نخست بر آن بودم تنها رويدادهاي روز 30 تير 1331 را كه در ميدان بهارستان شاهد و همراه آن بودم و نيز نقش دانشآموزان دبيرستان البرز در نهضت ملي شدن صنعت نفت، بهويژه در آن روز تاريخي و تاريخساز را بنگارم. در اينجا بايد يادآور شوم پارهاي از يادداشتها و ديدههايم در آن روز تاريخي در سال 1378 توسط انتشارات آرمانخواه منتشر شد.
اما انديشيدم نسل جوان و حتي ميانسالان كشور نسبت به نهضت والاي ملي شدن صنعت نفت، خيزش مردمي 30 تير 1331، كودتاي 28 مرداد 1332 در بيخبري نگه داشته شدهاند و آگاهي درستي از آن ندارند.
حكومت كودتا پس از استقرار به ياري سازمانهاي جاسوسي انگليس و امريكا كوشيد تا خاطره اين مبارزه درخشان ملي را كه بازتاب جهاني و اثربخشي منطقهاي داشت، از ياد مردمي كه آن را به چشم خود ديده و در آن همباز بودند بزدايد و از سوي ديگر اجازه ندهد نسل جوان از آن آگاه شود. با تأسف بسيار سياست خاطرهزدايي و بيخبر نگه داشتن در اين دوره نيز پي گرفته شد و حتي اجازه داده نشد آرامگاه شهيدان راه وطن در ابنبابويه بازسازي شود و...
گرچه پارهاي از پژوهندگان كتابهاي روشنگري درباره ملي شدن صنعت نفت ايران به پيشگامي و پيشوايي دكتر محمد مصدق، حوادث 30 تير 1331 و نيز كودتاي 28 مرداد 1332 را به چاپ رسانيدهاند، اما به دليل نپرداختن دستگاههاي ارتباط جمعي مانند راديو، تلويزيون و روزنامههاي به اصطلاح كثيرالانتشار كه همگي در اختيار دولت هستند، نسل جوان و ميانسال كشور از اين مبارزه پرصلابت ملي آگاهي چنداني ندارند.
اين انديشه پيشزمينهاي شد تا بكوشم تاريخ قراردادهاي استعماري نفت و فراز و فرودهاي مبارزات ملت ايران براي زدودن اين قراردادها را با نگرش ژرفتر بر پايه سندها، منابع و مآخذ راستين پيش روي خوانندگان بگذارم. آرزومندم خوانندگان، بهويژه جوانان با ژرفنگري در اين نوشتار به عمق ستمي كه استعمار بر ملت و مردم ما روا كرد، بيشتر واقف شوند.
اگر چنين شود، آنگاه آرزوي من، انبوه مليگرايان و ايراندوستان، يعني درك بزرگي و سترگي نهضت ملي شدن صنعت نفت ايران نيز برآورده خواهد شد.
در بازشناسي پيشينه پديده نفت در ايران، بيترديد ميتوان گفت ايرانيها نخستين مردماني بودند كه از گاز و نفت بهره گرفتند و از استوارترين دلايل آن وجود منابع بيشمار آن در فلات ايران است. هوشنگ پيشدادي، كمابيش در 5 هزار و 500 سال پيش از ميلاد، سنگي را براي كشتن مار به سوي آن پرتاب كرد و از برخورد آن سنگ با سنگ بزرگتر جرقهاي زده شد و خار و خاشاك را به آتش كشيد. آيا با توجه به اينكه با يك جره به آساني و هميشه خار و خاشاك به آتش كشيده نميشوند، در آنجا نشت گاز و نفت باعث برافروخته شدن آتش نشده است؟ احتمال اين قضيه بسيار است و...
از سوي ديگر ميدانيم واژه نفت يك واژه ايراني است. گرچه پارهاي از به اصطلاح خاورشناسان همچنان كه كوشيدند و ميكوشند اصل همه چيز را در عهد باستان به يونان بكشند، سعي كردند اين واژه را نيز به يونان كه در آنجا هنوز هم نشاني از نفت نيست، نسبت دهند، اما بيهيچ شكي چنانكه در موارد بسيار كوشششان نافرجام ماند، در اينباره نيز ناكام شدند.
كاوشهاي باستانشناسي نشان داده است، كاربرد قير طبيعي در ايران به بيش از 4، 5هزار سال پيش از ميلاد ميرسد... اين بخشي از تاريخچه پرماجراي نفت در ايران است كه تفصيل آن را در كتابي كه از آن سخن ميرود آوردهام.