
فرانسوا اولاند، رئيسجمهور فرانسه، دو سال قبل بود كه براي نخستين بار در كسوت رياست جمهوري به عربستان رفت و به گفته يكي از وزراي كابينهاش، اين سفر تلاشي براي بهبود روابط با آلسعود بود كه در دوران رياست جمهوري نيكلا ساركوزي به تيرگي كشيده بود. او دو هفته پيش هم بار ديگر راهي عربستان شد اما اين سفر با دفعه قبل تفاوتهاي زيادي داشت. او در سفر دو سال قبل، اول به سراغ ميشل سليمان، رئيسجمهور لبنان رفت و بعد عازم عربستان شد اما اين بار، توقف اولش در دوحه بود و وقتي هم كه به رياض رفت با پادشاهي متفاوت ملاقات كرد. ملك عبدالله در دو سال قبل ميزبان او بود و حالا ملك سلمان جاي او را گرفته كه در اين مدت حدود چهار ماه بعد از فوت ملك عبدالله، تغييرات اساسي در تشكيلات سياسي آلسعود ايجاد كرده و اولاند و هيئت همراهش در رياض با تيم جديدي از قدرت ملاقات كردند. جداي از اين تغييرات، منطقه هم نسبت به دو سال قبل دچار تغييراتي شده است. هر چند كه جنگ سوريه در دو سال قبل جريان داشت اما داعش مبدل به معضل منطقهاي نشده بود و جداي از سوريه، جاپاي چنداني در عراق نداشت. پرونده مهم در دو سال مربوط بود به جنگ سوريه اما اين بار، تجاوز نظامي عربستان به يمن پرونده جديدي از تجاوزگري را باز كرده است. بنابراين، اولاند با شرايطي به طور كامل متفاوت با دو سال قبل به منطقه آمد و بايد گفت كه با توجه به اين شرايط، سفر او همراه با نگاه خاصي به منطقه است.
تجارت فرانسوي
اولين وجه در نگاه اولاند به شيوخ عربي را بايد در خوي تجارت فرانسوي او ديد. او اين خوي را در سفر دو سال قبل هم داشت چراكه سعي داشت موقعيت كشورش را به عنوان يكي از اصليترين شريكهاي تجاري آلسعود حفظ كند و در سفر اخير هم همين امر محور اصلي در سفر او به رياض بود، جداي از اينكه سعي كرد با همين خوي روابطش را با ديگر شيوخ منطقه توسعه دهد. نشانه اين امر در انتخاب دوحه به عنوان مقصد اول اين سفر بود كه اولاند نميخواست فرصت امضاي قرارداد با طرف قطري را براي فروش 24 فروند جنگنده رافائل از دست بدهد كه با توجه به آموزش خلبانهاي قطري و خدمت مربوط به جنگندهها، رقمي حدود 7 ميليارد دلار است. گفته ميشود كه داسو، شركت فرانسوي سازنده رافائل، قرارداد را به نحوي تنظيم كرده كه بتواند 12 فروند رافائل ديگر را هم به قطر بفروشد. بيجهت نيست كه كاخ اليزه با صدور بيانيهاي عقد اين قرارداد با قطر را به عنوان «موفقيتي تازه در عرصه صادرات» توصيف كرد چراكه با توجه به بازار فروش اسلحه، فرانسه با ميزاني در حدود 8درصد به مراتب از دو كشور امريكا و روسيه با مجموع 54 درصد، در مرتبه پايينتري قرار دارد. فرانسه به خصوص در مورد فروش رافائل دچار مشكل شده بود و سالها بود كه سعي داشت قطريها را راضي به خريد چند فروند از اين جنگنده بكند. حالا اولاند موفق به اين كار شده جداي از اينكه وزير دفاع او روز قبل از عقد قرارداد در دوحه، به ابوظبي رفته بود تا با مقامهاي اماراتي در زمينههاي مختلف از جمله معامله تسليحاتي مذاكره كند. از طرف ديگر، رافائل فرانسوي رقابت نزديكي با اف 18 امريكايي و يوروفايتر اروپايي در كويت دارد كه در صورت برد رقابت بايد گفت موفقيت مورد نظر اليزه بيشتر از چيزي خواهد بود كه اكنون گفته است. در هر صورت، فرانسه براي جبران بحران مالي و مشكلات مربوط به آن سعي در بالا بردن فروش اسلحه خود دارد و چه بازاري بهتر از شيوخ عربي كه پول سرشار نفت و گاز دارند و هميشه مشتاق سلاح هستند.
باج سياسي
روشن است كه شيوخ عربي هر چقدر هم مشتاق خريد اسلحه باشند و دلارهاي نفتي آنها آماده تقديم به فروشندگان سلاح باشد باز انتظارهاي خاص سياسي از فروشندگان غربي سلاح دارند. اصل سياسي در بين شيوخ عربي به كسب حمايت از قدرتهاي غربي است و معامله تسليحاتي را به منزله كارتي در جهت اين اصل مينگرند به اين معنا كه دلارهاي نفت و گاز خود را براي خريد سلاح به قدرتهاي غربي تقديم ميكنند تا آنكه در مسائل سياسي از حمايت آنها برخوردار باشند. به همين جهت است كه حجم و كيفيت خريد سلاح از سوي شيوخ عربي هيچ ارتباطي به نياز، توانايي و استعداد نظامي آنها ندارد تا آنجايي كه در مورد برخي از تجهيزات نظامي حتي پرسنل نظامي اين شيوخ قادر به استفاده از آن تجهيزات نيستند. اولاند با توجه كامل به اين اصل است كه براي فروش تسليحات خود وارد معامله با اين شيوخ شده است. او دو سال قبل در ديدار با ملك عبدالله، پادشاه سابق عربستان، بر مسائلي انگشت گذاشت كه آلسعود مايل به طرح آنهاست، مسائلي از قبيل جنگ سوريه و پرونده هستهاي ايران. او در سفر اخير همين سياست را دنبال كرده و در نشست كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس شركت كرد كه نشان دهد در مواضع اين كشورها همراه با آنهاست. اولاند نه تنها در اين اجلاس تأكيد كرد كه در كنار كشورهاي عرب منطقه ايستاده بلكه در بيانيه مشترك با ملك سلمان، پرونده هستهاي ايران را با مسئله امنيت و ثبات منطقه گره زد تا آنكه با پادشاه آلسعود همصدا شده باشد. تمام اين تلاشهاي اولاند را ميتوان يك نوع باج سياسي به شيوخ عربي دانست تا آنها را به خريد بيشتر سلاح از فرانسه ترغيب كند.
رقابت با امريكا
يك وجه مهم ديگر در نگاه فرانسوي اولاند به شيوخ عربي منطقه در توجهي است كه او به امريكا دارد، به صورتي كه اين نحو باج سياسي دادن به اين شيوخ و رونق سلاح فرانسوي در منطقه ميتواند به معناي رقابت او با طرف امريكايي باشد. روزنامه العرب چاپ لندن روز پنجم مي و قبل از حضور اولاند در نشست رياض مقالهاي را منتشر كرد و اين حضور را به مثابه پيامي به جامعه جهاني ارزيابي كرد كه «فرانسه با قدرت در كنار كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس ايستاده است، چه در دخالت آنها در اوضاع داخلي يمن كه با حملات هوايي عربستان و متحدان عربش به اين كشور انجام ميشود و چه در مورد توافق هستهاي با ايران كه اعراب به دنبال دريافت تضمينهايي هستند كه ثابت كند نتايج توافق هستهاي به ضرر منافع كشورهاي عربي تمام نخواهد شد.» اين تفسير العرب به روشني از رفتار اولاند پيداست اما نكته جالبتر در وجه ديگر از تحليل اين روزنامه است كه اولاند سعي دارد جاي خالي امريكا را در منطقه پر كند به خصوص اينكه شيوخ عربي نسبت به رفتار امريكا در منطقه گلايه دارند. العرب نظر برخي از تحليلگران را در مقاله خود آورده كه معتقدند امريكا با نگراني نزديكي شيوخ عربي به فرانسه را دنبال ميكند «به ويژه بعد از عقد قراردادهاي تسليحاتي فرانسه با اين كشورها آن هم در حالي كه رهبران عرب قرار است به زودي با باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، در كمپ ديويد ديدار كنند.» يكي از موضوعات مهم در كمپ ديويد پرونده هستهاي ايران است كه به نظر ميرسد اوباما ميخواهد در اين ديدار پاسخ برخي از نگرانيهاي شيوخ عربي نسبت به اين پرونده را بدهد. حالا اولاند قبل از ديدار كمپ ديويد سراغ شيوخ عربي رفته و به اين نحو از موضع آنها سخن گفته كه اين نحو رفتار اولاند را بايد در مقوله رقابت با امريكا و به خصوص اوباما تفسير كرد به اين معنا كه او بر خلاف اوباما به شيوخ عربي ميگويد كه نه تنها قصد پاسخ به نگرانيهاي آنها را ندارد بلكه خود او هم مثل آنها فكر ميكند و نگرانياي مشابه آنها دارد. در واقع، بازي سياسي اولاند آنقدر روشن و واضح است كه به طور طبيعي توجه و نگراني امريكا نسبت به نفوذ بيشتر فرانسه در ميان شيوخ عربي را برميانگيزاند. از طرف ديگر، بايد گفت كه رفتار اولاند آنقدر ناشيانه است كه بيشتر جاهطلبانه عمل كرد تا از سر دقت سياسي. نكته اصلي در اينجاست كه پيوندها و وابستگي شيوخ عربي به امريكا آنقدر زياد است كه چند ژست سياسي اولاند در برابر اين شيوخ آن پيوندها را تضعيف نميكند و هر قدر هم كه نگاه اولاند به اين شيوخ جاهطلبانه باشد، باز نميتواند در رقابت با امريكا قدم قابل توجهي بردارد.