وقتي دليل موفقيت يك فيلم سينمايي يا سريال بسيار زيبا كه محبوبيت فراواني بين مردم دارد را بررسي ميكنيم در كنار تمام عوامل موفقيت اعم از فيلمنامه قوي، كارگردان باتجربه، بازيگران توانمند، لوكيشين مناسب، ديالوگهاي ماندگار و دلچسب، فيلمبرداري زيبا و... بايد به يك نكته ديگر هم اعتراف كرد و آن اينكه اين فيلم يا سريال به دليل پرداختن به موضوع مهمي به نام «مردم» جاي خود را در دل مردم به خوبي باز كرده است. در حقيقت ميتوان گفت دليل موفقيت آن فيلم يا سريال اين است كه از جنس مردم است و بيتكلف زندگي مردم را به تصوير ميكشد و برخلاف بسياري از فيلمها و سريالهاي ديگر با واقعيتهاي موجود در جامعه فاصله ندارد. توجه به «سبك زندگي» و اهميت دادن به آداب و سنتهاي زيباي ايراني- اسلامي يكي از مهمترين مشخصههاي برخي فيلمها و سريالها هستند كه توانستهاند به خوبي جاي خود را در دل مردم باز كنند. رعايت اين ظرافت كاريها در فيلم به گونهاي است كه تا سالها بعد از پخش هنوز مردم با آن فيلم سينمايي يا سريال خاطره دارند براي همين است كه اگر دوباره آن فيلم يا سريال از تلويزيون پخش شود مردم همچنان مشتاقانه آن فيلم را تماشا ميكنند. نگاهي به فيلمهاي به يادماندني در سينما و نيز سريالهاي خاطرهانگيز در تلويزيون همه و همه بيانگر اين موضوع است كه توجه به سبك زندگي به عنوان يك عنصر مهم توانسته است به موفقيت و ماندگاري آن فيلم يا سريال كمك كند.
گاهي اوقات شاهد ساخت و پخش فيلمهاي سينمايي يا سريالهاي بسيار ضعيف هستيم كه نه تنها دربردارنده و انتقالدهنده پيامهاي مناسب و مفيد براي مخاطبان خود و عامه جامعه نيست بلكه گاه شاهد تأثيرات منفي اينگونه فيلمها و سريالها در جامعه هستيم.
گسترش طلاق، بالا رفتن سن ازدواج، تشويق به داشتن فرزند كمتر، رفاه بيش از حد، تجملات، داشتن درآمد بالا و راحت، رعايت نكردن احترام والدين، بيتوجهي به صلهرحم، چشم و همچشمي، ريخت و پاش و اسراف، ترويج پوشش نامناسب، عاديسازي روابط بين زن و مرد نامحرم و... مهمترين نقاط ضعف برخي از فيلمها و سريالهاي داخلي است كه متأسفانه خواسته يا ناخواسته سبك زندگي ايراني- اسلامي را مورد هدف قرار دادهاند؛ موضوعي كه البته مورد انتقاد برخي از بازيگران، كارگردانان، تهيهكنندگان، عوامل ساخت و توليد فيلمها و سريالها و برخي از مسئولان سينمايي كشور نيز ميباشد.
محمد خزاعي تهيهكننده و سرمايهگذار در چندين فيلم سينمايي و دبير چندين جشنواره، يكي از اين منتقدين است كه چندي پيش به انتقاد از عدم توجه به سبك زندگي ايراني- اسلامي در فيلمهاي سينمايي و سريالها پرداخت و در سخناني گفت: «80 درصد فيلمهاي ما سبك زندگي غربي را ترويج ميكنند.»
وي در اين باره در گفتوگو با يكي از سايتهاي خبري در داخل كشور گفته است: 80 درصد فيلمهاي سينماي ايران سبك زندگي غربي را ترويج ميكنند، در سينماي ايران رد پايي از سبك زندگي ايراني اسلامي ديده نميشود. . . در هيچ كشوري فضاي سينما بر خلاف فضاي كشور نيست؛ نبايد خوراك مسموم فرهنگي به مردم بدهيم. مسموميت فرهنگي قابل درمان نيست.
خزاعي در اين گفتوگو ميافزايد: متأسفانه هم اكنون جو غالب بر سينماي ايران فضاي سياهنمايي است، بايد در كنار همه نقدهايي كه سينماگر مطرح ميكند دقت كند كه به فضاي شادابي و اميد مردم لطمه نزند، دشمنان ايران در تلاش هستند تا مردم را نااميد كنند. برخي از سينماگران به طور خواسته يا ناخواسته در مسير سناريوهاي دشمنان قرار ميگيرند، بايد مسير فيلمهاي توليد شده مديريت شود تا اين فضا در سينما بيش از پيش گسترده نشود، زيرا كشورهاي خاورميانه و فارسي زبان سينماي ايران را به يك سينماي ارزشي ميشناسند و نبايد بگذاريم اين ديد تغيير كند، هم اكنون سينماي ايران مختص بيان دغدغههاي يك قشر خاص در شمال تهران شده است و دغدغههاي مردم ديگر جاهاي كشور در اين سينما جايي ندارد، آيا خيانت زن شوهردار يا خيانت پدر به دختر دغدغه اصلي مردم كشور است؟
اين انتقادها از سوي برخي ديگر از دستاندركاران سينمايي نيز ادامه دارد و گاه و بيگاه شاهد انتقادات آنها از اين نوع فيلمسازيها در ايران هستيم.
به اعتقاد برخي از دستاندركاران سينما و تلويزيون گاهي اوقات برخي از فيلمها و سريالهاي تلويزيوني بهجاي سادهزيستي، مصرفگرايي را ترويج ميكند.
اين همه در حالي است كه روانشناسان، كارشناسان رسانه و صاحبنظران علوم ارتباطات بر اين اعتقاد هستند كه رسانهها، تار و پود نمادين زندگي اجتماعي ما را تشكيل ميدهد و تأثير رسانه ملي بر مخاطبان و درك و پذيرش الگوهاي رفتاري از اين رسانه، واقعيتي انكارناپذير است.
دغدغههاي رهبر انقلاباين همه در حالي است كه اين انتقادات حتي گاه از سوي رهبر انقلاب نيز ايراد شده و ايشان بارها و بارها در طول سخنرانيهاي متعدد خود در فرصتهاي گوناگون خصوصاً در ديدار با هنرمندان و عوامل سينمايي يا مديران و كاركنان صدا و سيما به اين موضوعات اشاره و حتي انتقاداتي نيز به برخي از موضوعات فيلم و سريالها داشتهاند.
به عنوان مثال، رهبر معظم انقلاب در 23 خرداد سال 85 در سخناني فرمودند: در زمينه انعكاس آن معارف ارزشىِ اسلامي- كه من معتقدم در سينماي ما نشان زيادي از آنها وجود ندارد.
رهبر معظم انقلاب در اين جلسه خطاب به هنرمندان تأكيد كردند: «خوب، شما مىتوانيد سازنده اخلاق باشيد؛ عكسش هم ممكن است. شما مىتوانيد در نسل جوان اين كشور صبر، اميد، شوق، انگيزش، سلامت، نجابت و همه چيزهايى كه يك جامعه پيشرفته نياز دارد، القا كنيد. مىشود هم به جاى اميد، نوميدى القا كرد؛ مىشود به جاى شوق، ركود القا كرد.»
اين انتقاد صريح ايشان نشاندهنده اين است كه ضعف جدي در اين حوزه به چشم ميخورد و اگرچه انتظار اين بود كه بعد از اين تذكر و نقد دلسوزانه از سوي رهبر فرزانه انقلاب، كارگردانان و عوامل توليد و ساخت فيلمهاي سينمايي به سمت انعكاس معارف ارزشي حركت كنند و اين موضوع در سينماي ايران قويتر دنبال شود اما اين اتفاق نيفتاد.
شايد براي همين است كه مقام معظم رهبري چند سال بعد (سال 89) در يك فرصت ديگر انتقاداتي دلسوزانه ميكنند و بر ضرورت رعايت خطوط قرمز اخلاقي در فيلمها تأكيد كرده و ميفرمايند: «واقعاً خط قرمزهايى هست كه بايد رعايت شود. يك جاهايى عبور از برخى از خطوط قرمز اخلاقى- منظورم خطوط قرمز سياسى هم خيلى نيست؛ عمدتاً انسان نگران اخلاق و دين و اين چيزهاست- در بعضى از فيلمها و سريالها لزومى ندارد. انسان نگاه ميكند، مىبيند اين سريالِ خوشساخت و خوشمضمون اگر اين زائده را نداشته باشد، هيچ زيانى به اين سريال نميرساند؛ از اين قبيل هم ما داريم. بعضى از ارتباطات عشقى دختر و پسر كه توى فيلمها منعكس ميشود، بد است، بدآموز است. اينكه شما نوع برخورد يك زن و مرد را، يك عشق غلط را- اين عشقهاى مثلث و مربع را- توى فيلم بياوريد، اين مضر است؛ اين را كاريش نميشود كرد. كارى كنيم كه اينها توى فيلمها نيايد.»
دغدغههاي مقام معظم رهبري نشان ميدهد آنچه در سينماي ما و در سريالهايي كه از تلويزيون پخش ميشود، مطلوب نيست و سبك زندگي ايراني- اسلامي در اين ميان مهمترين گمشده است.
سبك زندگي در دانشگاه صدا و سيمااين همه در حالي است كه از صدا و سيما در كلام امام(ره) به عنوان دانشگاه ياد شده است و كارشناسان رسانه و علوم ارتباطات بر اين اعتقاد هستند كه سينما و صدا و سيما ميتوانند تأثير بسيار زيادي روي فرهنگ مردم داشته باشند به گونهاي كه تأثير مستقيم يا غير مستقيم يك فيلم ميتواند تا مدتها روي مردم و اقشار مختلف مردم ادامه داشته باشد. در اين ميان شايد يكي از مهمترين موضوعاتي كه مورد انتقاد در فيلمهاي سينمايي يا سريالهاي تلويزيوني است موضوع تجملات، چشم و همچشمي و اسراف است كه به عنوان يك آفت در فيلمهاي سينمايي و سريالهاي تلويزيوني ديده ميشود. رهبر انقلاب در صحبتهاي خود حتي به انتقاد از تجملات در سريالها پرداختهاند و ميفرمايند: «آيا واقعاً وضع زندگي مردم ما اينطوري است؟»
مقام معظم رهبري در يكي از ديدارهاي مديران صداوسيما با ايشان فرمودند: «زندگي تجملاتي نبايد بههيچوجه ترويج شود؛ بلكه بايد تخريب شود و نقطه منفي بهحساب بيايد. چرا بيخود تجملگرايي رواج پيدا كند؟ اگر يك نفر دلش ميخواهد متجمل باشد، ما چرا بايد آن را ترويج كنيم؟ توجه كنيد كه ما به فقير بايد عزتنفس و حس مناعت بدهيم و به غني بايد كمك به فقير را بياموزيم. بههرحال در كل زندگي جامعه، بايد از زندگي اشرافي و تجملاتي الگوسازي نكنيم.»
ايشان تأكيد كردند: «همه برنامههاي ما بايد يكديگر را كمك كنند تا اين فكر و اين انديشه در جامعه مطرح شود. ممكن است گاهي ما پيامهاي متناقض بدهيم. مثلاً از يك طرف درباره عدالت اجتماعي برنامه خيلي خوبي توليد ميكنيد؛ اما از آن طرف در خلال يك برنامه ديگر، عملاً عدالت اجتماعي را نقض ميكنيد! اين درست نيست؛ بايد آهنگ كلي برنامهها يكي باشد و در بين آنها تناقض ديده نشود. در مقوله عدالت اجتماعي فيلمها و سريالهايي ساخته ميشود كه غالباً خانههاي مورد استفاده شخصيتهاي اين فيلمها اعياني و اشرافي است! واقعاً وضع زندگي مردم ما اينطوري است؟ آيا يك زوج جوان يا يك زن و شوهر در چنين خانههايي زندگي ميكنند!؟ اين كار چه لزومي دارد؟ سالها قبل بعضي از سريالهايي كه از سيما پخش ميشد، هرچند كيفيت آنها مثل سريالهاي الان نبود- عقبتر بود- ليكن فضاي زندگي در آنها، متواضعانه و در يك خانه معمولي بود؛ آنطوري خوب است. زندگي را لزوماً نبايد اعياني و اشرافي و متجملانه معرفي كرد. فضاي تبليغي صدا و سيما اينطوري باشد. البته گاهي در اين خصوص هم به ما تذكر ميدهند و مطالبي ميگويند. تبليغات رسانهاي و گاهي تبليغهاي خيلي پررنگ كه مردم را به طرف مصرفگرايي سوق ميدهد، با برنامهاي كه فرضاً شما ساختهايد تا مصرفگرايي را تقبيح كنيد، عملاً در تناقض است؛ با هم هماهنگ نيست.»
قاب جادويي سيما، آشنا يا غريبه خانهها ؟حميدرضا فكور، كارشناس رسانه و استاد دانشگاه با اشاره به اينكه رسانه نقش بسيار تأثيرگذاري دارد، ميافزايد: تأثيرگذاري رسانههايي مانند سينما و تلويزيون بيش از ديگر رسانههاست و اين تأثيرگذاري تقريباً يك تأثيرگذاري مستقيم است و جامعه مخاطب اين رسانه بيش از مخاطبان ساير رسانههاست، از اين رو خروجي اين رسانهها ميتواند تأثيرات بسيار زيادي روي طيف وسيعي از جامعه داشته و اين تأثيرگذاري ميتواند تا مدتها ادامه داشته باشد يا حتي در سالهاي بعد نيز با تكرار پخش آن فيلم يا سريال اين تاثير گذاري دوباره تكرار شود. اين كارشناس رسانه در ادامه با ذكر يك مثال ميگويد: رسانهاي مانند تلويزيون كه از آن فيلم سينمايي يا سريال پخش ميشود در حقيقت گاه مانند يك عضو خانواده يا يك مهمان در خانه است كه با اعضاي خانواده ارتباط برقرار كرده است.
وي ميافزايد: به عنوان مثال وقتي كودك شما در منزل تنها باشد و شما براي مدت كوتاهي به بيرون از منزل برويد به كودك خود توصيه ميكنيد كه به هيچ عنوان در را روي غريبهها باز نكند، به حرف آنها گوش ندهد و غريبه را به منزل راه ندهد، اين درحالي است كه فرزند شما جلوي تلويزيون مشغول تماشاي فيلم و يا سريالي است كه دارد با او حرف ميزند، ارتباط برقرار ميكند و تأثير ميگذارد، بنابراين بايد مراقب باشيم كه چه نوع فيلم و سريالي مناسب فرزندانمان است. از طرفي نيز سازندگان فيلم و سريال بايد به اين موضوع توجه كنند كه چه نوع فيلم يا سريالي را ميسازند.