جوهره سياستهاي دولت اسلامگراي اخواني در تركيه را لائيسم تشكيل ميدهد و با منطق عملگرايي مطلق رويكردهاي خود را با محيط داخلي و خارجي تركيه تنظيم ميكند. نام تزئينشده دولت اسلامگرايي است ولي آنچه بر سياستهاي رسمي و غيررسمي اين دولت حاكم است ارزشهاي اعتقادي يا انساني نميباشد، به همين دليل همپيماني با شيطان سرزنش نميشود و حمايت از قتل و تروريسم و افراطيگري به عنوان ابزارهاي پيشبرد سياست، مورد استفاده قرار ميگيرد، البته ماكياوليسم و نفاق هم براي روان كردن سياستهاي داخلي و خارجي و فريب و توجيه رويكردها به كار ميرود. نام حمايت از داعش و القاعده و النصره در عراق و سوريه و صحراي سينا، حمايت از دموكراسي و مردم گذاشته ميشود. روح حاكم بر سياستهاي تركيه اين است كه بتواند مولد اقتصادي باشد و نقش و بازيگري و همپيماني با ارتجاع و استكبار و ديكتاتوريها، تنها زماني مقبول است كه بهره اقتصادي داشته و رشد ناخالص ملي و ضريب رشد اقتصادي را تضمين كند.
اقتصاد واسطهاي يا اجارهاي، منطق رابطه اقتصادي تركيه با ايران است و به خوبي از آن بهره ميگيرد. امروز هم ميانجيگري و واسطهگري سياسي، اين ضرورت را پيش روي مقامات تركيه قرار داده است. در حالي كه اردوغان بدون هرگونه ترديدي به رويكرد حمايت از تروريسم و داعش و النصره در منطقه دامن ميزند و بر آن اصرار دارد، شرايط زماني و مؤلفههاي راهبردي در منطقه را اينگونه ارزيابي ميكند كه به نتيجه رسيدن توافق هستهاي با غرب، جايگاه اقتصادي تركيه در ايران را همانگونه كه در مؤلفههاي امنيتي و سياسي در انفعال به سر ميبرد، كاهش يافته تلقي ميكند و از هماكنون بر رشد مناسبات اقتصادي با ايران اصرار دارد، يعني تركيه از توافق هستهاي ايران با 1+5 سود نميبرد و براي رويكرد سياسي خود در يمن و عدمهمراهي نظامي با عربستان در يمن، ما به ازا ميخواهد. اگر چه تركها محاسبه كردهاند كه مواضع غيرمنطبق امريكا با عربستان در يمن، دليل خوبي براي عدم همراهي با سعوديها در كشتار مردم يمن ميباشد ولي نميخواهند فرصت سياسي در اين بحران را از دست بدهند، لذا وزير خارجه تركيه كه ميزبان محمد بن نايف از عربستان در آستانه سفر اردوغان به تهران است ميگويد، دولت متبوع وي ميتواند نقش ميانجي در بحران يمن را به عهده گرفته و از امتياز آن استفاده كند. با اينكه عربستان در تلاش است با رشوههاي مالي بزرگ پاكستان و مصر را به جنگ زميني در يمن بكشاند و هيچ فرصتي را از دست نميدهد ولي تركيه چنين ارزيابي ميكند كه براي امتياز گرفتن از ايران و سعودي، بايد شعارهاي توخالي عربستان در مورد مداخله ايران در كشورهاي منطقه را تكرار كند و بر خونريزي و كشتار مردم در عراق، سوريه و يمن سرپوش بگذارد و براي همراهي با ايران، از موضع ميانجي وارد شود.
با اينكه مقامات ايراني با بزرگمنشي از مواضع اردوغان عبور كرده و مناسبات توسعه يابنده با تركيه و ديگر كشورهاي منطقه را مورد استقبال قرار دادهاند ولي ماهيت رويكرد اردوغان در عراق و سوريه با يمن مشابه است و از منطق عملگرايي مفرط پيروي ميكند. ميانجيگري در يمن بدين معناست كه تركيه آماده همراهي با عربستان نيست يا در يمن سهمي براي تركيه وجود ندارد، لذا از تضاد و تنش خونين در يمن، صرفاً ميتواند در جايگاه ميانجي بهرهبرداري كند. اين موضع تركيه به معناي يك احساس انساني و نگراني از كشتار مردم يمن با بمبهاي ناپالم و خوشهاي و... كه توسط عربستان بر سر مردم بيپناه يمن ريخته ميشود، نميباشد. نظريه سياست خارجي داود اغلو كه قرار بود از تركيه يك جايگاه محوري و منحصر به فرد بسازد، امروز در حد يك واسطه اقتصادي يا ميانجي و واسطه سياسي تنزل كرده كه ايران از همين نقش تركيه هم استقبال ميكند.