
احمد العسيري، سخنگوي ائتلاف ضديمني عربستان، روز سهشنبه از پايان گرفتن حملات هوايي كشورش و متحدان آن در ائتلاف و شروع فاز دوم به نام بازگرداندن اميد خبر داد. اعلام اين خبر توسط او به معناي پايان گرفتن عمليات نظامي بود كه با نام توفان قاطع و از 26 مارس شروع شد. تلويزيون سعودي العربيه در همان ابتداي توفان قاطع از همراهي 10كشور از جمله شيوخ خليج فارس (به جز پادشاهي عمان)، اردن، تركيه، مصر، سودان و مغرب با آلسعود گفت كه قريب به 150 جنگنده متشكل از 100 فروند عربستاني، 30 جنگنده اماراتي، 15 جنگنده يمني، 15 جنگنده كويتي، 10 جنگنده قطري و 6 جنگنده مغربي در اين ائتلاف حضور دارند. در طول 27 روز از توفان قاطع عربستاني حدود 2415 حمله هوايي به يمن شد و بيش از 3هزار نفر يمني كشته و زخمي شدند، جدا از تخريب گسترده مناطق مسكوني و زيرساختهاي يمن. خبر العسيري ميتوانست پاياني باشد بر 27 روز تجاوز نظامي آلسعود و متحدانش به يمن اما درست ساعاتي پس از اعلام توقف توفان قاطع، آلسعود باز به شهر تعز در يمن حمله هوايي كرد. اصرار آلسعود براي حمله به يمن با وجود اعلام توقف توفان قاطع چه معنايي ميتواند داشته باشد جز آشفتگي در حاكميت آلسعود كه خود را در چالشي از توقف يا ادامه حملات گرفتار ميبيند. جواب اين چالش را بايد اول در انگيزههاي آلسعود در تجاوز به يمن جست و بعد سراغ خود توفان قاطع آن رفت تا دستاورد و نتيجه آن معلوم شود.
ترس از انقلاب يمني
بيشك انگيزه اصلي آلسعود در تجاوز به يمن به انقلاب مردم يمن مربوط ميشود. عبدربه منصور هادي از زمان تصدي رياست جمهور در يمن در 27 فوريه 2012 از اداره كشور ناتوان بود چنانكه درست دو ساعت بعد از سخنراني او به مناسبت تصدي رياست جمهوري، بمبي در مقابل كاخ رياست جمهوري منفجر شد و حداقل 30 نفر كشته شدند. او در سخنراني خود گفته بود كه مبارزه با القاعده را به عنوان يك وظيفه ملي و ديني ادامه خواهد داد اما انفجار اين بمب نشان داد كه او حتي قادر به مبارزه ادعايياش در كاخ رياست جمهوري نيست چه رسد به سرتاسر يمن. تعلق عبدربه به جنوب يمن از يك سو نارضايتي در شمال يمن را ايجاد كرده بود و از طرف ديگر، باعث نشده بود تا پايگاهي در جنوب اين كشور به دست آورد چراكه او از اول جايگاهي در ميان قبايل جنوب نداشت جدا از اينكه جريانهاي جداييطلب و گروههاي تندرويي مثل القاعده يا انصارالشريعه در جنوب از اول هم نظر مساعدي به او نداشتند. تمام اين عوامل موجب بيثباتي مفرط در يمن و ناتواني آشكار عبدربه در كنترل اوضاع شده بود و لازم بود تا مردم يمن با انقلابي ديگر به اوضاع سر و ساماني بدهند. قبايل حوثي در شمال با تشكل انصارالله پا پيش گذاشتند و با حركت به سوي صنعا از حمايت مردمي برخوردار شدند تا آنكه با استعفاي عبدربه و تشكيل دولت انقلابي عوامل تفرقه و بيثباتي در يمن را از بين بردند و آرامش را به اين كشور بازگردانند. آلسعود اين حركت را در تقابل با منافع خود در يمن ميداند چون تداوم بيثباتي از يك سو وابستگي يمن به حاكميت آلسعود را ادامه ميدهد و از سوي ديگر، آلسعود با اين وضعيت در يمن زمينه مساعدي را ايجاد ميكند تا بتواند هستههاي تروريستي را در اين كشور پرورش بدهد. شرايط مطلوب از بيثباتي در يمن تنها با سركوب انقلاب مردم اين كشور و بازگرداندن عبدربه به قدرت ممكن است و همين نيز انگيزه اصلي آلسعود در تجاوز به يمن بود.
ائتلاف عقيم
عربستان براي بازگرداندن عبدربه به قدرت و سركوب انقلابيون يمن به ويژه انصارالله به دو محور داخلي و خارجي تكيه زده است. محور داخلي آن تعدادي محدود از حاميان عبدربه در يمن است كه عمده آنها از ناحيه اخوانالمسلمين در حزب اصلاح يمني هستند. تكيه به اين محور به معني آشتي آلسعود با اخوانالمسلمين با وجود دشمني ديرينه و ريشهدار با اين گروه است. سقوط عبدربه آن قدر براي آلسعود اهميت داشت كه تن به آشتي با اين گروه داد و قبل از شروع تجاوز خود، اعضاي ارشد اصلاح يمني را به رياض دعوت كرد و در طول توفان قاطع هم تجهيزات نظامي را از طريق هوا به نيروهاي اين حزب در جنوب ميرساند. محور خارجي عبارت از كشورهايي است كه در ائتلاف آلسعود شركت كردند و رياض در ادامه عمليات از پاكستان هم براي شركت در ائتلاف و فرستادن نيروهاي نظامي خود دعوت كرد. نگاهي به هر دو محور حكايت از اشتباه محاسباتي آلسعود در تجاوز به يمن دارد. آشتي رياض با اخوانالمسلمين يمني و حزب اصلاح موجب نشد توفان قاطع برخوردار از حمايت داخلي در يمن باشد. دليل نخست اينكه حزب اصلاح برگرفته از ساختار قبيلهاي در يمن نبود كه تحت لواي اين حزب اتحادي از قبايل براي حمايت از عبدربه ايجاد شود. همين امر باعث شده تا اين محور داخلي عربستان نتواند نيروي قابل توجهي در برابر پيشروي نيروهاي انصارالله، ارتش يمن و كميتههاي انقلابي ايجاد كند و حملات هوايي عربستان هم كمكي به اين محور نكرد. نتيجه كار در تداوم پيشرويها تا عدن در جنوب و استانهاي شرقي بود و معلوم شد كه توفان قاطع ظرفيت توقف اين پيشرويها را ندارد كه به اهداف خود در يمن برسد. آمار العربيه از تعداد جنگندههاي حاضر در توفان قاطع به خوبي نشان ميداد كه بار اصلي عمليات به دوش عربستان است و مشاركت ضعيف ديگر كشورها در ادامه عمليات هم باعث شد تا آلسعود تمام بار را به دوش بكشد. عدمتجربه نظامي نيروهاي عربستان از يك طرف و مشاركت ضعيف ديگر كشورها از طرف ديگر، رياض را ناگزير از دعوت پاكستان به ائتلاف و حمله به يمن كرد اما دولت و مجلس پاكستان دليلي نميديدند در جنگي وارد شوند كه هيچ نفعي از آن به دست نميآوردند. پاسخ رد پاكستان ضربه سنگيني به اميدهاي عربستان براي حمله زميني به يمن زد چراكه نيروي زميني خود عربستان تجربه جنگ 2009 را داشت و به خود جرئت چنين حملهاي نميداد. از سوي ديگر، مصر كه چندان راضي به آشتي آلسعود با اخوانالمسلمين يمني نبود حاضر به فرستادن نيروي زميني خود نشد، جدا از اينكه تجربه جنگ با حوثيها در دهه 60 ميلادي را دارد كه جمال عبدالناصر آن جنگ را به مثابه ويتنامي براي مصر تعبير كرده بود.
دستاورد توفان سعودي
تكيه آلسعود بر دو محور داخلي و خارجي از ابتدا توفان قاطع را عقيم كرده بود اما باز العسيري از رسيدن ائتلاف به اهدافش در يمن ميگفت. روشن است كه العسيري نميتواند غير از اين بگويد تا اعتراف به شكست كشورش در تجاوز به يمن كرده باشد. دنيل پايپز رئيس انجمن خاورميانه در اين باره گفت: «من شك دارم كه ائتلاف تحت رهبري عربستان سعودي توانسته باشد در اين مدت زمان كمتر از يك ماه به اهداف خود دست يافته باشد. من فكر ميكنم رهبران سعودي به اين نتيجه رسيدند كه نميتوانند در نهايت در درگيري پيروز شوند و از اين رو سعي كردند با ادعاي پيروزي از درگيري كنارهگيري كنند». بنابراين، ادعاهاي العسيري در رسيدن ائتلاف به اهداف خود جز سرپوشي بر شكست توفان قاطع نيست و نشريه امريكايي فارين پاليسي اين نوع ادعا را با ادعاي امريكا در سال 1992 مقايسه كرده است كه بعد از ناكامي در سومالي ادعاي پيروزي كرد و نام عمليات خود را بازگرداندن اميد گذاشته بود. گويا آلسعود براي پايان دادن به توفان قاطع خود به وضعيتي مشابه امريكا در آن سالها گرفتار شده و به همين جهت هم نام بازگرداندن اميد را براي فاز دوم عمليات خود انتخاب كرده است. همان گونه كه پايپز گفته، آلسعود از فاز نخست مداخله در يمن يا همان توفان قاطع دستاوردي نداشته است زيرا نتوانسته مانعي در راه انقلاب يمن ايجاد كند و عبدربه را در يمن به قدرت بازگرداند. با اين وجود، به نظر ميرسد كه باور شكست براي حاكميت عربستان بسيار سخت است و ادامه حملات هوايي بعد از اعلام توقف توفان قاطع به همين جهت است. اين اصرار به حملات بيشتر از آنكه به لحاظ نظامي باشد برخاسته از وضعيت رواني حاكميت آلسعود است. محمدبنسلمان، پسر پادشاه و وزير دفاع، توفان قاطع را به راه انداخته و براي او سخت است كه در رقابت درونخانداني مسئوليت شكست توفان قاطع را بر گردن بگيرد. خبرهايي درباره اعتراض برخي از شاهزادگان و دستگيري تعدادي از آنها نشاندهنده شكاف در حاكميت آلسعود و مخالفت با توفان قاطع در اين حاكميت است. ضعف جسماني سلمانبنعبدالعزيز، پادشاه عربستان، تا قبل از توفان قاطع باعث انتشار خبرهايي از جنگ قدرت در حاكميت و رقابت سنگين شاهزادگان آن شده بود و حالا توفان قاطع دستمايهاي براي تشديد اين رقابت شده است. مجتهد، فعال توئيتري عربستان، در مجموعه توئيتهاي اخير خود اشارهاي به اين رقابت كرده كه بر سر توفان قاطع شديدتر و باعث شده شكاف در حاكميت عربستان عميقتر شود. محمدبنسلمان در حال حاضر و با ادامه حملات هوايي به يمن سعي در محدود كردن دامنه اعتراضات داخلي دارد اما روشن است كه اين راهحلي موقت است و نه تنها نميتواند از شكاف درون حاكميتي آلسعود بكاهد بلكه بر عمق آن خواهد افزود. به اين ترتيب، توفان قاطع نه تنها باعث رسيدن آلسعود به دستاوردهاي مورد نظرش در يمن نشد بلكه به نظر ميرسد اين توفان جهت مسير خود را به سوي اين خاندان تغيير داده و هر چند كه آلسعود توقف آن را اعلام كرده اما نميتواند مانعي در راه آن به طرف خودايجاد كند تا از خرابيهايش در امان بماند.