سمانه در حقيقت قرباني شد، قرباني يك رفتار بچگانه كه از روي كينه درباره او اتفاق افتاد و طولي نكشيد كه آبروي دختر با حجب و حياي فاميل و دانشجوي محجبه و بيحاشيه دانشگاه بازيچه برخي از افراد شد و در برخي از شبكههاي اجتماعي دست به دست شد و آبروي اين دختر بيگناه مايه سرگرمي و لذت بردن برخي از افراد ناآگاه شد.
ماجرا از آنجايي آغاز ميشود كه سمانه يك خواستگار پروپاقرص داشت كه پاشنه خانه آنها را از جا كنده بود، ظاهراً خيلي خاطر دخترك را ميخواست اما سمانه به او جواب رد داده بود.
او دلش نميخواست با اين پسر ازدواج كند. سمانه در ذهن خودش دنبال همسري با ويژگيهاي بهتري ميگشت. اما مثل اينكه پسرك دست بردار نبود و از هر فرصتي براي ابراز احساسات خود استفاده ميكرد و به تنهايي و به همراه خانواده چندين بار موضوع خواستگاري را مطرح كرده بود.
پسرك چندين بار به خواستگاري سمانه آمده بود اما هربار با جواب منفي او و خانوادهاش روبهرو شد. سمانه او را نميخواست اما پسرك پايش را كرده بود توي يك كفش كه يا سمانه يا هيچكس ديگر. صحبتها و پادرمياني خانوادهها هم نتوانست كاري از پيش ببرد. مسئله قابل حل شدن نبود. پسرك بدجوري خاطر سمانه را ميخواست، اما سمانه عاقلتر از اين بود كه به اين شيفته شدنها دلش بلرزد، او دوست داشت همسر آيندهاش را عاقلانه انتخاب كند، تا بتواند عاشقانه با او زندگي را ادامه دهد. براي همين هربار پاسخش به پسرك و خانواده او تنها يك كلمه بود، نه...
اصرارهاي پسرك تمامي نداشت. بيچاره سمانه ديگر نميدانست چه كار بايد بكند. اين اصرارها كمكم به مزاحمت كشيده شد. از حضور گاه و بيگاه پسرك در مسير دانشگاه سمانه تا سبز شدن او در خيابان محل تردد دخترك تا تماسهاي فراوان و پيامكهاي عاشقانه.
سمانه اما به هيچ وجه دلش با او نبود. او نميتوانست اين پسرك دمدمي مزاج را كه هنوز نه شغل درست و حسابي داشت و نه از آداب اجتماعي خوبي برخوردار بود به عنوان همسر آينده خود انتخاب كند براي همين هميشه به او جواب منفي ميداد. اما خواستگار كينهجو دست بردار نبود و بر خواسته خودش اصرار و پافشاري ميكرد. كمكم كار به لج و لجبازي كشيد و حتي گاه درگيريهاي لفظي. سمانه اصلاً دلش با اين پسرك نبود براي همين هميشه پاسخ او فقط يك كلمه بود، نه.
پدر و مادر سمانه خيلي نگران بودند. پدر در روزنامه چيزهايي درباره اسيدپاشي خواستگار كينهجو خوانده بود براي همين ميترسيد كه...
اما اتفاق طور ديگري رقم خورد، چيزي صدبرابر بدتر از اسيدپاشي.
اسيدي كه بر چهره آبرو ريخته شدخواستگار كينهجو اين بار قلب دخترك را نشانه رفته بود و آبروي و حيثيت او و خانوادهاش را. براي همين وقتي از ازدواج با سمانه نااميد شد به فكر انتقام افتاد و دست به يك كار احمقانه زد، او اسيد انتقام را بر چهره آبروي دختر ريخت.
او از طريق يكي از دوستان سمانه موفق شد تعدادي از عكسها و چند فيلم خصوصي او را به دست آورد كه در يك مهماني و جشن تولد يكي از دوستان سمانه گرفته شده بود. براي همين خيلي زود حتي بدون اينكه لحظهاي به عاقبت كاري كه ميكند فكر كند از طريق فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي دست به انتشار آنها زد. طولي نكشيد كه اين عكس و فيلمها كه البته بخشي از آنها توسط پسرك در فتوشاپ دستكاري شده بود در فضاي مجازي منتشر شد و خيلي زود آبروي دخترك در فضاي مجازي به باد رفت، به همين سادگي. سمانه توي فاميل، در دانشگاه، بين هممحلهايها و خلاصه همهجا به يك دختر باحجب و حيا معروف بود كه آفتاب و مهتاب نديده بود اما حالا به يكباره آبرو و حيثيت او در فضاي مجازي بر باد رفت. از آن روز به بعد دنيا براي سمانه تاريك و تار شد. او در يك لحظه آبروي خود را بر باد رفته ديد. سمانه به مادر دلسوزش فكر ميكرد و به پدر زحمتكش خود كه سالهاي سال با نان حلال و زحمتكشي دخترشان را بزرگ كردهاند، اما حالا يك اتفاق، يك اتفاق تلخ، يك اتفاق احمقانه، يك تصميم بچگانه باعث شد تا آبروي او و خانوادهاش براي هميشه از دست برود. آبرويي كه حاصل 25 سال زندگي آبرومندانه او در كنار پدر و مادرش بود.
هشدار به كاربران شبكههاي اجتماعياگر چه با شكايت سمانه و خانوادهاش اين خواستگار كينهجو دستگير و تحويل مقامات قضايي شد اما مسئله مهم اينجاست كه آيا آبروي از دست رفته دخترك باز خواهد گشت؟ آيا سمانه ميتواند دوباره به اجتماع بازگردد و براي همه توضيح دهد كه اين عكس و فيلمها مونتاژ شده و فتوشاپ هستند؟ كاري كه خواستگار كينهجو انجام داد يك كار غيرعقلاني و غيراخلاقي بود كه البته سزاي عمل زشت خود را نيز با گذراندن بهترين روزهاي عمر خود پشت ميلههاي زندان خواهد ديد.
اما نكته نگرانكنندهتر نحوه مواجهه كاربران شبكههاي اجتماعي با اينگونه رفتارهاست، به گونهاي كه برخي از كاربران شبكههاي اجتماعي وقتي بر روي گوشي تلفن همراه خود و در شبكههايي كه عضو آن هستند به اين گونه مسائل برخورد ميكنند بدون اينكه ذرهاي به عاقبت موضوع فكر كنند خيلي زود نسبت به انتشار اينگونه عكسها و فيلمها در فضاي مجازي اقدام ميكنند؛ اقدامي كه باعث بازي با آبروي افراد و حيثيت آنها ميشود.