از تحصيلاتش ميپرسي و ميگويد كه ترمهاي آخر دانشگاه را ميگذراند. تا اينجاي كار همه چيز طبق تصورت از يك مرد جوان بيست و چند ساله كه در آستانه فارغالتحصيلي قرار دارد پيش ميرود، تا اينكه بر سر موضوعي پيش پا افتاده زبانش در جمع باز ميشود و همه پته وجودش را روي آب ميريزد! نحوه گفتار، رفتار و حركات خودخواهانهاش در جمع به قول معروف آنقدر توي ذوق ميزند كه نقطه پاياني ميشود بر همه برداشتها و تصوراتي كه ميتوانست از يك جوان با سن و سال او در ذهن شكل گرفته باشد.
قاب دوم: وارد فروشگاه ميشوند، چهار، پنج دختر جوان كه از ظاهرشان پيداست مشغول كسب تحصيلات عاليه هستند يعني با يك حساب سرانگشتي بيست و اندي سال دارند. بگذريم كه به خاطر توجه ويژه آنها به ظاهرشان سني بيشتر از اين را نشان ميدهند! انتظارت به عنوان كسي كه با آنها مواجه شده اين است كه رفتارشان اگر به سن ظاهريشان نميخورد، دستكم متناسب با سن شناسنامهشان باشد، اما با تعجب ميبيني در كمال خودمحوري و بيتوجه به فضا و افراد اطرافشان نه نوبت را رعايت ميكنند، نه مراقب حرفزدن و نحوه رفتارشان هستند و نه... در يك كلام رفتار و كردارشان بيشتر شبيه دختر بچههاي ابتدايي آن هم از نوع لوسشان است تا يك دختر جوان دانشجو.
همه توقعات و انتظارهايي كه بر اساس هنجارها، ارزشها، آداب و در يك كلام فرهنگ جامعه از رفتار يك فرد متناسب با سن، جايگاه و پايگاه اجتماعياش وجود دارد، مفهومي را شكل ميدهد كه از آن با عنوان «بلوغ اجتماعي» ياد ميشود. رشد اجتماعي، تكامل ارتباطات اجتماعي فرد است كه با گروه و هنجارهاي اجتماعي هماهنگ باشد. بلوغ اجتماعي بيشتر بر توانايي فرد در مواجهه و سازگاري با محيط اجتماعي در حال تغيير دلالت دارد. به عبارتي ديگر ميتوان گفت بلوغ اجتماعي بر نحوه عملكرد فرد در فعاليتهاي روزانه كه بر پايه شايستگيهاي شخصي، سازگاري و انعطافپذيري اجتماعي شكل ميگيرد تأكيد دارد.
اين مفهوم زماني براي يك فرد تأييد ميشود كه آن شخص بتواند ضمن پايبندي به هنجارها و قوانين اجتماعي كه در آن زندگي ميكند، با ديگران ارتباطي صحيح، سالم و موفق برقرار كند. وقتي كه از بلوغ اجتماعي صحبت ميكنيم منظورمان جايگاه فرد در جامعه است. اينكه يك فرد بتواند در اجتماع به شكل صحيح و به صورت فعال حضور داشته و در ارتباطاتش با ديگر افراد موفق باشد، به عنوان عضوي از يك جامعه مسئوليت و وظايف خود را برعهده بگيرد و مطابق با قانون رفتاركند.
مراحل بلوغ اجتماعيبطور كلي ميتوان گفت بلوغ اجتماعي از طريق شناخت مفاهيم مختلفي كه در مراحل زير دستهبندي شدهاند بهدست ميآيد:
مرحله اول) شناخت خود، انسان و جامعه:
خودشناسي و انسانشناسي يكي از كليدهاي رسيدن به رشد و بلوغ اجتماعي است. در يك جامعه غيرطبيعي همه انسانها خود را كاملترين، پاكترين، باهوشترين، زيباترين و در يك كلام بهترين ميدانند اما اين هرگز نميتواند واقعيت داشته باشد، بلكه يك جامعه از تركيب اجزاي متفاوت بهوجود ميآيد و همين تفاوتهاست كه موجب تكامل جامعه ميشود. تفاوتهاي شما گاهي خوب و گاهي بد است اما مهم اين است كه با شناخت خود و ديگران براي درك بيشتر و در خدمت گرفتن تفاوتها كمك كنيد.
مرحله دوم) شناخت مفهوم آداب و روابط اجتماعي:
زبان مشترك هر جامعهاي آداب و روابط اجتماعي آن جامعه است و ما هيچ گاه نميتوانيم همه ايدهآلهاي خود را بر ديگران، محيط و جامعهمان تحميل كنيم و خواه و ناخواه بايد از اين آداب و هنجارها تبعيت كنيم. پس ضروري است براي برخورداري از روابط اجتماعي مناسب، آداب و منطق حاكم بر اين روابط را درك كنيم و بر اساس آن روابط خود را در اجتماع پيريزي كنيم.
مرحله سوم) شناخت نيازها، حقوق، فضائل اخلاقي و اجتماعي:
زماني كه خود، جامعه و روابط شناخته شد، آنگاه نيازها و حقوق رخ خواهند نمود. در اين مرحله است كه متوجه ميشويم براي رسيدن به كمال و سعادت بايد ديگران را ياري كنيم و از ديگران كمك بگيريم. اين سير در نهايت منجر به رعايت فضيلتها و ارزشهاي اخلاقي مانند ايثار، تعاون، گذشت، سخاوت، مهرباني و... در سطح جامعه خواهد شد و فرد و جامعه را به سعادت حقيقي رهنمون ميسازد. اگر اين مراحل را به صورت نسبي در خود متبلور ميبينيد، شما به ميزان مناسبي از رشد و بلوغ اجتماعي دست يافتهايد و ميتوانيد روي تواناييهاي خود براي زندگي اجتماعي و تشكيل زندگي حساب كنيد.
نشانههاي بلوغ اجتماعياگر به دنبال اين هستيد كه يكي از اطرافيانتان را در خصوص بلوغ اجتماعي ارزيابي كنيد، ميتوانيد از مطالب زير استفاده كنيد. به صورت معمول فردي كه از حد مناسبي از رشد اجتماعي برخوردار باشد اين ويژگيها را دارد:
اگر مسئوليتپذيري، مشاركت اجتماعي و تعهد او نسبت به مسائل و پديدههاي پيرامونش تقويت شده، اگر رفتارهاي او نسبت به پيش اصلاح شده و شخصيت اجتماعياش اعتلا يافته، اگر هنجارها و ارزشهاي اجتماعي را ميپذيرد و از مقررات جامعه پيرامونياش تبعيت ميكند، اگر رفتارهايش به ميزان قابل قبولي از ثبات رسيده، اگر نسبت به سرنوشت خود، اطرافيان و جامعهاش حساس است، اگر با افراد و محيط اطرافش سازگاري دارد و با ديگران رفتار مناسبي دارد، اگر دوستاني مناسب و صميمي دارد و اگر... پس ميتوانيد به سوژه مورد نظر نمره قبولي بدهيد و به فكر فراهم كردن مقدمات ورودش به دنياي تأهل باشيد.
در نقطه مقابل اگر در اطرافيانتان جواني را سراغ داريد كه در امور روزمره زندگي تنها به فكر تأمين منافع خود است و انتظار دارد ديگران هميشه مطابق ميل و دلخواه او رفتار كنند، اگر كسي را ميشناسيد كه در كمال خودخواهي و به راحتي آب خوردن حقوق ديگران را زير پا ميگذارد، اگر افرادي را ميبينيد كه بيپروا هنجارها و الگوهاي رفتاري جامعه را زير پا ميگذارند و هر طور كه ميخواهند رفتار ميكنند، اگر در خانوادههاي دور و برتان جواني هست كه پيوسته قول و قرارهايش را فراموش ميكند يا زير بار تعهداتي كه پذيرفته نميرود، اگر بيهدفي و بيبرنامگي كسي در اطرافتان شما را كلافه كرده و عجز او در حل مشكلات شخصياش شما را حيران كرده و هزار اگر ديگر، اصلاً وقت خود را براي حدس زدن سن و سال اين افراد هدر ندهيد، چراكه چنين اشخاصي هر چقدر هم سن داشته و قد كشيده باشند، اما هنوز فاصله زيادي تا رسيدن به بلوغ اجتماعي دارند.
اگر بخواهيم از ضروريات اين بلوغ بگوييم بايد به ويژگيهاي مثبت افرادي كه داراي اين شاخصه هستند هم اشاره كنيم. مهمترين ويژگي جوانهايي كه به بلوغ اجتماعي رسيدهاند مقابله و صبر آنها در برابر مشكلات و سختيهاي زندگي است. زندگي مملو از فراز و نشيب و پستي و بلندي است و چيزي كه ميتواند اين عدم هماهنگيها را برطرف و به هماهنگي تبديل كند قدرت سازگاري فرد است. افراد مقاوم، سازگار و صبور قادر خواهند بود راهبردهاي مهمي در تصميم گيريهاي خود داشته باشند.
اگر فرد راه خود را در زندگي پيدا كرده و براي سعادت و خوشبختي خود برنامهريزي ميكند، اگر در تصميمگيريهاي زندگي با تعقل و مشورت گام برميدارد، ميتوان مطمئن شد كه از 50 درصد بلوغ اجتماعي برخوردار است و ميتوانيد اندكاندك آستينها را براي او بالا بزنيد.
البته از اين نكته مهم هم غافل نشويد كه وجود يك يا چند نشانه از نشانههايي كه به آنها اشاره شد، لزوماً به اين معنا نيست كه فرد مورد نظر دچار اختلال شخصيت و نداشتن بلوغ اجتماعي است، بنابراين بهتر است در صورت مشاهده نشانههاي ترديدبرانگيز در اين خصوص از افراد و مشاوران متخصص و باتجربه كمك بگيريد.
اهميت بلوغ اجتماعي و نقش آن در ازدواج موفقيكي از دلايل اهميت بلوغ اجتماعي آن است كه اين نوع از بلوغ معمولاً در بيشتر افراد با فاصله قابل ملاحظهاي از ساير انواع اعم از بلوغ جنسي، بلوغ رواني و... اتفاق ميافتد. اگر بلوغ را به سه دسته كلي بلوغ جسماني، بلوغ رواني و بلوغ اجتماعي تقسيم كنيم، صرف نظر از بلوغ جسماني كه بيشتر تحت تأثير عوامل فيزيكي و محيطي مانند تغيير در سطح هورمونهاي جنسي، آب و هوا، شرايط اقليمي، وراثت، تغذيه و... ميباشد؛ معمولاً بلوغ رواني حدود سه تا چهار سال پس از بلوغ جسماني اتقاق ميافتد و بلوغ اجتماعي نيز به عنوان آخرين مرحله بلوغ حدود سه تا چهار سال پس از بلوغ رواني ايجاد ميشود.
پس ميتوان گفت تشخيص سن ازدواج و اينكه يك جوان در چه سني قدرت تشكيل خانواده را به دست آورده و ميتواند مسئوليت يك زندگي را به دوش بگيرد، تا حدود زيادي وابسته به رسيدن فرد به بلوغ اجتماعي است. همين اختلاف زماني بين وقوع بلوغ اجتماعي و ساير بلوغهاست كه در بسياري از موارد باعث به اشتباه افتادن خانوادهها در درك و تشخيص زمان مناسب ازدواج فرزندانشان ميشود. احتمالاً شما هم جواناني را سراغ داريد كه با وجود بلوغ جسمي، رواني و بعضاً اقتصادي در ارزيابيهاي شخصيت اجتماعي براي ازدواج مردود ميشوند.
براي پي بردن بيش از پيش به اهميت بالاي بلوغ اجتماعي خوب است بدانيد برخلاف سالها و دهههاي پيشين كه علت اصلي طلاق و فروپاشي خانوادهها اغلب در عواملي مانند اعتياد و مشكلات اقتصادي خلاصه ميشد، هماكنون به استناد آمار و اطلاعات ارائه شده از سوي نهادها و مراجع ذيصلاح، از بين 10 عامل اصلي طلاق، هشت عامل آن به صورت مستقيم يا غيرمستقيم با بلوغ اجتماعي و مفاهيم مرتبط با آن در ارتباط است. كافي است سري به دادگاههاي خانواده بزنيد و در كمال تأسف انبوه زوجهايي كه اكثر قريب به اتفاقشان نيز جوان هستند را ببينيد كه به دليل نرسيدن به حد نصابي مطلوب از رشد اجتماعي يكي از طرفين يا هر دوي آنها، پلههاي دادگاه را بالا و پايين ميكنند و در نهايت با فروپاشي كانون خانوادهشان، هر يك با تجربهاي تلخ و پرهزينه به دنبال ادامه زندگيشان ميروند. زندگياي كه به دليل بروز شكستي سنگين آن هم در سالهاي جواني ممكن است به سرانجام خوشي ختم نشود. البته ناگفته نماند كه به صورت معمول مهارتهاي مربوط به بلوغ اجتماعي بايد قبل از رسيدن به مرحله ازدواج توسط افراد كسب شود اما پس از ازدواج است كه اين مهارتها در بوته آزمايش قرار گرفته و تأييد يا رد ميشود.
يكي از نكات حائز اهميت درباره بلوغ اجتماعي كه پيشتر نيز از آن سخن گفتيم، اين است كه همه مهارتهاي مربوطه از جمله پايبندي به مقررات و هنجارهاي اجتماعي، قدرت تعامل و برقراري ارتباط مناسب، قدرت تشخيص، قدرت تصميمگيري و... همگي در چارچوب ارزشها و هنجارهاي جامعه مشخص ميشود، يعني اگر كنشهاي فردي و اجتماعي فرد بيش از اندازه خارج از آداب، ارزشهاي اجتماعي و خلاف هنجارهاي رايج جامعه باشد، به نحوي كه اطرافيانش او را به اصطلاح رايج فردي مبادي آداب ارزيابي نكنند، پس حالاحالاها تا رسيدن به بلوغ اجتماعي فاصله دارد.
دختر و پسر جواني كه هر يك در شرايط خاص خانوادگي خود و با فرهنگها، آداب، سنتها و روشهاي مختلف تربيتي رشد يافته و در آستانه ازدواج قرار گرفتهاند، حالا بايد بكوشند تا با وجود تمام اين تفاوتها در كنار يكديگر به يك پديده واحد به نام خانواده تبديل شوند. شك نداشته باشيد اگر فردي به رشد متناسب اجتماعي نرسيده باشد، نميتواند با شريك زندگي، شرايط و اطرافيان جديدش ارتباطي مناسب برقرار كند و طبعاً به دليل عدم سازگاري با ويژگيها، روشها، خواستهها، تفكرات و... فرد مقابل، در زندگي جديد با شكست مواجه خواهد شد.
از همين حالا به فكر كودكان و نوجوانان باشيدآينده و زندگي موفقيتآميز فردي و اجتماعي كودكان و نوجوانان مستلزم يادگيري مهارتهايي است كه در طي دوران رشد كسب ميكنند، مهارتهايي كه بدون دستيابي به آنها بهزيستي اجتماعي و سلامت زندگي فردي و اجتماعي دچار اختلال خواهد شد.
پس از همين دوران كودكي و نوجواني به فكر فرزندانتان باشيد و با فراهم كردن زمينههاي لازم، آنها را در مسير كسب مهارتهاي اجتماعي قرار دهيد. مهارت اجتماعي استعدادي است كه باعث بروز رفتارهاي اجتماعي سالم ميشود. اين مهارت ميتواند در روابط آدمي با ديگران نتايج مثبت و موفقيتآميزي بهوجود آورد. ارزشها، باورها، آداب، رسوم، سنتها و هنجارهاي جامعه و محيط پيراموني كودكانتان را با زباني كودكانه و مطابق درك و فهمش به او گوشزد و كمك كنيد تا او از همين حالا آنها را تمرين و براي خود دروني كند.
خوب است بدانيد اگرچه كسب مهارتهاي اجتماعي يكي از عناصر اساسي اجتماعي شدن آدمي در همه دورانها و تمام فرهنگها است، اما در دههها و سالهاي اخير مورد توجه ويژه پژوهشگران اجتماعي قرارگرفته است.
* كارشناس ارشد جامعهشناسي