کد خبر: 717797
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۶:۳۶
بررسي نقش تشكر و قدرداني در زندگي مشترك
قدرداني زوجين از يكديگر در زندگي مشترك بسيار حائز اهميت است. اگر عشق و محبتي بين زن و مرد رد و بدل نشود هيچ‌گاه امكان ندارد زماني براي قدرداني ايجاد شود.
مونا دهقان
زن و مرد هر دو بايد در تلاش باشند تا زماني را به دور از مشغله‌ها و مشكلات اقتصادي، كار منزل و مسئوليت نگهداري فرزندان، براي با‌هم بودن و در كنار هم بودن با انرژي مثبت و بسيار با كيفيت قائل شوند. زماني كه رابطه يك زوج به اين كيفيت برسد و محبت در آن موج بزند ناخود‌آگاه يكديگر را با تمام وجود ديده‌اند و فقط يك قدم تا قدرداني از يكديگر فاصله دارند. آن هم به زبان آوردن جملاتي به عنوان قدرداني و تشكر از زحمات، كارها و رفتارهاي يكديگر است كه تأثير مثبت بر زندگي مشترك و حتي زندگي فردي آنها مي‌گذارد. فراموش نكنيد ما قدرداني را در مورد شخصي انجام مي‌دهيم كه كاري براي ما انجام داده و تأثير مثبتي بر زندگي و شرايط ما گذاشته است. قدرداني با ذكر كار و تأثيرش در زندگي بيان مي‌شود و بايد به طرف مقابل خود بگوييم كه همه خوبي‌ها و محبت‌هاي تو فراموش نشده و به خاطر همه آنها از تو قدردان هستم و تشكر لفظي است در مقابل كاري حتي كوچك كه به طرف مقابل خود مي‌گوييم.
 

تشكر با قدرداني فرق مي‌كند

دكتر ربابه غفار تبريزي، روانشناس باليني درباره ضرورت وجود تشكر و قدرداني در زندگي مشترك مي‌گويد: ما آدم‌ها هميشه نعمت‌هاي خدا را شكر مي‌گوييم و اين بيت شعر نشاني از همين حرف است؛ شكر نعمت نعمتت افزون كند، كفر نعمت از كفت بيرون كند؛ و همان‌طور كه خدا را شكر مي‌كنيم در مقابل نعمت‌هايش از بنده‌هاي خدا هم تشكر كنيم؛ اين كار باعث مي‌شود انرژي مثبت منتقل كنيم و خود‌به‌خود و بر اساس قانون جذب، انرژي مثبت به سمت خودمان برگردد و خوبي‌هاي بيشتري به سمت انسان جذب شود.

البته اغلب ما ندانسته حد و مرز تشكر با قدرداني را اشتباه مي‌گيريم. تشكر، لفظي است در مقابل كاري حتي كوچك، مثل زماني كه مردي براي يك شام خوشمزه و دلچسب از همسر خود تشكر مي‌كند. اما قدرداني را در مورد شخصي انجام مي‌دهيم كه كاري بزرگ‌تر براي ما انجام داده و تأثير مثبتي بر زندگي و شرايط ما گذاشته است. تفاوت دوم اينكه قدرداني با ذكر كار و تأثيرش در زندگي بيان مي‌شود ما بايد به طرف مقابل خود بگوييم كه همه خوبي‌ها و محبت‌هاي تو فراموش نشده و به خاطر همه آنها از تو قدردان هستم.

اگر بخواهم مثالي از قدرداني در روابط زوجين عنوان كنم بهتر است از زن و مردي بگويم كه با كمك، تلاش و همياري هم مي‌توانند خانه‌اي بخرند. زماني مي‌رسد كه در خانه خود ساكن مي‌شوند و آن موقع است كه نبايد فراموش كنند اگر تلاش، صرفه‌جويي و صبوري هر دو نفر آنها نبود چنين اتفاقي هرگز نمي‌افتاد. مرد از همسرش به خاطر صرفه‌جويي، شاغل بودن در كنار كار خانه و تنها ماندن‌هايش در غياب مرد به دليل اضافه‌كاري قدرداني مي‌كند. زن نيز از همسرش به خاطر زحمات، اضافه‌كاري‌ها و تلاشش قدرداني مي‌كند.

من مراجع مردي داشتم كه در صحبت‌هايش مي‌گفت: «وقتي همسرم غذايي درست مي‌كند و من آن را دوست ندارم يا به نظرم بد درست شده است صراحتاً به او مي‌گويم غذايي كه پخته است را دوست ندارم. در مقابل وقتي غذايي را خوب پخته و باب ميل من هست غذا را مي‌خورم. من فكر مي‌كنم او بايد از اينكه من ايرادي به غذاي او نگرفته‌ام متوجه تشكر من بشود و بفهمد غذايي كه پخته، خوب بوده است كه من با ميل آن را خوردم.» من در جايگاه يك مشاور خانواده براي راهنمايي او از او خواستم كه اين‌بار اگر تغييري خوب در آشپزي همسرش ديد به او بگويد و از او تشكر كند حتي پيشنهاد دادم در مواقعي كه غذاي او خوب نيست چون او زحمت كشيده بايد به غير از نكات منفي آشپزي نكات مثبتي كه ديده مي‌شود را به زبان بياورد تا روند بهتري در آشپزي او ايجاد شود.

زنان دوست دارند قدرداني را بشنوند

دكتر تبريزي با اشاره به تفاوت‌هاي زباني ميان دو جنس زن و مرد مي‌گويد: خانم‌ها قسمت زباني، كلامي و گويايي‌شان قوي‌تر است. زنان دوست دارند بيشتر ابراز علاقه‌ها را بشنوند. در نقطه مقابل مردها فكر مي‌كنند چون به همسر خود علاقه‌مند هستند، با تلاش براي او خانه خريده‌اند، رفاه او را تأمين كرده‌اند پس تلاش كافي براي اثبات محبتشان را كرده‌اند. مردها اكثر مواقع فراموش مي‌كنند كه خانم‌ها دوست دارند كلمات قدرداني را از آنان بشنوند.

مشكل ديگري كه وجود دارد و در مورد مردان شرقي به‌خصوص مردان ايراني صدق مي‌كند اين است كه فكر مي‌كنند اگر به همسر خود ابراز علاقه كنند به اصطلاح عاميانه زن ذليل شده‌اند. مردها تصور مي‌كنند ابراز علاقه زباني با خصلت مردانه آنها منافات دارد، فكر مي‌كنند يك مرد بايد صرفاً عمل كند و اين عمل كردن را همان ايجاد رفاه و آسايش زن و فرزندان خود مي‌دانند پس ضرورتي نمي‌بينند حرفي به عنوان ابراز علاقه بزنند.

ناگفته نماند اين مسئله در نسل جديد تا حدودي تغيير كرده و ابراز علاقه و تشكر كلامي در ميان مردان نسل جديد بيشتر ديده مي‌شود. بايد با اين تفكر كه اگر مرد حرفي براي ابراز عشق و قدرداني به همسرش بزند زن ذليل شده است، مقابله شود زيرا با سيره بزرگان دين ما نيز مغايرت دارد. در بسياري موارد ديده مي‌شود يك مرد نسبت به زنان خانواده خود، مثل مادر و خواهر خود ابراز محبت، تشكر و قدرداني مي‌كند و دليلش هم اين است كه اين كار را زن ذليلي نمي‌داند اما فكر مي‌كند اگر اين كار را در مورد همسر خود انجام دهد دچار ضعف شده است. اين تفكري است كه بايد با آن مقابله شود و مردان بايد بدانند كه محبت و قدرداني بيشتري، حتي بيشتر از خانواده خود نسبت به همسرشان داشته باشند.

گاهي از طرف زنان مشكل وجود دارد

در مقابل در برخي از زنان ما نيز مشكل تشكر و قدرداني وجود دارد. چون اين زنان در دوران مجردي و در خانواده خود محبت پدران خود را در عمل و ايجاد رفاه در زندگي ديده‌اند، كمتر از ابراز علاقه نكردن زباني شوهرشان گلايه مي‌كنند. اگر دختري بسيار كلامي و عاطفي بوده از اينكه پدرش با او ارتباط كلامي برقرار نكرده مثلاً حرف‌هاي محبت‌آميز از پدر نشنيده و رابطه دوستانه و خوبي نداشته‌اند با اين طرز رفتار مقابله مي‌كند.

البته نكته مهم اينجاست كه ما در مشاوره‌هاي پيش از ازدواج نيز به چنين خانم‌هايي هشدار مي‌دهيم و مي‌گوييم كه شما چنين مشكلي با پدر خود داشته‌ايد و در فرد جديد كه به عنوان همسر انتخاب مي‌كنيد بايد اين نكته را در نظر بگيريد كه حتماً كسي را انتخاب كنيد كه با علايق شما همسو باشد؛ چون بعد از ازدواج خيلي كم تغيير در رفتار او ايجاد مي‌شود و بايد فردي را انتخاب كنيد كه دوست داريد فردي كلامي باشد و بتواند در كنار رفاه زندگي به شما محبت كند و قدردان زحمات و محبت شما در زندگي باشد.

بعضي اوقات ديده مي‌شود كه زن و مرد لزومي براي تشكر و قدرداني از هم نمي‌بينند. مثلاً كارهاي يكديگر را كوچك مي‌بينند يا اينكه مرد همسرش را با مادر خود مقايسه مي‌كند و مي‌گويد «مادر من هم بدون هيچ تشكري صدبرابر همين كار رو انجام مي‌داد.» حتي گاهي اوقات زن هم همسرش را با پدر خود مقايسه مي‌كند و با خود مي‌گويد «كار كردن وظيفه هر مردي است و انجام وظيفه نيازي به تشكر نداره!»

پتك سركوب را حذف كنيد

در روابط زن و مرد مسئله‌اي وجود دارد به اسم سركوب كه بسيار مخرب است و بايد از روابط زوجين حذف شود. مثلاً در بسياري از موارد مرد خانواده مي‌گويد «من از صبح تا شب براي رفاه شما زحمت مي‌كشم و جون مي‌كنم و...» و زن در مقابل مي‌گويد: «من از صبح تا شب تو خونه مي‌شورم و مي‌سابم و بچه‌هاي تو رو بزرگ مي‌كنم.» حقيقت اين است كه چنين مكالمه‌اي در حقيقت زبان دل زن يا مرد است وقتي كه احساس مي‌كند كارهايي را انجام داده اما ديده نشده است.

فراموش نكنيد به هيچ‌وجه نبايد در روابط زوجين سرزنش ديده شود، چنين پاسخي در مقابل يك سرزنش سركوب كننده داده مي‌شود. بهترين راه اين است كه زن و شوهر امور روزمره‌شان را به يكديگر منتقل كنند كه يكي از طرفين مقابل متوجه زحمات، خستگي‌ها، كار زياد، اعصاب خردي‌ها و مشكلات طرف ديگر شود.

همدلي اين است كه هر يك از زوجين احساس درد و سختي كه در زندگي مشترك آن دو اتفاق مي‌افتد را بفهمند و اگر همدلي از زندگي يك زوج برود زن و شوهر از هم فاصله مي‌گيرند و هر يك از اين دو، به دنبال همدلي در فرد ديگري خواهند بود.

هدف از ازدواج و يك پيوند اين است كه همسران به عنوان فرد جديد بتوانند يكديگر را ببينند. اين حس زيبايي است كه زن يا مرد بداند هر كاري كه انجام مي‌دهد شريكي دارد و كارها‌ي او از چشم ديگري دور نمي‌ماند و اين ديده شدن را بايد به طرف مقابل بيان كرد. مثلاً ياد بگيريم بگوييم كه «من مي‌بينم كه تو خيلي خسته‌اي، من مي‌بينم تو چقدر صورتت افسرده شده، مي‌بينم تو از استرس كار اشتهايي به غذا نداري» ببينيد! چقدر راحت در تك‌تك اين جملات احساس تشكر و قدرشناسي به راحتي منتقل مي‌شود.

من توصيه مي‌كنم بعد از آمدن همسرتان به خانه دونفري بنشينند و با هم در مورد مسائل و كارهاي آن روز صحبت كنيد، فيلم ببينند، يك بازي فكري را انجام دهيد و در اين بين احساس تشكرتان را با زبان و كلام منتقل كنيد.

متأسفانه اين روزها مي‌بينيم كه زوجين بعد از ورود به خانه‌شان سرگرم گوشي‌هاي موبايل، تبلت، لپ تاپ و... خود مي‌شوند؛ اين در زندگي مشترك سم است چون فرد فكر مي‌كند كه طرف مقابل او را نمي‌بيند. مطمئناً دنياي مجازي در بعضي موارد كاربردي و مفيد است ولي تنها وقتي همسر شما از وجود و همنشيني با شما سيراب شده باشد و هر وقت حس كرديد كه به اندازه در كنار هم بوديد مي‌توانيد يك زمان مشخصي را هم به دنياي مجازي و كارهاي شخصي اختصاص دهيد. حتي مي‌توانيد در لحظه‌هايي كه كنار هم هستيد به معناي واقعي با هم باشيد و به‌جز حضور جسمي، حضور فكري و رواني با هم داشته باشيد تا بهترين احساس حتي در زمان كوتاه براي شما رقم بخورد.

وقتي مسئوليت‌ها بزرگ مي‌شود اما تشكر قد نمي‌كشد

چرا وقتي مسئوليت‌هاي زوجين نسبت به ابتداي زندگي مشترك بيشتر مي‌شود، مثلاً زن مسئوليت نگهداري و بزرگ كردن بچه‌ها در كنار خانه‌داري و حتي گاهي اوقات شغل بيرون از خانه يا مردها به خاطر پيشرفت زندگي و به‌دست آوردن منافع مالي بيشتر و رفاه خانواده تلاش مضاعف براي بهتر شدن زندگي مي‌كنند، به جاي اينكه زن و مرد بيشتر قدردان زحمات هم باشند همان قدرداني و تشكر اوايل زندگي كم مي‌شود تا جايي كه اصلاً ديده نمي‌شود؟ اين واقعاً مشكل اساسي است كه هميشه وجود داشته است. در خانواده‌هاي ما همسري فداي مادري مي‌شود و بعضي‌ها آنقدر در فضاي پدر و مادر بودن قرار مي‌گيرند كه حتي خودشان را هم فراموش مي‌كنند چه برسد به همسر!

ما گاهي مي‌گوييم زن و شوهر بايد سه كار انجام دهند اول اينكه همه تخم‌مرغ‌ها را در سبد يكديگر نيندازند، اين به اين معني است كه يك زن يا يك مرد هر كدام با تمام مشغله و مشكلاتي كه دارند مي‌توانند تفريحات فردي مثل كلاس ورزش، كلاس سفال، كمك در يك خيريه براي خود دست و پا كنند. اگر يك زن يا يك مرد انتظار داشته باشد همه نيازهاي عاطفي‌اش توسط همسرش جواب داده شود بايد بداند كه رسماً چنين چيزي امكانپذير نيست و آن فرد دچار شكست مي‌شود.

در تجربه‌اي كه خودم داشتم يكي از مراجعينم زن كم‌سوادي بود كه با سختي كار مي‌كرد و زندگي خودش را مي‌گذراند ولي با تمام مشكلاتش و كار سختي كه داشت روحيه خيلي خوبي داشت. دليل شاد بودنش اين بود كه تفريحات و هدف مشخصي داشت مثل كلاس سفال يا با دوستانش به زيارت مي‌رفت و شروع كرده بود به درس خواندن و اين زن توانسته بود يك زندگي پوياي فردي براي خود بسازد و اين باعث رشد او در زندگي شده بود.

دوم اينكه اگر زن و مرد نمي‌خواهند فرزندانشان را به خانواده‌هاي خود بسپارند كه مزاحمتي براي خانواده‌شان ايجاد كنند، مي‌توانند فردي مطمئن را به عنوان پرستار در زماني كوتاه مثلاً چند ساعت در هفته يا روز براي نگهداري فرزندان انتخاب كنند و اوقات خوشي را با هم داشته باشند و به پارك، سينما، رستوران و جاهاي تفريحي بروند. و اين اشتباه زن ايراني است كه فكر مي‌كند وقتي مادر شد همه چيز بايد با فرزندان و كنار آنها باشد، نبايد روابط زن و شوهري را با حس پدر و مادري از ياد ببرند.

سوم اينكه در بعضي موارد مي‌بينيم زن و مرد هر دو باهم كار مي‌كنند و به اهداف مالي خود كه البته بعضي از آنها برگرفته از چشم و همچشمي است مي‌رسند ولي وقتي به اين هدف مي‌رسند آنقدر سرگرم كار خود بوده‌اند كه ديگر براي هم غريبه‌اند. هميشه بايد زندگي كفه ترازو باشد و تعادل در آن حفظ شود و آن هم رسيدن به خواسته‌هاي مادي در كنار كيفيت رابطه زوجين مي‌باشد. بايد توازني ميان رسيدن به اهداف و كيفيت رابطه باشد، اين تعادل هميشه در اولويت است و هيچ‌وقت نبايد خراب شود.

توصيه مي‌كنم بهترين راه براي تشكر از زنان اين است كه به آنها بها بدهيد و ببينيدشان، براي همين بهتر است گاهي زماني را خالي كنيد براي با هم بودن و براي صحبت، محبت و قدرداني از يكديگر و سعي كنيد در اين زمان هيچ انرژي منفي به يكديگر ندهيد مثلاً شكاكي نكنيد، به خانواده يكديگر توهين نكنيد، حريم خود را رعايت كنيد و براي يك رابطه باكيفيت تلاش كنيد.

تأثير مهم اين رابطه با كيفيت در استمرار، استحكام و از همه مهم‌تر حس خوشايند زندگي يك زوج با هم است. ازدواج درختي است كه اگر به آن آب و نور نرسد در بهترين شرايط نيز خشك مي‌شود.

 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها