هرچه افراد اخلاقمداري باشند و رفتارهاي خود را در چارچوب آن قرار دهند، از آرامش بيشتري برخوردار خواهند بود و در نتيجه زندگي راحتتري را براي خود به وجود ميآورند. يكي از صفاتي كه باعث از بين رفتن آرامش روحي و رواني افراد و خانواده و حتي ديگران ميشود، حسادت است. حسادت نوعي بيماري است كه مستقيماً با روح انسان سر و كار دارد و آرامش روحي و جسمي انسان را تحتالشعاع قرار ميدهد. به طور كلي، حسد عبارت است از آنچه انسان از برخورداري و داشتههاي ديگران ناراحت باشد و هميشه اين آرزو را در دل داشته باشد كه اين موارد از آن شخص گرفته شود و خود او داراي آن داشتهها باشد. به بيان ديگر شخص حسود چشم ديدن خوشبختي و شادي افراد ديگر را ندارد. حسد از اولين گناهاني است كه در هستي رخ داده چراكه شيطان به انسان حسد برد و قبل از اينكه اين حسادت شيطان به انسان ضرر برساند، اين ضرر به خود شيطان رسيد. موضوع حسادت را از منظر آيات و احاديث در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمين علي وثوقي بررسي كردهايم كه ماحصل آن را در ادامه ميخوانيد.
حسود به خود ضرر مىرساند
امام صادق(ع) ميفرمايد: «حسود به خودش ضرر مىرساند، قبل از آنكه به محسود ضررى برساند.»
شخص حسود در واقع مرتكب دو گناه غيبت قلبي و خود حسادت ميشود. انسان حسود درباره اشخاص طور ديگري فكر ميكند كه اگر آنان اطلاع پيدا كنند از او و كارش به شدت ناراحت ميشوند و رنج ميبرند. حسادت نسبت به اشخاص ديگر انسان را به رنج و آزار مياندازد و باعث ميشود كه ذهن انسان هميشه مشغول باشد.
خداوند نيز در قرآن مجيد مىفرمايند: «بسياري از اهل كتاب از روى حسادتى كه دارند دوست دارند شما را بعد از ايمانتان كافر كنند.»
انواع حسادت و آسيبهاي آنيكي از انواع و اقسام حسد، حسادت در قدرت است.
زماني كه خداوند متعال حضرت محمد را به پيامبري مبعوث كرد، مشركان تعجب كردند كه چگونه بشري كه مانند آنهاست به چنين مقام و نبوتي رسيده است، از اين رو به پيامبر حسادت ورزيدند.
نوع ديگري از حسد، حسادت در ثروت است؛ اينكه تا يك نفر وجود و وفور نعمت يا آسايشي را در زندگي فردي مشاهده ميكند سريع در مقام مقايسه بر ميآيد كه مثلاً: چرا او فلان ماشين مدل بالا و گرانقيمت را دارد اما من ندارم، چرا فلان مبلمان يا بهمان تلويزيون را دارد اما من نبايد داشته باشم.
اين مقايسه خود با ديگران آسيبها و تبعات سوئي به همراه دارد و مدام انسان را به مشقت و سختي مياندازد. به همين خاطر كسي كه حسادت ميكند در دنيا هميشه گرفتار است و لحظهاي نيست كه او در دلش غم و غصه نداشته باشد.
حسادت در خانواده را هم ميتوان در دسته انواع حسد دانست. مثلاً دخترها و پسرهاي خانواده و فاميل مدام به يكديگر حسادت ميكنند.
يكي ديگر از انواع بارز حسد، حسادت در جزئيات است. مثل: حسادت در چاقي و لاغري كه افراد در اين مورد به يكديگر حسادت ميكنند كه چرا فلاني لاغر اما من چاق هستم. برخي ميگويند: چون فلاني بينياش را عمل كرده پس من هم بايد عمل جراحي كنم. بعضي از افرادي كه در رشتهاي تخصص دارند نسبت به بعضي ديگر حسادت ميكنند و علم او را براي خود خواسته يا اينكه نميخواهند فرد ديگري جز خودشان در اين علم سرآمد باشد.
«حسود هرگز نياسود» مضمون روايتي است كه از اميرمؤمنان علي (ع) آمده است: «الحسود لايسود»؛ يعني كسي كه حسادت ميكند از حسادتش سود و بهرهاي نخواهد برد و هرگز روي خوش آسايش را در زندگياش نخواهد ديد. اين افراد دائماً در غصه و عذاب فكر و روح هستند كه چرا مثلاً فلاني فلان وسيله يا مقام را دارد اما من ندارم و ذهن آنها پيوسته مشغول اين تفكرات است.
از جمله اثرات حسادت اين است كه انسان را به غم و اندوه مبتلا ميكند لذا شخص حسود غصه زياد ميخورد. حضرت علي (ع) ميفرمايند: «انسان بخيل نكوهيده است، آدم حسود اندوهگين است.»
انسان حسود هيچ وقت از زندگي خود لذت نميبرد. افراد زيادي هستند كه به واسطه حسادت نسبت به زندگي ديگران زندگي خود را تباه و خانوادهشان را متلاشي كردهاند. نبي مكرم اسلام(ص) فرمودند: «كمترين مردم از حيث لذت بردن از زندگي حسود است چون مذاق او هميشه از تلخي حسد متغير است.»
حسد را درمان كنيمحسادت يك بيماري است كه با روح و روان انسان سر و كار دارد و همانطور كه هر شخصي براي معالجه بيماريهاي جسمي خود اقدام به معالجه و مداوا ميكند، بايد نسبت به بيماريهاي روحي نيز حساس باشد و درصدد درمان آن برآيد. اولين مرحله به منظور درمان حسد اين است كه شخص حسود آگاه شود كه اين حسادت او به دين و زندگي دنيوي و اعمال اخروي او آسيبهايي جدي ميزند. او همچنين بايد مطلع شود كه حسادت او هيچگونه ضرري به شخص محسود نميرساند بلكه دود اين حسادت به چشم خودش ميرود. شخص حسود بايد آگاه شود نعمتهايي كه خداوند متعال به شخص مقابل عطا فرموده است از روي لطف و رحمت الهي بوده است. پيامبر گرامي اسلام ميفرمايند: «مؤمن رقابت ميكند و غبطه ميخورد اما كافر حسادت ميكند.»
انسان شاكر هميشه نيمه پر ليوان را در نظر ميگيرد، همه ما بدانيم كه خداوند چه نعمتهايي را براي ما ارزاني داشته و چگونه از آنها بهرهمند شدهايم. انسان هميشه بايد به داشتههاي خود قانع باشد و درصدد بهدست آوردن نداشتهها كوشش كند. چه بسيار نعمتهايي كه ما از آنها بهرهمند هستيم اما قدر آن را نميدانيم. يكي از اين نعمتها سلامتي است كه به جهت داشتن آن قدرش را نميدانيم و چقدر فراوانند افرادي كه از اين نعمت بيبديل الهي محروم هستند و حاضرند تمام دارايي و ثروت خود را بدهند اما اين نعمت ارزشمند را بهدست آورند.
انسان نبايد خود را در مقام مقايسه با ديگران قرار دهد. خيلي از چيزهايي كه ديگران دارند اما ما از آن بيبهره هستيم به خاطر مشكلاتي است كه خودمان به وجود آوردهايم.