حسني با مادربزرگش در ده قشنگي زندگي ميكرد. حسني يك بزغاله داشت و اونو خيلي دوست داشت. هنوز پاييز شروع نشده بود كه حسني مريض شد و يك ماه در خانه ماند. مادربزرگ حسني كاه و يونجهاي كه در انبار داشتند به بزغاله ميداد. وقتي حال حسني خوب شده بود، ديگر علف تازهاي در صحرا نمانده بود. آن سال سرما زود از راه رسيد. همه جا پر از برف شد و كاه و يونجههاي انبار تمام شد. بزغاله از گرسنگي مع مع ميكرد. حسني كه دلش به حال بزغاله گرسنه ميسوخت اونو دلداري ميداد و ميگفت: صبر كن تا بهار بيايد آنوقت صحرا پر از علف ميشود و تو كلي غذا ميخوري. مادربزرگ كه حرفهاي حسني را شنيد خندهاش گرفت و گفت: تو مرا ياد اين ضربالمثل انداختي كه ميگويند بزك نمير بهار مياد خربزه و خيار مياد. پسر جان با اين حرفها كه اين بز سير نميشود. به خانه همسايه برو و مقداري كاه از آنها قرض بگير تا وقتي كه بهار آمد قرضت را بدهي. حسني از همسايهها كاه قرض كرد و به بزك داد و بزك وقتي سير شد شاد وشنگول، مشغول بازي شد.
اما اولاد آدم را چه به اين قصه. الان بهار است. فصل خيار است و...
اولاد آدم مانده است كه اين روزها خيار بخورد يا نخورد؟ يعني خيارخوري هم عالمي دارد. مخصوصاً بروي در باغ بنشيني و خيار تراشيده و سركه را بزني به رگ! اما ميپرسيد چرا ماندهام كه خيار بخورم يا نه؟ راستش علتش اين است كه از يك طرف رئيس سازمان حفظ نباتات كشور ميزان سم مصرفي در توليدات كشاورزي ايران را نصف ميانگين جهاني عنوان و اعلام كرده كه خيار با سه درصد آلودگي، پرمخاطرهترين محصول كشاورزي ايران است. از يك طرف ديگر اولاد آدم كه هميشه خوددرماني ميكند، شنيده است كه آب خيار تازه، سوزش سردل، اسيد معده، زخم معده و ورم معده را تسكين ميدهد. مصرف روزانه آب خيار، در كنترل بيماري اگزما، آرتروز و نقرس نقش دارد. پتاسيم موجود در آن براي بيماران داراي فشارخون بالا مفيد است و...
اولاد آدم در اينجا در پي اين نيست كه بگويد چرا به خيار اينهمه سم ميزنيد. اصلاً سم خوب هم داريد؟ نكند ميرويد و سم را از چين وارد ميكنيد و تقلبي از كار در ميآيد؟ راستش را بگوييد كه از 310 قلم سم مجازي كه به كشور وارد شده چقدرش چيني است و چقدرش هندي؟اولاد آدم هيچوقت از اين سؤالات نميپرسد! اولاد آدم مانده است كه چطور نقش خيار در مبارزات با آفات معاصر باغي، برجسته شده و يكهو به جاي ساير توليدات آلوده، او قهرمان آلودگي شده است؟ اولاد آدم نميخواهد اينجا اينطوري بروز بدهد كه مسئله سم و سمهاي وارداتي بيش از اينكه خيار برايشان سوژه باشد، برنج و گندم و ذرت برايشان سوژه است. اما فعلاً شما با همين خيار مسموم درگير باشيد بهتر است. آن وقت موضوع ساير اقلام در حاشيه باقي ميماند. تازه گفتهاند كه انار دربسته سم ندارد و راحت بخوريد! يعني انار بخوريد نياز به پادزهر نداريد! اما اگر خيار بخوريد هم دفعتاً نميميريد. زمان ميبرد و خودتان نميفهميد كه كي ميميريد! راستش آبدوغ خيار يك زماني كه ماست ارزان بود غذاي همگاني بود. حالا كه ماست گران است و خيارها سمي شدهاند و نان شده است كمك خرج دولت، همان بهتر كه اولاد آدم، هوا بخورد. فعلاً هوا نه ارزش افزوده دارد و نه ماليات و نه متولي! ميگوييد كه نان چطور كمك خرج دولت شده است و خيار نشده است؟ ميپرسيد كه قصهاش چيست؟ جانم برايتان بگويد كه طبق تفريغ صورت گرفته 431 هزار و 134 ميليارد ريال معادل 86 درصد از درآمد حاصل از اجراي هدفمندي يارانهها محقق شده كه 317 هزار ميليارد ريال آن از محل افزايش قيمت حاملهاي انرژي، 112 هزار ميليارد ريال آن از بودجه عمومي دولت ( يارانه نان و برق) و 2000 و 81 ميليارد ريال از محل مانده وجوه انتقال يافته از سال 91 تأمين شده است. به اين ميگويند كمك خرج دولت بودن. يعني پول اضافي بنزين و برق و نان جاي دوري نرفته است و ما به دولت كمك كردهايم تا سم چيني وارد كند، ماشين چيني وارد كند، چوب بستني چيني وارد كند، خاك نرم گربه چيني وارد كند تا ما نتوانيم حتي آبدوغ خيار بخوريم چراكه خيارها با سم چيني و ماستها با پالم چيني هم گرانتر هستند و هم خطرناكتر!