کد خبر: 718694
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۴
پسر جواني كه متهم است سه سال قبل در مغازه كبابي مرتكب قتل شده بود، موفق به جلب رضايت اولياي دم و نجات از مجازات قصاص شد.
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان در شرح ماجرا به هيئت قضايي شعبه 74 دادگاه گفت: متهم پرونده كه هوشنگ نام دارد، 28 ساله است. 29 تير ماه سال 91 او در خيابان رحيم‌زاده محله ‌باغ آذري مرتكب قتل مردي به نام بهزاد شد. گزارش پزشكي قانوني هم نشان مي‌دهد كه بهزاد بر اثر اصابت چاقو به گيجگاهش فوت شده است، بنابراين برايش درخواست صدور مجازات قانوني دارم.
بعد از آنكه اولياي دم درخواست قصاص كردند، هوشنگ به درخواست قاضي عبداللهي در جايگاه قرار گرفت. او اتهام خودش را قبول كرد و در شرح حادثه گفت: ظهر روز حادثه در حال سيگار كشيدن مقابل مغازه كبابي دايي‌ام بودم كه ديدم بهزاد از ماشين پياده شده و به سمت من آمد. او نگاهي به من كرد و پرسيد چرا به من سلام نمي‌كني؟ سر اين موضوع با هم مشاجره كرديم و او فحاشي كرد. من هم جوابش را دادم. عصباني شد و به طرف خودرو‌اش رفت. چاقويي برداشت و به سمت من حمله كرد. همان لحظه دايي‌ام از راه رسيد و ميانجيگري كرد. در حالي كه ترسيده بودم به داخل مغازه رفتم و دو چاقوي بزرگ برداشتم و زير پيراهنم پنهان كردم. وقتي بيرون آمدم، بهزاد دوباره به سمت من حمله كرد و با چاقو ضربه‌اي به آرنج دست راستم و ضربه ديگري به انگشتان دست چپم زد كه مجروح شدم. در حالي كه درد داشتم چاقوها را از زير پيراهنم بيرون كشيدم و با يكي از آنها ضربه‌اي به سر بهزاد زدم.
قاضي سؤال كرد: انگيزه‌ات از قتل بهزاد چه بود؟ متهم جواب داد: انگيزه‌اي نداشتم. همه چيز ناگهاني شد. من از حملات او ترسيده بودم و بعد از اينكه او را با چاقو زدم، فهميدم كه تيزي چاقو جمجمه او را شكافته و منجر به خونريزي شديد مغز او شده است. 20 روز در قرچك متواري بودم تا اينكه به دام پليس افتادم.
پس از آن دايي متهم در جايگاه حاضر شد و گفت: من همراه چند نفر از دوستانم در مغازه بوديم كه هوشنگ از راه رسيد. هنوز چند دقيقه از آمدن او نگذشته بود كه ديدم بيرون مغازه با بهزاد درگير شد و او را با ضربه چاقو هدف قرار داد. البته من ديدم كه بهزاد به طرف متهم حمله كرد و هوشنگ به او ضربه زد.   متهم در آخرين دفاع گفت: پشيمانم و از خانواده مقتول درخواست گذشت دارم. او خودش را به دست و پاي اولياي دم انداخت و از آنها طلب بخشش كرد تا اينكه دختر مقتول مقابل هيئت قضايي ايستاد و گفت: من از گناه اين جوان مي‌گذرم و او را به خاطر شادي روح پدرم مي‌بخشم. البته در مقابل بخشش درخواست ديه دارم. بعد از آن پرونده از جنبه عمومي جرم بررسي و متهم به حبس و پرداخت ديه محكوم شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار