به گزارش خبرنگار ما، اين پرونده از بهمنماه دو سال قبل تشكيل شد، زماني كه زني به مأموران پليس تهران خبر داد شوهرش گم شده است. او گفت شوهرم رامين، براي ديدن يك مغازه همراه يكي از دوستانش كه رامبد نام دارد، خانه را ترك كرد و ديگر برنگشت. اين زن در توضيح بيشتر گفت رامبد فكر ميكرد كه شوهرم با همسر او ارتباط دارد. البته وقتي اين ماجرا را براي من تعريف كرد به رفتار شوهرم مظنون شدم اما بعد از تحقيق متوجه شدم كه ادعاي رامبد درست نيست. رامبد و همسرش مهتاب از مدتي قبل با هم اختلاف داشتند و شوهرم تلاش كرده بود آنها را آشتي دهد. من حتي پيامكهاي شوهرم را بررسي كردم و متوجه اين موضوع شدم. رامبد اما در رفتارش دچار توهم و به شوهرم بدگمان شده بود.
بعد از مطرح شدن شكايت بود كه رامبد بازداشت شد و مورد تحقيق قرار گرفت. او گفت قبول دارم كه همراه رامين بودم اما بعد از ملاقات از هم جدا شديم و از او خبر ندارم. رامبد اما در تحقيقات بيشتر به قتل رامين اقرار كرد و گفت با همدستي برادرزنش نادر مرتكب اين جرم شده است. او توضيح داد: مدتي بود كه رامين در زندگي ما دخالت ميكرد كه از او خواستم اين كار را نكند و ما مشكل خودمان را حل خواهيم كرد. بعد هم فهميدم رامين به همسرم پيامك ميدهد. از اين موضوع ناراحت شدم و به رامين هشدار دادم. بعد هم تصميم گرفتم او را تنبيه كنم. روز حادثه ماجرا را با نادر كه برادرزنم است، مطرح كردم و به بهانهاي رامين را به محل خلوتي كشاندم. آنجا بود كه او را به قتل رساندم و جسدش را داخل گودالي دفن كرديم. نادر هم وقتي بازداشت شد و مورد تحقيق قرار گرفت، حرفهاي رامبد را تأييد كرد.
پرونده بعد از كشف جسد و كامل شدن بررسيها روي ميز هيئت قضايي شعبه 84 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت و دو متهم روز گذشته مقابل هيئت قضايي پاي ميز محاكمه حاضر شدند.
بعد از اينكه نماينده دادستان تهران دو متهم را گناهكار شناخت و اولياي دم گفتند كه خواستهاي جز قصاص متهمان ندارند، همسر مقتول در جايگاه قرار گرفت و گفت بين شوهرم و همسر رامبد هيچ رابطهاي وجود نداشت. رامبد دچار توهم و به شوهرم بدگمان شده بود. من اين ماجرا را به او گفتم اما به حرفم توجه نكرد و مرتكب قتل شد. رامبد وقتي به درخواست قاضي باقري در جايگاه قرار گرفت، اتهام خودش را پذيرفت و گفت: در جريان طرح شكايت متوجه شدم رابطهاي بين همسرم و مقتول وجود دارد اما موضوع را بيشتر از آن چيزي كه بود، جلوه دادم و مرتكب قتل شدم. روز حادثه هم ميخواستم ماجرا را تمام كنم. رامين را به محل قرار كشاندم تا او را تنبيه كنم. رامين تلاش كرد من را قانع كند كه اشتباه ميكنم اما ضربات چاقو را زدم تا اينكه نادر رسيد و او هم چند ضربه مشت به مقتول زد. بعد جسد را داخل گودالي دفن كرديم و از محل رفتيم. متهم گفت ما براي اجراي قتل نقشه نداشتيم اما من كنترل خودم را از دست دادم و حادثه اتفاق افتاد.
نادر وقتي در جايگاه قرار گرفت، گفت: ضربات چاقو را من به مقتول زدم و رامبد فقط به او مشت زد. نميدانم چرا رامبد فراموش كرده است كه من به مقتول چاقو زدم نه او. هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع دو متهم و وكلاي آنها وارد شور شدند.