فرو فرستادي و شب قدر كه از هزار ماه برتر است را در اين ماه قرار دادي.»
اينها نعمتهايي است كه انسان قدرشناس بايد به آنها توجه داشته باشد وگرنه با غفلت و بيتفاوتي از كنارش ميگذرد. مانند گرسنهاي كه به مهماني رفته اما چون غافل است نه چيزي ميخورد و نه چيزي ميآشامد و با همان حالت گرسنگي جلسه را ترك ميكند. انسانهاي غافل هم كه واقعاً نيازمند به ماه رمضان و شب قدر و قرآن و امام زمان هستند تاريك وارد اين ماه و تاريكتر از آن خارج ميشوند.
فَيا ذَالْمَنِّ وَلا يمَنُّ عَلَيك...
بعد از فرازهاي مذكور كه در يك كلمه اعتراف به عظمت و بخشندگي خدا و اهميت ماه رمضانش است تنها يك چيز از خدا ميخواهيم و آن هم نجات از جهنم و ورود به بهشت است. اينگونه: فَيا ذَالْمَنِّ وَلا يمَنُّ عَلَيك، مُنَّ عَلَىَّ بِفَكاك رَقَبَتى مِنَ النَّارِ، فيمَنْ تَمُنُ عَلَيهِ، وَاَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ، بِرَحْمَتِك يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ؛ «پس اى خدايى كه بر همه منت دارى و هيچكس بر تو منت ندارد بر من منت گزار در ميان آن همه بندگانت كه منت گزاردهاى و از آتش دوزخ نجات بخش و به بهشت ابديت داخل گردان به حق رحمت بى پايانت اى مهربانترين مهربانان عالم.»
آري نجات از جهنم و بهشتي شدن دعاي كمي نيست؛ نتيجه و حاصل عمر هر كسي يا بهشت است يا جهنم. يا سعادت است يا شقاوت، آن هم به صورت ابدي و هميشگي. اين دعاي نوراني البته پيام ديگرش اين است كه اي انسان به گونهاي زندگي كن كه شايستگي سعادت و بهشت الهي را داشته باشي، چراكه بهشت را به بها ميدهند نه به بهانه.