چهل و پنجمين مرحله برگزاري كنكور سراسري در حالي قرار است برگزار شود كه با توجه به ظرفيت 5/1 ميليون نفري دانشگاهها امسال به گفته حسين توكل، مشاور عالي سازمان سنجش آموزش كشور887هزار و 845 داوطلب در آزمون سراسري 94 شركت كردهاند و با در نظر گرفتن تعداد كنوني شركتكنندگان همه آنان در آزمون ورود به دانشگاهها قبول ميشوند.
اين در حالي است كه در آزمون سراسري پارسال نيز يك ميليون و 31هزار و 382 نفر شركت كردند و اين مسئول در سازمان سنجش اين خبر را به عنوان خبر خوش براي داوطلبان به خاطر شانس بيشتر آنها در قبولي اعلام كرد. بر اين اساس در كنكور رياضي فني امسال گنجايش دانشگاههاي كشور 250 هزار نفر است اما فقط 181هزار و 499داوطلب در كنكور شركت كردهاند و در گروه آزمايشي علوم تجربي نيز كه در سه سال گذشته در مقايسه با رشته علوم انساني شركت كننده بيشتري داشته است، پارسال 522هزار داوطلب و امسال 497هزار نفر شركت كردهاند و در گروه علوم انساني نيز 180 هزار نفر و درگروه هنر 10 هزار و 700نفر، داوطلب ورود به دانشگاهها در آزمون سراسري امسال هستند.
به گفته اين مسئول، آزمون سراسري در روزهاي 21 و 22خرداد امسال برگزار ميشود و نتايج آزمون هفته اول مرداد روي پايگاه اينترنتي سازمان سنجش آموزش كشور قرار خواهد گرفت.
بر اين اساس چند سالي است كه ظرفيت صندليهاي دانشگاه فقط با شركت در آزمون و كسب حداقل نمره در برخي رشتهها پر ميشود كه روند برگزاري آزمون رفته رفته به سوي حذف كنكور به صورت سراسري پيش ميرود. با اين حال بايد توجه داشت در شرايط حساس كنوني كشور و نقش پيشرفتهاي علمي براي ارتقاي جايگاه علمي كشور بايد فرصتهاي جديد تعريف شود.
روند حذف برگزاري كنكور سراسري ميتواند مباحث بومي گزيني را تقويت كرده و رقابت داوطلبان را براي رشتههاي پر درخواست در دانشگاههاي معتبر افزايش دهد كه داوطلبان به صورت تخصصي و بر اساس نياز وارد اين رشته دانشگاهها شوند و خروجي اين مراكز نيز مسير پيشرفتها را هموار خواهد ساخت و رقابتها از سد كنكور به در خروجي دانشگاهها كشانده خواهد شد.
از سوي ديگر با روند كاهش داوطلبان كنكور دغدغه عبور از سد كنكور نيز تا حدود زيادي فروكش خواهد كرد تا داوطلبان با هر شرايطي مجبور نباشند از اين سد عبور كنند.
به واقع با حذف تدريجي كنكور و شرايط كنوني برگزاري آن شرايط براي ورود به رشتهها و دانشگاهها نيز تغيير اساسي خواهد كرد و به دليل اعمال سوابق تحصيلي روند تحصيل نيز جديتر گرفته ميشود و هدفمندتر مدنظر قرار خواهد گرفت. بر اين اساس بايد توجه شود كه روند تغيير كاهش داوطلب، برگزاري كنكور و جذب دانشجو را به آزمون و خطايي ديگر تبديل نكند تا وقت و سرمايههاي انساني كه براي كار و توليد لازم و ضروري است، بيهوده تلف نشود.
وجود صندليهاي خالي در دانشگاهها ميتواند فرصتي را پيش روي مراكز توليدي و صنعتي قرار دهد تا با پتانسيل مراكز علمي پل ميان صنعت و دانشگاهها نيز بيشتر تقويت شود و خلأهاي موجود كه به عنوان پاشنه آشيل از آن ياد ميشود نيز برطرف شود.