من و مادرم با تعجب نگاهش ميكرديم و فريبا بيشتر راغب ميشد كه از مشكلات هر سالهاش در اين ايام بگويد. فريبا وقتي از مهماني خالهاش حرف زد، باور نميكردم كه چنين بريز و بپاشي در همين نزديكي خودمان اتفاق افتاده است و با ديدن عكس و فيلمهاي مهماني، كم بود از تعجب شاخ دربياورم. جالب اينجا بود كه ناراحتي فريبا از برگزاري اين مهمانيها نبود، بلكه از وقت كمش براي تهيه لباس، رفت و آمد زياد و بيفايدهاش در مراكز خريد شهر گله داشت. او از مدلهاي لباس و خريدهايش ميگفت و من با دقت به عكسها نگاه ميكردم كه تعداد مهمانها چقدر است، مهماني كجا برگزار شده، چند نوع غذا بر سر ميز شام است، چه تيپ و قيافههايي در اين مراسم حضور دارند و خرج اين مهماني چقدر شده است؟ همه اين سؤالات در ذهنم بود و نميدانستم چطور از دوستم بپرسم كه ناراحت نشود. خودم هم در اصل اين مهماني مستأصل بودم و نميدانستم فرق يك مراسم ازدواج با اين مهماني خانوادگي چيست؟
فلسفه و ماهيت نوروز از ديرباز در مسير آشتي و مهرباني و همدلي بوده و از اين روست كه در نوروز به ديدار هم ميشتابيم، در واقع اگر مردم در ايام نوروز كار و اشتغال را تعطيل ميكردند كاركرد آن ديد و بازديد براي دوستي بيشتر و رفع كدورتها بوده است، اگر هم در اين ايام سفري انجام ميشد سفر براي ديدار همولايتيها بود؛ اين در حالي است كه طي دهههاي اخير كاركرد سفر و گشت و گذار در ايام نوروز جاي كاركرد ديد و بازديد را گرفته است معمولاً اعضاي خانواده در تعطيلات نوروز ترجيح ميدهند در كنار هم باشند و اين چند روز را به قول خودشان خوش بگذرانند و از لحظاتشان لذت ببرند. اين خوشگذرانيها بيشتر در سفر است و وقتي تعطيلات به پايان ميرسد تازه ديد و بازديد عيد و دورهميهاي اول سال شروع ميشود. سابقاً اين ديدارها خيلي بيريا و مانند ساير مهمانيها بيتكلف و ساده برگزار ميشد اما چند سالي است كه ميبينيم اين قبيل مهمانيها تفاوت پيدا كرده است و رنگ تجمل و تكلف و اسراف به خود گرفته است.
از سويي با وجود گرفتاريها و مشكلات زندگي شهري رفت و آمدها و ارتباطات بين افراد فاميل كم شده و با به وجود آمدن مدلها و سبكهاي جديد مهماني، اين روابط سختتر هم ميشود. شايد تا چند سال پيش با تعجب بسيار نسبت به اين نوع روابط واكنش نشان ميداديم اما به مرور با شكلگيري و همهگير شدن مدلهاي جديدي مانند برگزاري مهماني سالانه و دورهمي ابتدايي سال كمكم داريم به يك بدعت ديگر پر و بال ميدهيم. بعد از تعطيلات عيد بسياري از خانوادهها به جاي اينكه ميزبان ديد و بازديد نزديكان و دوستان باشند، ترجيح ميدهند كه در يك مهماني كلي از آنها پذيرايي كنند و به نوعي خودشان را راحت ميكنند. اين روند كمي نگرانكننده است و بايد به آن توجه ويژه داشت. در واقع مرسوم شدن برخي روابط بين افراد در ابتدا شايد مشكلي بهوجود نياورد، اما رواج و استقبال از اين موضوع، كمكم در اين مسير بدعتهايي ايجاد ميكند كه چند سال بعد براي همه عادي شده و تبديل به يكي از رسمهاي غلط و آسيبزا ميشود.
هرچيز سر جاي خودش، مثل قديمهاقديمترها خانوادهها به غير از اينكه روزهاي ابتدايي سال به ديدار هم ميرفتند در طول سال نيز رفت و آمدشان را حفظ ميكردند و از حال يكديگر باخبر بودند. مهماني دادن فقط به عيد و ديد و بازديد آن ختم نميشد؛ يعني اينطور نبود كه فاميل از فاميل سال به سال خبر نميگرفت و صرفاً در يك مهماني اتفاقي همديگر را ببينند. علاوه بر ديد و بازديدها، مهمانيهاي بزرگترهاي فاميل، مهمانيهاي هر هفتهاي و چند وقت يكبار نيز برقرار بود ولي در نهايت سادگي و صميميت و به دور از تجمل و بريز و بپاش. در حال حاضر اگر بخواهيم نسبت به كودكيهايمان ميزان رفت و آمدها و ديدارهايمان را با فاميل و دوستان مقايسه كنيم حرفي براي گفتن باقي نميماند و اكثر اين رفت و آمدها فقط به خانه بزرگترها منتهي ميشود.
در فرهنگ ايراني اسلامي ما رفت و آمد و صله رحم جايگاه خاصي دارد كه كاهش روابط خانوادگي جايگاه آن را تقليل ميدهد. شايد امروزه اين روابط تنگاتنگ كم شده باشد اما نبايد اجازه دهيم كه به سالي يكبار ختم شود. در واقع ميتوانيم اين ديدارها را به طور مستمر در طول سال داشته باشيم نه اينكه با يك دورهمي سهميه مهمانيهايمان را پرداخت كنيم و تا پايان سال خبري از رفت و آمد با نزديكان و دوستان نباشد. عيد و رسومات مربوط به آن جاي خود دارد، ولي براي حفظ همدلي و همراهي، نبايد از روابط فاميلي و خانوادگيمان كم كنيم و چه زيباست اگر در اين زمينه به رسم و رسوم قديميها و بزرگترهايمان احترام گذاشته و به آن عمل كنيم.
تغيير فرهنگ مهمانيها و رفت و آمدهاشايد در نگاه اول زياد نگران اين ايدههاي جديد در ميان برخي خانوادهها نباشيم اما به مرور زمان اين اتفاق تبديل به فرهنگ ميشود و تا چند سال ديگر تعجب ندارد اگر سنت برپايي مهمانيهاي اصيل ايرانيمان و نحوه برگزاري آن دستخوش تغييرات جدي شود. بدعت جديدي كه در مهمانيها به وجود آمده علاوه بر اينكه بر افراد تأثير ميگذارد به فرهنگ اصيل دورهميهايمان نيز آسيب ميزند و در پي آن رفت و آمدها و پيوندهاي مستحكم خانوادگيمان نيز كمتر ميشود. در اين شرايط ديدارها نيز به سالي يكي دو بار، در مراسمهاي ازدواج و عزاداري ختم ميشود.
همانطور كه ميدانيم مهماني و مهماني دادن باعث ميشود كه قلب افراد به هم نزديكتر شود و احساس بهتري نسبت به هم داشته باشند. هدف از اين ديدارها تأليف قلوب و تقويت همدلي و مهرباني بين همديگر است و وقتي شرايطي پيش ميآيد كه از اين اهداف دور ميشويم به ضرر همه ما تمام ميشود. ديگر مثل گذشته شاهد نخواهيم بود كه وقتي كسي در فاميل دچار مشكل ميشود ساير افراد بسيج شوند و تا مسئلهاش را حل نكنند، كنار نكشند. بچههاي نسل جديد خاطراتي را كه ما داريم نخواهند داشت و خاطرات مشترك آنان با وابستگان و همبازيهايشان كم خواهد شد. مسلماً با اين تغييرات ميزان محبت و وابستگيها كم ميشود و براي تأمين اين نياز اساسي به دنبال راه چاره ميگرديم اما پاسخي برايش پيدا نميكنيم.
تجملگرايي و چشم و همچشمياولين چيزي كه در برگزاري اين قبيل مهمانيها ديده ميشود تجملگرايي و رواج مصرفگرايي است. وقتي عده زيادي به مهماني دعوت ميشوند، مسلماً ميزبان سعي دارد با تمام امكانات از مهمانانش پذيرايي كند و بهترين غذا، ميوه، تنقلات و امكانات را برايشان درنظر ميگيرد. همانطور كه خانه فلان فاميل براي پذيرايي چند نوع دسر و غذا سرو ميشود ميزبان فعلي بايد پا به پاي آنها پيش برود تا از آنان عقب نماند. اين روند مهماني حكم يك ميدان كارزار را دارد كه هركس از ديگري نميخواهد جا بماند و روي دست ديگري بلند شود. اگر فلان فاميل در خانه بزرگش مهماني ميگيرد، ميزبان بعدي ميخواهد در س الن مهماني بدهد. از سالن بزرگ به ويلاي اطراف تهران و از آن به ميزباني يكي دو روزه در ويلاي شمال ميرسد و نميتوان براي اين كارها و رفتارها حدي را تصور شد.
در واقع ميزبان نميخواهد به هيچ وجه از بقيه كم بياورد و همه هم و غمش را براي يك دورهمي تجملي ميگذارد و از هيچ تلاشي فروگذار نيست. اين تجملگرايي به رفتارها و كارهاي ميزبان ختم نميشود و مهمانان هم براي شركت در چنين مهماني بايد سنگ تمام بگذارند و با بهترين پوشش، تيپ و آخرين مد در آن شركت كنند. هرچه اين جريان به جلو پيش ميرود شرايط بدتر شده و عرصه براي ميزبان و مهمان تنگتر ميشود.
چشم و همچشمي در لحظه به لحظه برپايي چنين مهمانيهايي موج ميزند، هر كدام از مهمانان سعي ميكنند با فخرفروشي خودشان را نشان دهند و ميزبان نيز همه تلاش خود را انجام ميدهد كه رتبه بهتري از مهمانان بگيرد! اگر ميزبان قبلي پذيرايي و مكان خوبي را انتخاب كرده باشد ميزبان بعدي بايد روي دست آن بلند شود و خودي نشان بدهد. زمان برپايي مهماني همه دغدغه ميزبان اين است كه به بهترين نحو برگزار شود، برايش مهم است كه مهمانان در زمان برپايي ضيافت و بعد از آن چه نظري در موردش دارند و با اين همه سنگ تمام گذاشتن توانستهاند از مهماني قبلي بهتر باشند يا نه؟
دور شدن از فاميلوقتي فاميل، آشنايان و دوستان روي دور برگزاري مهماني قرار ميگيرند، بايد در اين مهمانيها حضور پيدا كنند. برخي خانوادهها در همان ابتداي امر وقتي با اين مدل مهمانيهاي جديد روبهرو ميشوند خودشان را كنار ميكشند و ترجيح ميدهند كه در آن حضور پيدا نكنند. در واقع علت اصلي اين تصميم آنان دوري از مشكلات و دردسرهاي اينگونه رفتارهاست، و برخي نيز به خاطر نداشتن بضاعت مالي اين جمعهاي پرخرج را ترك ميكنند. وقتي چند خانواده بخواهند در اين ديدارها پاي تجملگرايي و چشم و همچشمي را باز كنند، برخي شايد توانايي مالي لازم را نداشته باشند و با بهانههاي كوچك از اين افراد دوري ميكنند. اين دوري باعث كدورت بين خانوادهها ميشود و رفتهرفته روابط آنها با هم كم شده و در برخي موارد قطع رابطه ميكنند.
همه ميدانيم كه چشم و همچشمي بسياري از خانوادهها را دچار مشكل ميكند و رواج اين رفتارها و رسومات خانوادهها را به دردسر مياندازد. شايد خانوادهاي نتواند پا به پاي ساير خانودهها پيش برود اما معذورات اخلاقي و رودربايستي باعث ميشود كه خودشان را با سايرين همراه كنند و در وسط راه كم آورده و دچار مشكلات خانوادگي و مالي ميشوند. مطمئناً همه افراد فاميل در يك سطح اقتصادي نيستند و اين عدم هماهنگي تبعاتي را به دنبال دارد كه سبب فاصله گرفتن و دوري از جمعهاي خانوادگي ميشود و آسيب و معضلات بسياري در ميان خانوادهها به وجود ميآورد.
استمرار و سادگي در مهمانيمهماني و مهماني دادن ارزش خاصي دارد كه با رواج چشم و همچشميها و تجملگرايي آن را كمرنگ ميكنيم. همه حرف بزرگان ديني ما در مورد صله رحم و رفت و آمدهاي خانوادگي و دوستانه اين است كه اين روابط ادامهدار باشد و فقط به يكي دو بار بسنده نكنيم. در واقع براي برگزاري اين جمعها تأكيد بر استمرار است و خانوادهها بايد روابطشان را در همه اوقات حفظ كنند. اين استمرار روابط خانوادگي مستلزم اين نيست كه بريز و بپاش داشته باشيم و در همين مورد نيز توصيه به سادگي ميشود.
در گذشته وقتي مهمان در خانهاي را ميزد، صاحبخانه با روي باز از او استقبال ميكرد با گفتن اينكه آب آبگوشتمان را بيشتر ميكنيم همه چيز با خوشي تمام ميشد.
هم مهمان و هم ميزبان هر دو از اين رفت و آمد راضي بودند و كسي نيز به مشكل برنميخورد. اگر قرار بود با آمدن مهمان، ميزبان هول و هراس داشته باشد و به خاطر درست كردن يك نوع غذا و نداشتن چند مدل غذا و دسر خجالتزده شود، ديگر اين رسم و رسومات و دورهميهاي بيآلايش وجود نداشت، پس بياييد بارديگر سادگي را به سفرههايمان بياوريم.