پديدههاي نوظهور هر روز جلوههاي تازهاي از توانايي خود در زندگي امروزي را به نمايش ميگذارند. تجربه نشان ميدهد فارغ از مزايا و تواناييهايي كه اين پديدهها در شيوه اطلاعرساني دارند، سبك زندگي افراد جامعه را بدون الگويي شايسته با شتابي عجيب تغيير ميدهند.
با يك برآيند كلي ميتوان به صرافت دريافت كه افراد در بيشتر كانونهاي خانواده، محافل خانوادگي و دوستي، به جاي تبادلنظر درباره مسائل روزمره- آنگونه كه الگوي سنتي جامعه ماست- فرصت خود را با سرگرمي در شبكههاي اجتماعي- كه به سان جهاني در مشت افراد است- سپري ميكنند.
از آسيبهاي اين سرگرميها، شكلگيري گفتمانهاي غيراخلاقي در گروههاي سايبري است كه با تأسي به تصاوير و تبادل فيلمهاي غيراخلاقي، مجال آشنايي در محافل ديگر و شكلگيري روابط غيراخلاقي را فراهم ميكند.
فارغ از گسترش فضاي غيراخلاقي در اين شبكهها، ميتوان به فراهم شدن بسترهاي لازم براي بروز اعمال مجرمانه ديگر مثل كلاهبرداري و فريب زنان و دختران از سوي مجرمان فرصتطلب اشاره كرد.
مثال روشن آن پروندهاي است كه چند روز قبل از سوي مأموران پليس آگاهي تهران رمزگشايي شد. در جريان اين پرونده مرد جواني به اسم فرشاد با ايجاد صفحهاي در فيسبوك، خود را مجرد، داراي درجه دكترا و خلبان هواپيماي مسافربري معرفي كرده بود. در صفحه فيسبوك فرشاد كه عكس او با لباس خلباني و هواپيما قابل مشاهده بود، به خوبي نشان ميداد چنانچه عليه وي طرح شكايت صورت نميگرفت، او همچنان به عمل مجرمانه خود ادامه ميداد.
مضحك است كه اين فرد با لباس خلباني در فرودگاه مهرآباد هم تردد ميكرد و كسي هم متعرض وي نميشد. مثال روشن ديگر دستگيري مجرم سابقهداري است كه با داير كردن يك دفتر خدمات فروش مسكن در يكي از برجهاي معروف تهران، 200 ميليارد تومان از خريداران خانه كلاهبرداري كرده است. هر چند اين كلاهبرداري در فضاي سايبري شكل نگرفته، اما ضعف ساختارهاي نظارتي در آن به خوبي مشهود است.
با اينكه توصيه و تأكيد رسانهها همواره بر آگاهسازي افراد جامعه نسبت به بروز جرائم و تأكيد بر پيشگيري از بروز جرم است اما شكلگيري اين پروندهها نشان ميدهد ساختارهاي نظارتي، كارآمدي لازم را ندارند چراكه مجرمان در سايه همين غفلتهاست كه به اهداف مجرمانه خود دست پيدا ميكنند.