باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا در دسامبر سال گذشته ميلادي بود كه شيوه برخورد كشورش با كوبا را طي بيش از نيم قرن گذشته از مد افتاده خوانده و از قصد خود براي تغيير در اين شيوه گفته بود. او براي تغيير مورد نظرش چندان منتظر نماند و از همان موقع دست به كار شد تا در ماههاي بعد مسير عادي شدن روابط به صورت گام به گام طي شود. دست دادن اوباما با رائول كاسترو، رئيسجمهور كوبا در جريان مراسم خاكسپاري نلسون ماندلا نشانهاي از عزم دو طرف بود كه با آزاد كردن آلن گراس امريكايي و سه كوبايي از سوي دو طرف و سفر هيئتي از سناتورهاي امريكايي به هاوانا، مركز كوبا، مراحل ديگري از اين عزم به نمايش درآمد تا آنكه زمان برگزاري هفتمين اجلاس سران قاره امريكا در پاناما رسيد. همه ميدانستند كه اين اجلاس فرصتي براي ديدار رؤساي جمهور امريكا و كوباست كه بعد از ديدار آيزنهاور و باتيستا، رؤساي جمهور وقت امريكا و كوبا، در سال 1956 ديگر ديداري بين مقامات دو كشور در اين سطح انجام نشده بود. مقدمات اين ديدار فراهم شد و حتي جان كري و برونو رودريگز، وزيران خارجه امريكا و كوبا، روز پنجشنبه نهم آوريل در حاشيه اين اجلاس با هم ديدار كردند تا مقدمهاي باشد براي ديدار اوباما و كاسترو. سرانجام، اوباما و كاسترو با هم ديداري 80 دقيقهاي را در روز شنبه 11 آوريل انجام دادند كه از نظر بسياري از رسانهها، اين ديدار به واقعهاي تاريخي تعبير شده اما نكات مهم در اين واقعه علت وقوع و سرانجام آن است كه اين نكات از نظر هر دو رئيسجمهور مخفي نماند و در كنفرانس خبري بعد ديدار اشاراتي در اين زمينه داشتند.
اولين نكته در همان تعبير اوباما از شيوه برخورد امريكا با كوبا طي دهههاي گذشته است. او آن شيوه را از مدافتاده خوانده و روز جمعه 10 آوريل و ساعاتي قبل از شروع اجلاس منظور خود را به اين صورت بيان كرد: «روزهايي كه در آن دستور كار ما در اين نيمكره اغلب بر اين فرضيه استوار بود كه امريكا ميتواند با برخورداري از مصونيت در منطقه مداخله كند، سپري شده است.» اين جمله اوباما ميتواند درسي باشد كه امريكا در طول چندين دهه از مداخله مستقيم در امريكايلاتين گرفته و گويا حالا ميخواهد با اين درس در سياست خود در اين منطقه تجديد نظر اساسي كند و روشن است كه واشنگتن قصد دارد با عاديسازي روابط با هاوانا، به كل منطقه بگويد از گذشته درس گرفته و ديگر قصد ادامه سياست قبل را ندارد اما آيا واقعيت امر همين است يا اينكه فقط اوباماست كه اين درس را از گذشته گرفته و حاكميت امريكايي هنوز همان ديدگاه گذشته را به امريكاي لاتين دارد؟ اولين موضوع به خود رابطه امريكا و كوبا مربوط ميشود كه با وجود تمام كارهايي كه طي چهار ماه گذشته شده، مسير در پيش رو چگونه خواهد بود. اولين مسئله در خروج كوبا از فهرست امريكايي در مورد كشورهاي حامي تروريست است كه واشنگتن سياست مشخصي را در اين زمينه اعلام نكرده است. در حالي كه وزارت خارجه در نشستهاي كنگره خروج كوبا از اين فهرست را پيگيري ميكند، بن رودس، معاون مشاور امنيت ملي اوباما، گفته كه ما هنوز آماده بحث در اين مورد نيستيم. طرف ديگر اين موضوع مجلس سناي امريكاست كه بعيد است براي خروج كوبا از اين فهرست آمادگي داشته باشد، اول به دليل سناتورهاي جمهوريخواهاني كه اكثريت مجلس را دارند و به طور كلي با عاديسازي روابط با كوبا مخالف هستند و دوم به دليل وجود نگرش مشابه در ميان برخي از سناتورهاي دموكرات به خصوص رابرت منندز كه خود اصالت كوبايي دارد و با جديت تمام در برابر اين سياست اوباما ايستاده است. مسئله ديگر تحريمهايي است كه امريكا طي نزديك به 60 سال گذشته عليه كوبا وضع كرده و چون تعداد قابل توجهي از آنها مصوبه كنگره هستند، دست اوباما براي لغو آنها چندان باز نيست. ونزوئلا ملاك ديگري است كه با آن ميتوان جديت و صداقت اوباما و حاكميت امريكايي را در تغيير روش نسبت به امريكاي لاتين آزمود. نيكلاس مادورو، رئيسجمهور ونزوئلا در حالي براي شركت در اين اجلاس وارد پاناما شده كه همراه خود طوماري از امضاي ميليونها ونزوئلايي براي رفع تحريمهاي امريكا دارد و حضور او با اين طومار نشان ميدهد امريكا هنوز نگاه مداخلهجويانهاش را در اين منطقه حفظ كرده است. همين نگاه باعث شده ديلما روسف و كريستينا فرناندز دي كرشنر، رؤساي جمهور برزيل و آرژانتين در همين اجلاس با وجود آنكه از ديدار اوباما و كاسترو تقدير كردهاند اما از مداخلهجويي كاخ سفيد در ونزوئلا انتقاد كرده و خواستار تغيير سياست واشنگتن شدهاند. اين نگاه انتقادي را ديگر رهبران منطقه نسبت به امريكا دارند كه نشان ميدهد آنها با وجود ادعاي اوباما اما اطميناني به او نداشته و هنوز سياست حاكميت امريكا در منطقه خود را بر روال گذشته ميدانند.