طرح اساسنامه مشترك فدراسيونهاي ورزشي بايد به گونهاي باشد كه محدوديتي براي فعاليت افراد توانمند ايجاد نكند. اينكه فدراسيونهاي ورزشي داراي يك اساسنامه مشترك باشند، اقدام مناسب و بدون اشكالي است. اين طرح نيز سالها پيش تهيه شد. طرح اساسنامه مشترك فدراسيونهاي ورزشي در آن زمان بدون هيچ اشكالي دنبال ميشد تا اينكه بحث اساسنامه فدراسيون فوتبال پيش آمد. بهتر است فدراسيونهاي ورزشي به عنوان نهادهاي عمومي و غيردولتي داراي يك اساسنامه مشترك باشد تا تكليف همه آنها مشخص باشد.
بعد از گذشت چند سال از تصويب اساسنامه فعلي، اميد آن ميرفت كه در اساسنامه جديد، براي آنكه مؤثرتر از قبل باشد و باعث پيشرفت فدراسيونهاي ورزشي شود، بايد از تمامي كارشناسان و مديران ورزشي نظرخواهي ميشد كه البته تاكنون در اين زمينه از بنده هيچ نظرخواهي انجام نشد. اينكه گفته ميشود مديران بدون سابقه ورزشي نبايد در فدراسيونها حضور پيدا كنند مورد قابل توجهي است، اما فراموش نكنيم كه بسياري از مديران موفق در عرصه ورزش سابقه مستقيم حضور در يك رشته ورزشي را نداشتند. شرايط بايد به گونهاي رقم بخورد كه مانعي براي شخصي جهت حضور در فدراسيونهاي ورزشي ايجاد نشود و شاهد حضور افراد توانمند در عرصه ورزش باشيم.
حضور افرادي خارج از يك رشته ورزشي نميتواند مشكلي در اداره اين فدراسيون وارد كند. براي مثال بايد شرايطي ايجاد شود كه 20 نفر از اهالي يك رشته ورزشي نسبت به حضور فردي خارج از عرصه ورزش اظهارنظر كند. در ضمن نبايد فراموش كرد كه شمار زيادي از افرادي كه در مجمع انتخاباتي فدراسيونهاي ورزشي حضور پيدا ميكنند داراي عقل سليم هستند و ميتوانند انتخاب كنند. اساسنامه فدراسيونهاي ورزشي يك امر داخلي است و نياز چنداني براي تأييد آن از سوي مجامع جهاني وجود ندارد. در تمامي رشتههاي ورزشي از جمله فوتبال مجامع جهاني نميتوانند در كارهاي ما دخالت كنند. با اين وجود اساسنامه نبايد به گونهاي تنظيم شود كه استقلال فدراسيونها گرفته شود.