كارآگاهان در تحقيقات بيشتر متوجه شدند كه احمد شب حادثه با مردي به نام سهيل ديده شده است. اين مرد وقتي بازجويي شد به قتل احمد اقرار كرد و گفت من دانشجوي يكي از دانشگاههاي ورامين هستم. براي تأمين هزينه دانشگاه در مؤسسه خدمات منزل كار ميكنم و گاهي هم مسافركشي ميكنم. مدتي قبل بود كه با احمد دوست شدم و براي انجام كاري 2 ميليون تومان از او قرض گرفتم. بعداً فهميدم كه او مرتكب قتل شده بود. احمد درباره نحوه قتل و سرقتهايي كه انجام ميداد، برايم تعريف ميكرد همين موضوع سبب شد تا از او بترسم. شب حادثه وقتي او را سوار ماشينم كردم گفت كه پولش را ميخواهد. خواستم مهلتي بدهد تا پول را فراهم كنم اما گفت اگر تا چند ساعت ديگر پول را فراهم نكنم، من را پول ميكند. به خاطر ترسي كه از او داشتم، چاقو كشيدم و خواستم از ماشين پياده شود. احمد اما تهديد كرد و من هم از ترس ضرباتي پرتاب كردم كه به گردنش خورد. خواستم او را به بيمارستان منتقل كنم اما متوجه شدم كه ديگر نفس نميكشد. جسد را به فضاي سبز منتقل كردم و بعد از محل گريختم.
با اقرار مرد جوان به قتل، بازپرس پرونده را با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع داد. متهم به زودي مقابل هيئت قضايي شعبه 84 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه ميشود.