
اختلافات ارضي بين چين و همسايگان آن در درياي چين جنوبي بهانه خوبي براي امريكا فراهم كرده تا با سوار شدن بر موج تحولات منطقه نفوذ خود در اطراف چين را افزايش داده و استراتژي مهار اين كشور را عملي كند.
شرق آسيا كه تا چندي پيش يكي از مناطق آرام جهان به شمار ميرفت، با اختلافات ارضي بين چين و همسايگان آن به يكي از مناطق مستعد بحران تبديل شده است كه اگر اين تنشها ادامه داشته باشد ميتواند اين منطقه را در آستانه جنگ جديدي قرار دهد. جنگي كه باتوجه به مداخله قدرتهاي بزرگي مثل روسيه و امريكا در حمايت از متحدانشان فراگير خواهد بود و تبعات آن براي جهان به مراتب سنگين خواهد بود. نگاهي به تاريخ جهان نشان ميدهد سياستهاي توسعهطلبانه قدرتهاي بزرگ با پيشرفتهاي اقتصادي و نظامي آنها ارتباط مستقيمي داشته است. كشورهايي مثل انگليس، فرانسه و روسيه در قرن نوزدهم كه از لحاظ نظامي و اقتصادي دست برتر را داشتند، مناطق مختلفي از جهان را به عنوان منطقه نفوذ خود معرفي ميكردند و اين سياستهاي توسعهطلبانه هر از گاهي منجر به درگيري قدرتها بايكديگر ميشد. در حال حاضر، اين سياستها به انحاي مختلف از سوي قدرتهاي بزرگ دنبال ميشود و آنها براي يافتن مناطق نفوذ در جهان تلاش ميكنند. يكي از قدرتهايي كه در جهان حرفهاي زيادي براي گفتن دارد چين است كه در عرصههاي اقتصادي و نظامي پيشرفتهاي قابل توجهي داشته و به رقيب اصلي امريكا و متحدانش تبديل شده است. چين كه خود را يك قدرت جهاني ميبيند به دنبال ايفاي نقشي فعالتر در نظام بينالملل است و منافع خود را در ماوراي مرزهاي خود دنبال ميكند. ناپلئون بناپارت، امپراتور فرانسه در قرن نوزدهم گفته بود چين اژدهاي خفته است، نگذاريد اين اژدها بيدار شود زيرا اگر بيدار شود دنيا را خواهد بلعيد. با شروع قرن 21 اين نظريه جنبه عينيت به خود گرفته و چين در حال تبديل شدن به قدرت اصلي جهان است. چين از نوامبر 2013 براي پيشبرد سياستهاي توسعهجويانه خود، درياي چين جنوبي را منطقه پرواز ممنوع اعلام كرد و پس از آن تنشها در اين منطقه تشديد شد. علاوهبر چين كه مدعي مالكيت بر درياي چين جنوبي است، كشورهاي ويتنام، فيليپين، مالزي، برونئي و تايوان بر سر مالكيت جزاير موجود در اين پهنه بزرگ دريايي نيز ادعاهايي دارند. چينيها كه درحال پشت سر گذاشتن اقتصاد امريكا هستند به هيچ وجه ناامني و چالش بينالمللي در اطراف خود را نميپسندند. در همين حال چينيها از قديم براي تسلط بر درياي چين جنوبي با همسايگان مشكل داشتهاند. درياي چين جنوبي يكي از بزرگترين پهنههاي آبي دنيا بوده و سرشار از ظرفيتهاي انرژي ميباشد و به همين خاطر قدرتهاي بزرگ حساسيت بيشتري روي آن دارند.
تنشآفريني امريكا
قدرتهاي بزرگ همواره براي اينكه گوي سبقت را از رقباي خود بربايند، از هر ابزاري براي ضربه زدن به طرف مقابل استفاده ميكنند تا در رقابت دست برتر را داشته باشند. امريكا كه با خيزش چين، حفظ قدرت جهاني خود را در خطر ميبيند از هر مناقشه ضدچيني استقبال ميكند و اختلاف بر سر جزاير مورد مناقشه سبب شده كه امريكا براي نفوذ در حياط خلوت چين سوء استفاده كند. باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا كه از همان ابتداي رياست جمهوري تلاش ميكرد با كم كردن درگيريهاي خود در خاورميانه براي مهار چين در شرق دور حضور پيدا كند، همواره سبب تحريك همسايگان عليه چين شده است. چرخش استراتژيك امريكا به سمت شرق آسيا، نيازمند حضور و گسترش نفوذ اين كشور در درياي چين جنوبي است. سفرهاي پي در پي مقامات امريكايي به كشورهاي ژاپن، كره و ساير متحدانشان نيز حاكي از تمايل واشنگتن براي توسعه نفوذ در شرق دور است. مداخله بيش از حد امريكا نه تنها كمكي به حل بحران نميكند بلكه به تشديد اختلافات دامن ميزند.
مقابله با قدرت دريايي چين
يكي از دلايلي كه امريكا را به سمت شرق آسيا و رقابت با پكن كشانده، مقابله با قدرت دريايي چين است. چينيها اخيراً در حوزه نيروي دريايي خود پيشرفتهاي خوبي را بهدست آوردهاند و اين مسئله امريكاييها را نگران كرده است. امريكاييها تلاش ميكنند با ايجاد تنش در درياي چين جنوبي توسعه نظاميگري چين در دريا را نيز دچار وقفه كنند. به رغم مخالفتهاي كاخ سفيد، چين جزاير شني را در درياي جنوبي توسعه داده و درحال ساخت فرودگاههايي در اين منطقه است و واشنگتن اين اقدام پكن را نوعي گستاخي و دهنكجي به امريكا ميداند. درياي چين جنوبي به لحاظ اقتصادي و راهبردي براي امريكا اهميت دارد و نميتوان انتظار داشت كه از تبديل آن به حوزه كشتيراني پكن حمايت كند. واضح است كه واشنگتن شكلگيري ابرقدرت جديدي به نام چين را برنميتابد و از اينرو تمام تلاش خود را انجام ميدهد تا از ظهور چنين قدرتي جلوگيري كند.
حفظ برتري نظامي
واشنگتن اينك اقيانوس آرام و شرق آسيا را باتوجه به درآمد اقتصادي، نظامي و سياسي چين حوزه اصلي چالشها و رقابتهاي آتي جهان ميداند و بيش از پيش نيروها و امكانات نظامي خود را در اين منطقه مستقر ميكند. واشنگتن ميخواهد برتري نظامياش نسبت به چين پابرجا بماند. امري كه با اقدامات امريكا در واكنش به پيشرفت نظامي چين به گسترش مسابقه تسليحاتي ميانجامد. امريكا با هرچه كه سلطهاش را به خطر اندازد مبارزه ميكند. از اينرو، واشنگتن پيوندهايش با متحدان مهم در همسايگي چين را استوار خواهد ساخت و از منافعش در شرق آسيا محافظت خواهد كرد. امريكاييها تلاش ميكنند با بزرگنمايي خطر چين براي همسايگانش از طرفي، زمينه را براي قراردادهاي سنگين تسليحاتي خودشان فراهم كنند تا با فروش تسليحات به متحدان شرق آسيايي درآمدهاي بيشتري از اين طريق به دست بياورند. چيزي كه در خاورميانه به خوبي جواب داده و با سياست ايرانهراسي، كشورهاي عربي سالانه ميلياردها دلار تسليحات از واشنگتن ميخرند.
از سوي ديگر، امريكا با اين استراتژي به دنبال ايجاد پايگاههاي نظامي بيشتر در اين كشورهاست تا با حضور دائمي در منطقه سياستهاي پكن را از نزديك رصد كند. البته چينيها با گسترش روابط با همسايگان تلاش كردهاند اين تنشها را كم كنند ولي با اين وجود اختلاف اساسي با همسايگان بر سر تسلط بر درياي چين جنوبي همچنان وجود دارد. رقابت چين و امريكا در منطقه و جهان تاحدي است كه برخي ناظران معتقدند در صورت تشديد رقابتها ممكن است جنگ جهاني سوم بين دو طرف رخ دهد. همچنين آمادگي اخير ژاپن به استقرار سپر موشكي در جزاير نزديك تايوان كه با چراغ سبز امريكا انجام شده است، اقدام ديگري است كه به ادامه تنشها دامن ميزند.
عكسالعمل احتمالي چينيها
هرچه نفوذ امريكا در حياط خلوت چين بيشتر شود به مراتب حساسيت پكن به مداخله واشنگتن براي تنشآفريني در اين منطقه نيز بيشتر خواهد شد و واكنشهاي جدي رهبران چين را به دنبال خواهد داشت. هرچند واشنگتن به تصور خود سعي ميكند با حضور در اين منطقه تنشها را كاهش دهد اما مداخله بيش از حد امريكا در درياي چين جنوبي نتيجه معكوس خواهد داشت و به باور ناظران، چنين اقدامي به چين توجيه كافي براي اعزام واحدهاي نيروي دريايي به آبهاي اطراف خود، تسريع در پروژههاي ساخت و ساز و استقرار تأسيسات نظامي در جزاير مصنوعي و همچنين ايجاد يك منطقه دفاعي هوايي در مناطق خودش در درياي چين جنوبي خواهد داد. فنگ ژانگ، استاد روابط بينالملل هفته گذشته در يادداشتي در نشريه فارين پاليسي، نوشت: «در زمان رياست جمهوري شي جين پينگ، هر چقدر واشنگتن موضع تقابليتر اتخاذ كند، پكن در پاسخ، موضع قاطعانهتر و جسورتر اتخاذ خواهد كرد و اين واقعيت جديد سياست خارجي چين است و پكن مجبور خواهد شد كه به منظور خشنودسازي احساس مليگرايانه داخلي مردم خود، با تقويت حضور نظامي در درياي چين جنوبي واكنش نشان دهد». همچنانكه پكن در واكنش به حضور پهپاد جاسوسي امريكا بر فراز درياي چين جنوبي، هواپيماهاي نظامي خود را به پرواز درآورد تا نشان دهد كه در حفاظت از مرزهاي خود از هيچ اقدامي دريغ نميكند.
به نظر ميرسد، افزايش نگراني متحدان امريكا از سوي چين، بيش از پيش اين كشورها را به سمت قرار گرفتن در حوزه نفوذ امريكا سوق ميدهد. ادامه چنين وضعيتي در نهايت تنشهاي بين امريكا و چين را افزايش خواهد داد و سطح اختلافات و انتقادات از سوي هر دو طرف در آينده ابعاد تازهاي به خود خواهد گرفت كه در بدترين حالت ميتواند به درگيري نظامي در منطقه منجر شود.