از منظر لغوي خوشبختي به معناي سعادت، نيك اختري و مقابل شقاوت يا بدبختي تعريف شده است و اين احساس، يك تجربه لذتبخش و راضيكننده را براي افراد به ارمغان ميآورد. بدون شك ما نميتوانيم نقطهاي را به عنوان شاخص ارزيابي براي خوشبختي افراد جامعه در نظر بگيريم، به عبارتي در اين زمينه نسخه كامل و بينقصي كه همگي در آن اشتراك نظر داشته باشيم وجود ندارد.
باور داشته باشيد كه زندگي سختيهاي خاص خودش را دارد و همه زندگي حل مسئله است. اگر به دنبال زندگي بدون دغدغه هستيد بدانيد هيچگاه رخ نخواهد داد، چون با حل هر مشكل، مسئله ديگري نمايان ميشود. باور داشته باشيد كه براي رسيدن به موفقيت و احساس خوشبختي بايد از يك سري موانع و سختيها عبور كنيد. مشكلات بخشي از زندگي و از واقعيتهاي انكارناپذير است؛ بنابراين شرايط طاقتفرسا را بپذيريد و از شرايط ايجاد شده درس بگيريد. گاهي وقتها براي رسيدن به هدف بايد واقعيتهايي تلخ را فراموش كنيد، زيرا مواقعي ميرسد كه پيششرط خوشبختي و آرامش، بخشش يا فراموشي است.
احساس خوشبختي وابسته به چه مؤلفههايي است؟احساس خوشبختي وابسته به تواناييمان به حل مسئله يا سازگاري با مشكلاتي است كه بر ما تحميل ميشود. در واقع راز خوشبختي به دانستن راهحلها نيست، بلكه بهكار بردن اين دانستهها و استفاده از مناسبترين روشهاست. همه ما در حال تغيير هستيم و احتمال دارد واقعيتي همچون شغل، عادت يا يك رابطه، در گذشته براي شما خوب و مثبت تلقي ميشد اما در مكان و زمان فعلي مضر و نامناسب باشد.
نگاه كردن به پلهها كافي نيستانسانهاي خوشبخت از تغيير نميهراسند و از طريق سازگار كردن خود با شرايط فعلي به آرامش ميرسند. در اصل رها كردن گذشته را نبايد به معناي شوربختي تلقي كرد و اين رهايي به معناي قدرت براي تغيير و سازگاري مجدد با شرايطي است كه گاه بر ما تحميل ميشود. باور داشته باشيد كه نگاه كردن به پلهها كافي نيست بلكه بهتر است از پلهها بالا رفت.
اكثر افراد جامعه، بخش عمدهاي از زندگيشان را صرف خيالپردازي در مورد آيندهشان ميكنند، در حالي كه ساختن آيندهاي زيبا شرط لازم براي خوشبختي است اما شرط كافي، تلاشي متناسب با آن آرزو در زمان حال است. به عبارتي هر شخصي نتيجه انتخابهاي ديروز خود است و آينده بستگي به آن چيزي دارد كه امروز انجام ميدهيم. بديهي است افراط در هر كاري شخص را دچار مشكل ميكند. پس سعي كنيد شخص متعادلي باشيد چون انسانهاي خوشبخت كساني هستند كه بتوانند به ابعاد مختلف نيازهايشان به شكل متوازن و متعادل پاسخ بدهند.
خوشبختي، ديدن نيمه پر ليوان استسعي كنيد افكار بيهوده را از ذهنتان بزداييد. در حقيقت خوشبختي همان ديدن نيمه پر ليوان يا ديدن داشتههايي است كه ميان نداشتههايمان گم شده و بايد كشف شود، پس هر چه قدر عميقاً به داشتههايمان نگاه كنيم خوشبختي بيشتري را احساس خواهيم كرد. هر چند پول و ماديات جزء ضروريات زندگي هر كسي است اما براي خوشبختي كافي نيست، به اين دليل كه متغيرهايي در زندگي هست كه خيلي كوچك به نظر ميرسد اما ما را خوشحال ميكند كه حتي با پول خريداري نميشود.
پس ثروتمندان واقعي كساني هستند كه در زندگي داشتن يك همسر خوب و فداكار، دوست وفادار يا خانواده خوب را تجربه ميكنند خيلي از تمنيات و مادياتي كه با پول خريداري ميشود خواستههايي است كه با ديدن ايجاد ميشود و نوعي نياز تصنعي را در شخص به وجود ميآورد و به طور قطع از ضروريات زندگي تلقي نميشود و نداشتن آن خللي در زندگي ايجاد نميكند. پس هر چه تمنيات مادي در زندگي كمتر شود انسانها آرامش و خوشبختي بيشتري را تجربه و احساس ميكنند.
خوشبختي، تفسيري است كه ما از فرايند زندگيمان داريمعزتنفس خود را حفظ كنيد و آيندهتان را بر اساس خوشامد ديگران تنظيم نكنيد، زيرا ديگران دوست دارند در مورد سبك زندگي، رشته تحصيلي و حتي ظاهر شما نظر بدهند. در اين مواقع با نظرات مختلف و گاه متناقضي روبهرو ميشويد و بديهي است كه شما نميتوانيد همه افراد را راضي نگهداريد. بنابراين ضمن لحاظ كردن نظرات ديگران، به آنچه از منظر خودتان درست به نظر ميرسد عمل كنيد.
در پايان اين نتيجه به ذهن متبادر ميشود كه خوشبختي الزاماً واقعيتي عيني نيست بلكه تا حد زيادي مبتني بر تفسيري است كه ما از فرايند زندگيمان داريم و انسان خوشبخت كسي است كه تفسير زيباتري از وقايع جاري زندگي در ذهنش ترسيم كند.
*عضو انجمن جامعهشناسي ايران
با سلام به روزنامه جوان مطلب فق العاده ای بود