يك- هزار و 400 سال است كه محمد مصطفي (ص)، خاتم پيامبران الهي، يكي از نخستين منابع الهام بخش اهالي فرهنگ و هنر و ادبيات براي خلق آثار نغز و ماندگار است. به اذعان آن دسته از انديشمنداني كه مداقه در حيات پر بركت آن پيامبر رحمت را وجهه همت خويش قرار دادهاند و زندگي و اثرات شگفت كلام، رفتار، حالات، سكنات و حتي سكوت آن بزرگوار را به رشته تحرير در آوردهاند و آثاري ژرف و تأمل برانگيز به جامعه جهاني عرضه داشتهاند، هيچ بني بشري همچون آن رسول خاتم نتوانسته است اينچنين پرشمول و پردوام، هنرمندان خلاق و انديشمندان نوآور را براي عرضه آثار ماندگار و تفكر برانگيز ترغيب و تهييج كند. نيازي به بيان نيست كه در ميان «الهامانگيزان» و «منابع الهامبخش» ميتوان نام بسياري از اوليا، انبيا، انديشمندان و دانشمندان را شمار كرد، ليكن بيهيچ گفتوگويي هر صاحب انصافي، خواه در شمار مؤمنان و پيروان پيامبر باشد يا نباشد، اذعان خواهد كرد كه الهامبخشي آن همه در برابر اين دُردانه عالم خلقت «اندك» است در برابر «بسيار» و «قليل» است در برابر «بسيار». به ويژه الهامبخشي آن رسول نازنين براي خردمندان، هنرمندان و انديشمندان كشور عزيز ما ايران، آنهم نه امروز و ديروز، بلكه در درازاي 14 سده گذشته، بسيار بيش از صاحبان خرد، ادب و فرهنگ ديگر اقليمهاي عالم اسلام بوده است. در تأييد اين مدعا كافي است هر يك از ما اندكي در آثار بزرگ انديشمندان فرهنگسازي همچون سعدي و حافظ شيرازي، مولانا، ملاصدرا، خيام، جامي، صائب، رازي، بوعلي و صدها هنرمند صاحب اثر معاصر، تأمل بورزد و آنها را هم از حيث كيفيت و غنا و هم از حيث كميت و پرتعدادي با آثار خلقشده در ديگر بلاد اسلامي، حتي در خاستگاه آن پيامبر معنا و معنويت مقايسه كند.
دو- نيازي به حجت نيست كه شمار فراواني از ويژگيهاي پيامبر اعظم در الهامبخشي اصحاب هنر و معرفت ذي نقش بودهاند، ليكن به زعم و باور من «خلقيات» آن بزرگوار، سهم و تأثير فزونتري در اين خصوص داشتهاند. به عنوان شاهدي از اين مدعا ميتوان انعكاس خلقيات آن حضرت در اشعار شعراي كشورمان را يادآور شد. آن حضرت مصداق بارز «قولوا للناس حُسنا» ( با خلايق نيكو سخن بگوييد) بوده است. از همينرو شمار زيادي از شعرا در اشعار خويش ديگران را به «نيكو سخن گفتن» و نيازردن دل ديگران سفارش كردهاند. آن حضرت به بهترين شكل ممكن به اين تأكيد كتاب وحي( قرآن) كه ميفرمايند «اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما» (هرگاه بيخردان و سفيهان با كلام ناصواب و ناشايسته خطابتان قرار دادند به آنان سلام كنيد) عمل ميكردند. نظر ادبا و نويسندگان فرهنگساز ما نيز پيوسته از اين رفتار و واكنش متعالي پيامبر مهرباني الهام گرفته و ديگران را سفارش كردهاند تا براي از ميان راندن كينه و نفرت و جدال در دام سفيهان ادب نياموخته و جاهلان فرهنگ نياموخته گرفتار نشوند بلكه با كلام زيبا و بيان نيكو زمينه و بستر اصلاح رفتار آنان را فراهم كنند. از آن گذشته، آن حضرت حتي در ديالوگ با مخالفان و دشمنان خويش هرگز از «جدل احسن» تخطي نفرمودهاند. چه، او بيش و پيش از هر كسي از اين كلام وحياني كه «جادلهم بالتي هي احسن» (با آنان به نيكويي بحث و جدل كنيد) تبعيت و همه ميدانيم كه اهل فرهنگ و ادب ما نيز هم خود با ديگران به جدل نيكو و مباحثه بايسته و شايسته عمل ميكردند. خلاصه آنكه خوش بياني، خوشرويي، زيباپسندي و نيكو خويي پيامبر رحمت در جايجاي آثار هنرمندان و اديبان و فرهنگپروران ما انعكاسي نيكو يافته است.
سه- ويژگيهاي «منششناختي» و «اخلاقي» حضرت رسول را ميتوان در شمار دومين منبع بزرگ الهامبخش هنرمندان ما جاي داد. آن حضرت «اهل مدارا» بودند و با دشمنان خود، مادامي كه به سدي در برابر نشر احكام نوراني اسلام تبديل نميشدند، به بهترين شكل ممكن مدارا ميكردند و مانع ايجاد هر نوع مزاحمتي براي آنان ميشدند. اديبان و شعراي ما نيز با الهام از اين ويژگي همواره بر «مدارا با دوستان و مروت با دشمنان» تأكيد ورزيدهاند. آن حضرت به تأسي از كلام خدا همواره بر استماع اقوال مختلف تأكيد ورزيده و مؤمنان را بر گزينش بهترين كلام توصيه فرمودهاند؛ چراكه قرآن مجيد تأكيد ورزيده است «فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتعبون احسن» ( مژده باد بندگان را كه كلامهاي متنوع را ميشنوند و از آن ميان از نيكوترين آنها تبعيت ميكنند). مداقه در آثار اهل هنر نيز نشان از آن دارد كه آنان با الهام گرفتن از اين مشي و منش اخلاقي رسول الله (ص)، هم در پيبهرهگيري از اقوال مختلف برآمدهاند و هم از آن ميان نيكوترينها را برگزيده و ارزاني دلهاي تشنه، كلام نيكو و منطقي داشتهاند. مشي پيامبر همواره بر «سنجيده سخن گفتن» و «انديشيده حرف زدن» بوده است. اندكي تأمل در حجم انبوه آثار شعرا و فرهنگپروران كشورمان آشكار ميكند كه اين مشي منبعي جاودانه براي الهامگيري آنان بوده است؛ چراكه آنان هم «گزيده» سخن گفته و هم از اصل اساسي «قل و دل» (كوتاه و مختصر و موجز و معنيدار) تبعيت كردهاند. پيامبر كلامي همچون دُر بر زبان راندهاند، اينان نيز بر «گزيدهگويي چون دُر» توصيه كردهاند و خود نيز اغلب چنين بودهاند. از صداقت و آثار نيكويي اين ويژگي اخلاقي سخن گفته و همگان را بدان توصيه كردهاند. اجتناب از «به سخره گرفتن» ديگران از جمله ويژگيهاي ديگري است كه اهل فرهنگ و هنر با الهام از پيامبر اخلاق به خلق اثر در خصوص آن پرداختهاند. نظمجويي، دقت، صراحت و پرواپيشگي از جمله ويژگيهاي بارز «شناختي» پيامبر نيكيها بوده است كه كمتر نغز مكتوب اهالي فرهنگ اين ديار را ميتوان نشان كرد كه از آنها سخن به ميان نيامده باشد. خلاصه آنكه، اهالي فرهنگ و هنر همواره خود را مقيد به الهامگرفتن و بهره جستن از «مكارم اخلاق» پيامبر صدق و اخلاق كردهاند؛ چراكه آن بزرگوار از آن رو مبعوث شده است كه مكارم اخلاق را به حد كمال برساند. همانگونه كه حضرتش فرموده است «اِني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق».
چهار- امروزه ضرورت الهام گرفتن اهالي فرهنگ و هنر از «خلقيات» و «اخلاقيات» رسول اخلاق، بيش از هر زمان ديگري است؛ چرا كه امروزه تنها با الهام از خلق و اخلاق پيامبر است كه ميتوان:
- به تقابل كژيها و هنجارستيزيهاي پر شمار رفت؛
- تعامل خود را با ديگران بهبود بخشيد؛
- گام در راه اخلاقي زيستن نهاد؛
- درون را از وسوسههاي شيطاني رهانيد؛
- به سوي تعالي و شكوفايي شتافت؛
خلاصه آنكه، اهالي فرهنگ و هنر با خلق آثار بديع ملهم از خلق و اخلاق رسول اعظم ميتوانند سبك نوين و نيكويي از خوب و اخلاقيزيستن را در جوامع امروزي اشاعه و راه سعادت و معنويت را پيش روي همگان قرار دهند.
*معاون اجتماعي ناجا