جوان آنلاين: قطعنامه شورای امنیت در مورد یمن صادر شده و نیروهای مردمی و ارتش این کشور تحریم تسلیحاتی شدهاند. جنگ در عراق به ضرر داعش ادامه دارد و نیروهای مردمی و دولتی بعد استان صلاحالدین، سراغ استان الانبار رفتهاند تا با استحکام موقعیت خود در این استان زمینه را برای هدف اصلی برای فتح موصل، دومین شهر بزرگ عراق، را فراهم کنند. سوریه هنوز مورد توجه رسانهها است و هجوم داعش به یرموک یا بزرگترین اردوگاه فلسطینیها در حومه دمشق توجه جهانیان را به خود جلب کرده است. تمام این اتفاقات در حالی انجام میگیرد که لیبی همچنان غرق در هرج و مرج است و آشوب تمام این سرزمین را فرا گرفته است.
سرزمین فراموش شده
شاید رسانههای جهانی چندان رغبتی به انعکاس اخبار و وضعیت لیبی نداشته باشند چرا که اوضاع این کشور دیگر برای آنها تکراری و کهنه شده اما این چیزی از هرج و مرج حاکم بر آن کشور نمیکاهد. نکته جالب توجه در این است که جنگ در آن مناطق مورد توجه رسانهها به نحوی ریشه در چند سال قبل لیبی دارند چرا که جنگ داخلی، ظهور گروههای مسلح شورشی و حمایت نظامی غرب همگی موجب سرنگونی سرهنگ قذافی شد و همین هم نسخهای شد برای دیگر کشورهای عربی. اکنون نسخه لیبی از توجه رسانهها خارج شده و نگاهها فقط در عمل به این نسخه در دیگر کشورها است و به نظر میرسد که لیبی تبدیل شده است به سرزمینی فراموش شده.
تبدیل لیبی به سرزمینی فراموش شده در حالی صورت گرفته که در همین چند روز قبل، حملات مسلحانه به سفارتخانههای کره جنوبی و مراکش اتفاق افتاد و موسسه بینالمللی نجات کودکان هم بعد از غرق شدن قایق مهاجران در آبهای لیبی از احتمال غرق شدن صدها مهاجر خبر داد. وزیران خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا هم در 13 آوریل بیانیهای مشترک منتشر کردند که در آن از طرفهای درگیری در لیبی خواسته بودند که هر چه زودتر به آتشبس بدون پیششرط بپیوندند تا بتوان مذاکرات برای دستیابی به صلح در این کشور را پیش برد. بنابر این، چیزی در لیبی تغییر نکرده؛ درگیریها ادامه دارد، دولت اسلامی یا همان داعش نفوذ خود را در این کشور توسعه داده است و تنها تعداد بسیار معدودی از غیرنظامیان خطر مهاجرات دریایی را به تن میخرند تا از این جهنم نجات یابند. تنها چیزی که تغییر یافته در اهمیت لیبی برای رسانهها و افکار عمومی به خصوص در میان کشورهای غربی است.

انقلاب با طعم غربی
نیکلای سارکوزی، رییس جمهور وقت فرانسه، و دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، کمی بعد از فتح طرابلس، مرکز لیبی، به دست شورشیان مخالف و سقوط رسمی حکومت قذافی به لیبی آمدند. سارکوزی در بدو ورودش در شهر بنغازی و مقابل مردم انبوه این شهر از آنها خواست تا با در پیش گرفتن راه بخشش و آشتی، شجاعت تازهای را از خود بروز دهند. سخنرانی او از نظر رسانههای فرانسوی خطابه فتح برای تقدیر از پیروزی در جنگی تعبیر شد که ناتو آن را در برابر نظامیان قذافی رهبری کرده بود. این سخنرانی و تعبیر در آن موقع چیز غریبی نبود چرا که هیچ کس منکر این حقیقت نبود که پیروزی شورشیان مسلح بر حکومت قذافی یا به اصطلاح انقلاب 2011 لیبی، با طعم غربی به دست آمده اما هیچ کس نمیتوانست تصور کند که شیرینی کوتاهمدت مزه آن به سرعت جای خود را به تلخی درازمدت میدهد.
چهار سال بعد آن خطابه بود که فرانسه با استفاده از نیروهای ویژه خود در ژوئیه 2014، عملیات شبانهای را برای تخلیه افراد سفارتخانهاش در لیبی انجام داد. این نتیجه طعمی است که فرانسه به همراه دیگر متحدین غربی خود در ناتو به جان مردم لیبی نشانده که حتی خودش نیز مجبور است به این نحو شهروندانش را از این کشور خارج کند. شکی نیست که با سقوط قذافی مبنای اصلی برای استقرار ثبات و امنیت در لیبی نیز فروپاشید و همین نیز زمینه مساعدی برای رشد تحجر و بنیادگرایی را فراهم کرد که نتیجه آن در رشد نیروهای داعش از شرق در بنغازی تا حدود غربی در سرت و مصراته است. اگر فرانسه و متحدین غربی آن خود را فاتحین 2011 در لیبی میدانند، بیشک این وضعیت نیز نتیجه همان فتح است و مسئولیت آن به طور مستقیم متوجه همان فاتحین غربی است.
تکرار نسخه لیبی
رسانههای غربی حق دارند که دیگر توجه چندانی به لیبی نداشته باشند مگر در مواردی که مربوط به غرق شدن مهاجران در دریای مدیترانه باشد. آنها لیبی را مبدل به سرزمینی فراموششده کردهاند تا کسی توجهی به مسئولیت کشورهایشان در قبال اوضاع آن نداشته باشد اما نسخه لیبی در مناطق مورد توجه آنها در حال اجراء است. ایجاد بیثباتی در سوریه و عراق تکرار همان نسخه بود که تنها با مقاومت مردم این دو کشور به نتیجهای مشابه وضعیت فعلی لیبی ختم نشد و حالا در یمن نیز مسئله از همین قرار است. این کشور از زمان برکناری علی عبدالله صالح، رییس جمهور سابق یمن، تا کنون در ورطه بیثباتی فروغلتیده و تنها با حرکت نیروهای حوثی به سوی صنعا و تسلط بر این شهر بود که میشد انتظار دور جدیدی از استقرار ثبات را در این کشور داشت.
آل سعود برای جلوگیری از پیشرفت این روند در یمن دخالت کرد و با فراری دادن عبدربه منصور هادی، رییس جمهور مخلوع، و برخی از همکارانش به عدن در جنوب و انتقال سفارتخانهاش از صنعا به این شهر زمینه را برای جنگ داخلی در این کشور فراهم کرد تا آن که بعد بتواند به طور مستقیم دخالت نظامی بکند. حالا، شورای امنیت با صدور قطعنامهای دست آل سعود را برای تجاوز به یمن باز گذاشته اما با این کار یمن را به سوی چه وضعیتی میکشاند؟ تجاوز نظامی آل سعود به یمن با حمایت شورای امنیت به دنبال نتیجهای است كه اکنون در لیبی دیده میشود. تنها مانع در این مسیر مقاومت مردم یمن است تا با درس گرفتن از لیبی اجازه ندهند کشورشان دچار چنان آشوبی نشود که زمینه مساعدی را برای استقرار گروههای تروریستی مثل داعش یا القاعده فراهم کند.