
از لحظهاي كه بيانيه لوزان توسط وزير امور خارجه كشورمان و مسئول سياست خارجه اتحاديه اروپا قرائت شد تا به الان بسياري از مقامات غربي عليه جمهوري اسلامي ايران دست به لفاظي و بيان ادبيات تهديدآميز زدهاند.
اتفاقي كه دقيقاً پس از توافقنامه ژنو 3 هم صورت گرفت و مقامات غربي در فاصله كوتاهي ادبياتي با محور تهديد و تحقير جامعه ايراني را به كار بردند.
در يكي از آخرين اظهارات تهديدآميز غربيها روز گذشته «يوالاشتاينيتز»، وزير اطلاعات و امور راهبردي رژيم صهيونيستي به رغم آنكه حتي كارشناسان نظامي امريكا هم به عدم توانمندي اين رژيم براي استفاده از گزينه نظامي عليه ايران واقف هستند بار ديگر گفت گزينه نظامي عليه ايران هنوز روي ميز است. وي اين اظهارات را بهرغم حصول تفاهم بين ايران و گروه 1+5 در چارچوب توافق نهايي بر سر برنامه هستهاي ايران مطرح كرد.
ادعاهاي اين مقام صهيونيستي در حالي مطرح ميشود كه كارشناسان مسائل نظامي در توانمندي رژيم صهيونيستي براي حمله بدون همراهي امريكا به ايران ابراز ترديد كردهاند. چند هفته پيش ژنرال «مايكل هايدن»، مدير سابق آژانس امنيت ملي امريكا در مصاحبهاي با شبكه خبري «اماسانبيسي» گفت اسرائيل توان نظامي حمله به ايران را ندارد.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا در صورت شكست مذاكرات هستهاي، اسرائيل به ايران حمله خواهد كرد و آيا احتمال دارد اين كار را بدون هماهنگي امريكا انجام دهد، گفت: «اسرائيل توان اين كار را ندارد و اين كار عاقلانه هم نيست.»
هايدن گفت: «فاصلهها زياد است، نيروي هوايي اسرائيل كوچك ـ خوب است اما كوچك ـ و مواضع مورد نظر، متعدد، پراكنده و سخت.» دو روز قبل از اظهارات هايدن، اوباما هم در گفتوگو با نيويورك تايمز با تكرار اظهارات تهديدآميز گذشته خود بيان ميكند: «همين امر در مورد ايران هم صادق است.
كشوري (در مقايسه با كوبا) بزرگتر و كشوري خطرناك كه درگير فعاليتهايي بوده كه به مرگ شهروندان ايالات متحده منجر شده است. اما اصل قضيه اين است: بودجه دفاعي ايران ۳۰ ميليارد دلار است و بودجه دفاعي ما نزديك به ۶۰۰ ميليارد. ايران ميداند كه نميتواند با ما مبارزه كند... از من در مورد دكترين اوباما سؤال كردي. دكترين (من) اين است: ما تعامل ميكنيم، اما همه ظرفيتهايمان را هم حفظ ميكنيم.»
ايران شايسته اعتماد نيست !
فرانك والتراشتان ماير وزير امور خارجه آلمان هم در مقالهاي در روزنامه «فرانكفورتر آلگماينه سايتونگ» سخنان مشابهي را تكرار ميكند، وي با اشاره به بيانيه لوزان مينويسد: «به دليل فعاليتهاي هستهاي مخفي گذشته ايران، و همچنين اظهارات آتشين تندروهاي ايران عليه اسرائيل، و نقش خطرناك اين كشور در مناقشههاي ديگر از سوريه تا عراق و يمن، اين كشور شايسته اعتماد نيست.»
وي افزود: «از اين رو نميتوانيم فرض را بر اين بگيريم كه ايران قابل اعتماد است و به همين دليل اين نظام، نظارتي بيسابقه در تاريخ را كه قرار است 25 سال طول بكشد عليه ايران اعمال كرديم.»
چماق تهديد پشت سر ديپلماسي امريكايي
رويكرد كنوني مقامات غربي پس از صدور بيانيه لوزان همان چيزي است كه طي ماههاي گذشته به كرات از سوي آنها تكرار شده است.
اوباما براي اولين بار در طول رياستجمهوري خود، سه ماه پس از روي كار آمدن دولت روحاني و در آستانه سفر رئيسجمهور به نيويورك صراحتاً از لفظ حمله نظامي عليه ايران استفاده كرد: «ترجيح من براي حل مسئله به شكل ديپلماتيك، به اين معنا نيست كه ما به تهران «حمله نظامي» نميكنيم.»در مهر ماه سال 92 رئيسجمهور امريكا سه روز پس از مكالمه تلفني با آقاي روحاني صراحتاً لفظ حمله نظامي را به كار برده و گفته بود: «حمله نظامي» عليه ايران همچنان روي ميز است. رئيسجمهور امريكا بار ديگر در همان مقطع زماني در گفت وگو با شبكه ايبيسي امريكا، ايران را بار ديگر تهديد به حمله نظامي ميكند: «رويكرد امريكا در قبال تسليحات نظامي شيميايي سوريه بايد به ايران نشان دهد كه براي رويارويي تسليحاتي، پتانسيل حل مسئله به شكل ديپلماتيك وجود دارد.» رئيسجمهور امريكا در عين حال گفت كه ترجيح او براي حل مسئله به شكل ديپلماتيك به اين معنا نيست كه به تهران حمله نظامي نميكند.
شلدون آدلسون بزرگترين حامي مالي جمهوريخواهان در دانشگاه يشيوا هم در شهريورماه همان سال اعلام ميكند: امريكا بايد قبل از شروع مذاكره با تهران در خصوص برنامه هستهاي، ايران را با «بمب هستهاي» هدف قرار دهد.
باراك اوباما تهديدات علني از نوع امريكايي را كمتر از دو هفته بعد از تهديدات اوليهاش در ديدار با نخستوزير رژيم صهيونيستي اظهار كرد: تهران بايد صداقت خود را با اقداماتش ثابت كند... همه گزينهها از جمله «گزينه نظامي» روي ميز باقي ميماند. دانكن هانتر، عضو كميته نيروهاي مسلح كنگره هم مانند ديگر سياسيون امريكايي پس از امضاي توافقنامه ژنو 3 توسط دو طرف تأكيد ميكند: فكر ميكنم اگر ما مجبور باشيم ايران را بزنيم، نبايد با نيروهاي زميني عمل كنيم بلكه اين كار را بايد با «بمب اتمي» تاكتيكي انجام دهيم تا آنها را براي يك، دو يا سه دهه به عقب برانيم.
رئيسجمهور امريكا بار ديگر (16/9/92) به صراحت ايران را تهديد به حمله نظامي ميكند: اگر ايران به توافق پايبند نماند، تحريمها را افزايش ميدهيم و آمادگي براي «گزينه نظامي» وجود دارد.
جان كري وزير امور خارجه اين كشور هم هماهنگ با رئيس دولتش در همان ماه بيان ميكند: اگر ايران هر بخشي از توافقنامه را نقض كند، همه پيشرفتها متوقف ميشود و امريكا ميتواند «به صورت نظامي» پاسخ دهد.
جان كري همچنين در گفت وگو با العربيه، شبكه اختصاصي سعودي در اواخر سال 92 تأكيد ميكند: ايران بايد اندوخته اورانيوم 5/3درصد خود را محدود كند. ايران نبايد و اجازه ندارد رآكتور اراك را تكميل كند. ايران اگر توافق را كنار بگذارد «گزينه نظامي» در پيش گرفته خواهد شد.
عناصر ديپلماسي فعلي امريكا در مقابل ايران و لزوم مقابله دولت با آن
اگر بخواهيم سياستهاي ايالات متحده امريكا از زمان روي كارآمدن دولت روحاني تاكنون را در گزارهاي خلاصه كنيم بايد اينگونه بيان كرد كه با تغيير رويكرد تيم مذاكرهكننده كشورمان به واسطه روي كار آمدن دولت يازدهم، نوع مواجهه نظام سلطه با كشورمان هم دچار تغييراتي تاكتيكي شد با اين توضيح كه اگر چه راهبرد اصلي غرب همچنان حول مفاهيمي مانند «استحاله» و «براندازي» شكل ميگرفت اما طرح كوتاه مدت آنها در كليد واژههايي مانند «توقف»، «تهديد»، «تحقير» و «مداخله» معنا پيدا كرد.
حال با توجه به آنچه ذكر شد انتظار اين است كه دولتمردان يازدهم در مقابل اينگونه تهديدات رويكردي فعالانه و جدي اتخاذ كرده و پاسخ اينگونه تهديدات را در تريبونهاي رسمي بدهند. همچنين مذاكرهكنندگان كشورمان به گونهاي توافقنامه جامع را تنظيم كنند كه در آنجايي براي سوءاستفاده غرب باقي نماند.