بحران كمآبي و از بين رفتن سفرههاي آب زير زميني تنها مشكل ما نيست و امروز نزديك به ۸۰۰ ميليون نفر در جهان از آب آشاميدني سالم محرومند و بسياري از كشورهاي در حال توسعه نيز به آب آشاميدني مطمئن دسترسي ندارند. در ايران منابع آبي طي پنج سال اخير نصف و سرانه آب تجديد پذير شده در ۵۰ سال اخير روندي نزولي داشته به طوري كه پيش بيني ميشود اين سرانه از 7هزار متر مكعب در سال ۳۵ به هزار و 300 متر مكعب براي هر نفر در افق ۱۴۰۴ برسد.
اين ميزان منابع آبي در حالي است كه متوسط سرانه آب در ايران ۲۵۰ليتر در روز يعني دو برابر استاندارد جهان است ونگران كنندهتر اينكه حجم خروجي از سدها نيز به طرز چشمگيري كاهش يافته به طوري كه افزايش رخدادهايي نظير خشك شدن درياچه اروميه، باتلاق گاوخوني، درياچه هامون و پايين آمدن سطح آب سدها اين سؤال را در ذهن متبادر ميكند كه آيا احداث سد درست بوده يا اشتباه؟
احداث سد در ايران، در سال ۱۹۵۰ آغاز شد. 14 سد بزرگ ايران با كمك مهندسان و مشاوران خارجي در طول دو دهه قبل از انقلاب ساخته شد. در دوران پس از انقلاب نيز ظرفيت و توان سد سازي، قابل توجهي در كشور به وجود آمد به طوري كه در حال حاضر مجموعاً ۱۳۳۰ سد در كشور وجود دارد كه از اين تعداد ۶۴۷ سد به بهرهبرداري رسيده، ۵۳۷ سد در دست مطالعه و ۱۴۶ سد نيز مرحله اجرايي را ميگذراند و در حال حاضر ايران بعد از چين و تركيه سومين سازنده سدهاي بزرگ در جهان است. قدر مسلم آنكه ايران در منطقهاي نيمهخشك يا خشك واقع شده و گريزي از آن نيست اما در ساليان اخير مشكلات آبي افزون گشته و استفاده بيرويه از منابع آبي، برنامهريزي ناصحيح در مديريت منابع و هدر رفت بخش عمدهاي از داشتههاي آبي كشور در بخشهايي همچون كشاورزي، صنعت و شرب از جمله دلايل بروز اين مشكلات شد تا احداث سد روي رودخانهها يكي از برنامههاي اصلي كشورمان باشد براي عبور از بحران آب.
با اين وجود برخي ساخت سدها را در كشور بيرويه دانسته و معتقدند بدون مطالعه و در نظر گرفتن زير ساختها يا فرهنگسازي انجام شده و بحران كنوني آب را دامن زده است به طوري كه وزير نيرو نيز از اسراف در سدسازي طي سالهاي گذشته سخن گفته است. وي اذعان كرده حجم ساخته شده بالغ بر ۷۶ ميليارد مترمكعب است در حالي كه بيش از ۴۶ميليارد مترمكعب آب براي تنظيم نداريم. به گفته چيت چيان تعدادي از سدهايي كه ساخته شده ارتفاعشان بيش از حد آب موجود آن منطقه بوده است و همچنين سدهايي نيز وجود دارند كه مخزنشان آب كافي نيز ندارد تا وارد نيروگاه شود.
به هر ترتيب، اگر بر آثار و نتايج احداث بسياري از سدها در نقاط مختلف دنيا نگاه كنيم در بسياري از موارد به اين نتيجه خواهيم رسيد كه هنگام بهره برداري پارهاي از سدها، اهداف اوليه به دست نيامده يا اثرات سوء تعدادي از اين سدها به حدي زيان آور بوده كه سرمايه گذاري در چنين طرحهايي را بيهوده كرده است، بنابراين استفاده از پتانسيل آبي يك ناحيه نميتواند يك طرح سازه آبي را موجه كند، لذا اگر بناست سدي در منطقهاي ساخته شود بايد علاوه بر دستيابي بر اهداف از پيش تعيين شده از جهت اثرات متقابل آن بر محيط زيست طبيعي و همچنين اثرات اجتماعي، اقتصادي و سياسي نيز مورد ارزيابي كامل قرار گيرد.