کد خبر: 718220
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۲۰:۵۹
خسرو نورمحمدي/ كارشناس اقتصاد و برنامه‌ريزي توسعه
حسين عظيمي معتقد است: مهم‌ترين و اساسي‌ترين مشكل در فرآيند گذار توسعه‌اي ايران مشكل نگرشي، تفكري و انديشه‌اي است. ما هنوز به‌درستي تعريف كاربردي، مشخص و قابل‌قبول همگاني از توسعه نيافته‌ايم و تا زماني كه به اين تفاهم عمومي درزمينه تعريف توسعه دست نيابيم، امكان تحقق توسعه نخواهيم داشت. عظيمي مي‌گويد:  هنوز متخصصان و مسئولان جامعه ما اعتقاد ندارند كه توسعه نيز نياز به يك قانون اساسي تفاهم شده دارد.
جامعه ايران ۵۰۰ سال ديرتر وارد تحولات تمدن تازه يا همان توسعه‌شده و از زمان ورود نيز نه از ديدگاه شناخت ماهيت اين تمدن (انسان‌محوري و علم محوري) بلكه عمدتاً از ديد تقليد رفاه يعني مرحله سوم تحولات تازه جوامع صنعتي (سال ۱۹۵۰ به بعد كه دوران مصرف انبوه است) و مرحله دوم (سال ۱۷۵۰ تا ۱۹۵۰ كه دوران سرمايه‌داري اوليه و محض است) وارد فرآيند توسعه شده است، يعني ما از ديدگاه انديشه فلسفي وارد توسعه نشديم بلكه از ديدگاه تقليد رفاه غرب وارد اين پديده شديم و اين به تشديد تضادها و ايجاد تنش‌هاي اجتماعي انجاميد. به‌عبارت‌ديگر ما عمدتاً به دستاوردهاي فيزيكي، توليدات و محصولات مشهود دنياي صنعتي توجه كرده‌ايم. درحالي‌كه تمدن عبارت است از تمامي دستاوردهاي مادي و معنوي انساني در جريان تلاش او براي تأمين نيازهايش كه اين دستاوردها طبيعتاً هم مادي است و هم معنوي، لذا بايد تمدن صنعتي غرب يا توسعه را از ابعاد فيزيكي و معنوي نيز بشناسيم.
عظيمي مي‌گويد: آنچه در فرآيند توسعه ما پيش‌آمده شبيه اين است كه كسي در جايي درختي را مي‌بيند، به هر دليل، از اين درخت خوشش مي‌آيد و تمايل پيدا مي‌كند كه نمونه اين درخت را در حياط خانه خود داشته باشد، اما اين شخص آنقدر مسحور مظاهر اين درخت مي‌شود كه فراموش مي‌كند، اين درخت يك شيء مكانيكي نيست، يك موجود زنده است. به‌هرحال، اين شخص با دقت به مطالعه ظواهر درخت مي‌پردازد كه مثلاً چند متر ارتفاع دارد، تنه درخت چه شكلي است و... پس از اين مطالعات براي كاشتن اين درخت در حياط خانه خود، با زحمت زياد به دنبال اين مي‌رود كه تنه مشابه تنه اين درخت را در جايي پيدا كند، شاخ و برگ مشابه اين درخت را در جايي بيابد، ... شخص موردبحث همه اين اجزا را پيدا مي‌كند و به خانه خود مي‌برد و به هم مي‌چسباند و نهايتاً مي‌بيند كه تصويري از درخت به دست آمده، ولي خود درخت در حياط او پيدا نشده است. اين امري طبيعي است، چراكه در اين مثال شخص موردنظر ما به اين درخت به صورت يك شيء مكانيكي نگاه كرده، درحالي‌كه درخت، يك موجود زنده و يك ارگانيسم است.
اين نكته در مثال ما ناديده گرفته‌شده، يعني فرض شده كه درخت هم مثل تلويزيون است كه اگر قطعات مجزاي آن را پيدا كرديد و روي‌هم درست سوار كرديد، تلويزيون درست مي‌شود، درحالي‌كه درخت يك موجود زنده است، نمي‌شود آن را همانند تلويزيون دانست، لذا شخصي كه درخت و تلويزيون را يكسان ببيند، هيچ‌گاه صاحب درخت نمي‌شود.
توسعه و فرآيند توسعه نيز همين حالت را دارد. كشورهايي مثل ما متأسفانه دچار اين مشكل بوده‌اند كه فرآيند توسعه را فرآيندي مكانيكي ديده‌اند، لذا ديده‌اند كه كشورهاي توسعه‌يافته كارخانه، دانشگاه، مدرسه، شهر، خيابان، ساختمان جديد، اتومبيل، راه‌آهن، فرودگاه، نيروي برق و... دارند، فكر كرده‌اند كه اگر اين اجزا را در كنار هم قرار دهند، توسعه حاصل خواهد شد...
مشكل اصلي فرآيند توسعه ايران اين است كه مسئله را اشتباه ديده‌ايم، به‌عبارت‌ديگر عينكي كه روي چشم داريم مسئله را درست نشان نمي‌دهد. اين عينك همان نگرش ذهني ما ايراني‌ها به مسئله توسعه است؛ مفهومي كه در ادبيات به‌عنوان «پارادايم» از آن نام مي‌برند. به‌عبارت‌ديگر، ما مجموعه‌اي از نگرش‌هاي ذهني در باب توسعه‌نيافتگي داريم و از دريچه اين مجموعه به واقعيت بيرون نگاه مي‌كنيم، بنابراين اولين نكته اساسي كه بايد در فرآيند توسعه ايران فهميده شود، اين است كه ما هنوز بذري را كه ايجادكننده آن درخت است، نيافته‌ايم. بعد هم نمي‌دانيم كه حتي اگر بذر را يافتيم و كاشتيم چگونه بايد به اين بذر رسيد، چگونه به آن آب و كود و هوا و آفتاب رساند تا اين درخت رشد كند. اين‌گونه است كه تلاش مي‌كنيم از طريق شبيه‌سازي ظواهر، آن «درخت» را به دست آوريم. فرآيند توسعه ايران با اين مشكل اصلي مواجه است كه هنوز نيروي بالنده توسعه را نيافته است. در اين شرايط فرق نمي‌كند كه بخش نفت داشته باشيم يا نه! توليد و فروش نفت زياد باشد يا كم! در اين وضعيت هر چه نفت بيشتري بفروشيم، درخت‌هاي بيشتر و بزرگ‌تري به‌صورت مكانيكي و شبيه‌سازي درست خواهيم كرد ولي هيچ‌وقت صاحب يك درخت واقعي نخواهيم بود... مثلاً ما به يك معني صاحب صنعت يعني كارخانه شده‌ايم، ولي جامعه‌اي صنعتي نشده‌ايم.
وقتي طي 30 سال اخير حدود 2هزار ميليارد دلار در اقتصاد ايران خرج مي‌شود و ظرفيت آموزش عالي نيز بيش از 25 برابر مي‌شود ولي درآمد سرانه، تغيير قابل توجهي نمي‌كند و تمام نهادها و ساختارهايمان نيز مشكلات عميق و خاص خود را دارند، هيچ توجيه علمي جز اينكه توسعه را اشتباه متوجه شده‌ايم، وجود ندارد.
* توضيح: اين نوشتار براساس نظريات و سخنراني‌هاي زنده‌ياد دكتر حسين عظيمي و به مناسبت سالگرد درگذشت ايشان تهيه و تنظيم شده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار