
روانشناسان و صاحبنظران علوم تربيتي از «مادر كافي» ياد ميكنند و آن را براي رفع نيازهاي حداقلي فرزند لازم ميدانند، در مقابل، آموزههاي متعالي اسلام تصويري روشن از مادر كامل ارائه ميدهد. مادري كه با تمام وجود خود پايههاي بناي رشد و تعالي فرزند را ميريزد و آينده سالم او را تضمين ميكند.
در علم فرزندپروري از دو اصطلاح مادر كافي و مادر كامل استفاده ميشود. منظور از مادر كافي، مادري است كه به نيازهاي كودك توجه ميكند به او محبت ميكند اما در مواقعي نيز به او بياعتنايي ميكند و گريهها و درخواستهاي او را ناديده ميگيرد. به خود و همسرش احترام ميگذارد و براي تفريح و شادي خود و خانواده وقت صرف ميكند و زمان كافي هم براي فرزندش ميگذارد، اما نه تمام وقت و زندگي خود را.
در واقع مادر كافي مادر بدي نيست، ولي مادري هم نيست كه تمام وجود خود را وقف فرزند كند و از او نميتوان انتظار از خودگذشتگي و ايثار داشت. چنين مادري هرچند همچون يك پرستار خوب به وظايفش عمل ميكند، اما نگراني و دغدغه دروني براي فرزندش ندارد.
اما مادر كامل يا مادر بيعيب و نقص يك مادر آرماني است كه هميشه و در هر لحظه از كودكش مراقبت ميكند، يك لحظه او را تنها نميگذارد و به هيچ چيز ديگري حتي خودش توجه نميكند و در واقع زندگي خود را وقف فرزندش ميكند. ويژگيهاي زن كامل به زيبايي تمام در كلام حضرت رسول (ص) ترسيم شده است.
از جابربن عبدالله نقل است با جمعي در خدمت پيامبر اكرم صليالله عليه وآله بوديم آن حضرت فرمود: بهترين زنان شما داراي اين ويژگيهاست: فرزندآور، بسيار مهربان، پاكدامن، عزيز در ميان فاميل، متواضع و فروتن با همسر، زينتگر براي همسر، خود نگهدار در برابر نامحرم، حرف شنوايي از شوهر، فرمانبردار از همسر.
ويژگيهاي يك مادر نمونهخداوند عشق والدين و به خصوص مادر به فرزند را به ويژه در دوران كودكي و نياز او به آنان را به صورت غريزي در نهادشان قرار داده و مراقبت از او را به توصيه و دستور واگذار نفرموده است، زيرا تخلف از دستور و فرمان مولي به وفور ممكن است، ولي سرپيچي از حكم غريزه بسيار نادر و مشكل است و او با اين تدبير خود از تلف شدن و دور انداختن كودك به جهت رنج زياد آن به وسيله والدين، جلوگيري و پيشگيري كرده است. اما مادر مورد نظر اسلام يك مادر نمونه است كه حداقل بايد ويژگيهاي زير را داشته باشد.
1ـ توجه كامل به نيازهاي عاطفي كودك: اين وظيفه مهمترين نقش مادر در تربيت فرزند است كه موارد متعددي را در بر ميگيرد و مهمترين آنها عبارتند از: الف) نوازش و محبت: ابراز محبت و علاقه به كودك از دو جهت در شكلگيري شخصيت كودك مؤثر است. اول آنكه بروز و ظهور استعدادها و قواي او كه خداوند متعال در وجودش قرار داده تا حد زيادي به آن بستگي دارد و ديگر آنكه كودك در آغوش گرم و محبت آميز مادر و پدر است كه نوعدوستي و محبت به ديگران و علاقهمندي به سرنوشت آنان را ميآموزد. ب) رفتار عادلانه: برخي مادران يا پدران، گاهي بيدليل موجه بعضي از فرزندان خود را بر برخي ديگر ترجيح داده و رفتار محبتآميزتري را با او دارند. در روايت آمده است: «رسول گرامي(ص) روزي مردي را كه داراي دو فرزند پسر بود، ديدند كه فقط يكي از آن دو را بوسيد. حضرت فرمودند: «چرا با هر دو به يكگونه عمل نكردي؟» و باز در حديث ديگري از همان حضرت آمده است: «بين فرزندان خود همچنان كه دوست داريد آنها با شما به عدالت رفتار كنند، عادلانه عمل كنيد.»
ج ) فراهم كردن محيطي آرام براي فرزندان در سايه تفاهم با همسر و خويشان: اگر مادري بتواند حتيالامكان محيط خانواده را آغشته به محبت و تفاهم كند و از كم و كاستيهاي زندگي چشم پوشي كند و خلأهاي معيشتي را از جريان اطلاع فرزندان خود دور سازد و در چشم آنان زندگي مشترك خود با شوهر و فرزندان را موفق جلوه دهد و روح قناعت و سازش را در وجدان آنان تقويت كند و روابطي سالم با اقوام خود و شوهر برقرار سازد، چنين زني بالاترين خدمتها را به بچههاي خود كرده و خود نيز از آثار آن بهرهمند است.
د) حوصله و متانت در برخورد با ناهنجاريهاي كودك: انسان در هر دورهاي از حيات خود طبيعت و اقتضايي خاص به خود دارد، بسياري اذيت و شيطنت كودكان را به حساب بدي او ميگذارند و به سرعت در برابر لجبازي، بهانهگيري و شيطنتهاي كودكانه آنان برآشفته شده و آنها را به باد كتك ميگيرند. اين كار گذشته از اينكه ستم به كودك بوده و شرعاً و اخلاقاً درست نيست، آثار بد تربيتي داشته و بر سركشي و ناهنجاريهاي كودك ميافزايد. بايد توجه داشت فرزند در سنين توجه به زشتي كار خود ندارد و به طبيعت خود عمل ميكند، نه با اراده و قصد اذيت.
ه) تربيت مذهبي: داشتن روحيه مذهبي و اعتقادات و ايمان درست و سالم، گذشته از اينكه تأمينكننده سعادت انسان در زندگي اصلي و ابدي اوست، كمك كار بسيار خوب و تكيهگاهي بسيار مطمئن، براي او در دستيابي به اهداف حيات كنوني اوست. چه خدمتي از اين بالاتر كه مادري بتواند از همان ابتداي دوران كودكي، شهد حلاوت نماز و ذكر و ياد خدا را در كام فرزند خود بچشاند و آفريدگار او را به او بشناساند و جان او را با مبدأ هستي پيوندي پايدار بخشد؟
2ـ نيازهاي جسمي: مادر گذشته از رسيدگي به نيازهاي عاطفي كودكان خود نيازهاي جسمي آنان را نبايد دست كم به حساب آورد و آنها عبارتند از: الف: امكان بهرهگيري كامل كودك از شير مادر. ب: بهداشت و نظافت به موقع كودكان. ج: تغذيه سالم و به موقع آنها. د: فراهم آوردن تفريحات سالم براي فرزندان.
3ـ نيازهاي علمي كه شامل الف: پيگيري وضعيت درسي و ميزان پيشرفت علمي و كمك لازم به فرزندان در اين زمينه و ب: ارتباط مستمر و به موقع با مربيان و مدرسه است.
4ـ نيازهاي تربيتي كه شامل موارد زير است: الف: ايجاد روح شجاعت، سخاوت، محبت به ديگران، اعتماد به نفس در فرزند. ب: كنترل رفت و آمد و نظارت همراه با ظرافت و دقت بر رفتار آنان در ارتباط با محيط بيرون از منزل و دوستان و راهنمايي دلسوزانه و همراه با محبت و تدبير در اين خصوص. ج: ايجاد ارتباط صميمي با فرزند به گونهاي كه او بهترين محرم اسرار خود را مادر خود بداند.
5ـ مديريت خوب، به ويژه در ايجاد جو تفاهم و دوستي بين فرزندان و عدم تبعيض و رفتار دوگانه با عروسها و دامادها مگر بر اساس ارزشها.
6ـ در نهايت يكي از مهمترين ويژگيهاي مادر نمونه آن است كه به گونهاي با فرزندان خود رفتار كند كه آنان را به نيكي به پدر و مادر تشويق كند و احترام خود را نزد آنها حفظ كند و بدين وسيله راه را نسبت به خدمتگزاري و كمك خالصانه آنان به والدين خود هموار سازد.
منابع: مجله پيام زن – خبرگزاري برنا – سايت مكتب الباقر