اولاد آدم اصولاً از پشت پرده و عكسهاي پشت پرده خوشش نميآيد اما وقتي ميبيند مدير سابق صنايع تكميلي شركت ملي پتروشيمي، پشت پردههاي صنعت پتروشيمي ايران را برملا كرده شاخكهايش تيز ميشود كه ببيند اصلاً چه ميشود كه پشت پردهايها شكل ميگيرند و از اينجور قضايا.
ايشان يك تعريفي ارائه داده است كه ميگويد پشت پرده نعمتزاده با پشت پرده چيتچيان و پشت پرده آدمهاي ديگر فرق دارد. اولاد آدم براي همين منظور با تأسي از گفتههاي مذكور، براي اولين بار در سازمان مردمنهاد ستون عقبگرد، كلاسهاي - پيش دولتي – پسپرده، پيشپرده، بيپرده و انواع و اقسام آن را برگزار ميكند. اما براي بيان دلايل عملكرد خود و داشتن يك مانيفست اجرايي، مجبور است با اداي دين به نامبرده كه چراغ پردهشناسي را در ذهن اولاد آدم روشن كرده، از بيانات وي بهره برده و به عنوان خط مشي خود، آن را خط خطي كند. خب بالاخره هر روايتي ارزش شنيدنش را دارد...
وزارتخانههاي صنعتي و اقتصادي بايد از سياست و جريانات سياسي دور نگه داشته شوند. چرا؟ چون كار اقتصادي و تخصصي در اين وزارتخانهها انجام ميشود. مديران وزارتخانههاي سياسي با تعويض دولتها جايگزين ميشوند اما در وزارتخانههاي اقتصادي نبايد اين اتفاق لااقل به شدت وزارتخانههاي سياسي بيفتد. متأسفانه رفتار وزارت صنعت، معدن و تجارت در اين حوزه دچار اشكال است و وقتي دولتها عوض ميشوند حجم انبوهي از افرادي كه تخصصي ندارند و از تجارب و صلاحيتهاي مديريتي به اندازه كافي بهرهمند نيستند متوليان صنعت و تجارت كشور ميشوند و اين اتفاقات ميافتد. چون همواره مديران در حال آزمايش و خطا هستند.
وزارت صنعت، معدن و تجارت از بدو تأسيس تا امروز در حال تجربه و خطا بوده است، هنوز به نقطهاي نرسيده است كه تجارب غلط گذشته را تكرار نكند. اين اتفاق باز هم خواهد افتاد. چون ساختار وزارتخانه تخصصي نيست. مديران بخش عمدهاي از بدنه با تغيير دولتها در سطح گستردهاي تغيير ميكنند. احزاب در زمان انتخابات به ستادهاي انتخاباتي قول ميدهند كه آنها را به مسند مديريتي مينشانند. وقتي ميخواهند اين مسندها را تقسيم كنند يكي از گوشه چشمهاي آنان به همين وزارت صنعت، معدن و تجارت است. در اين ستادها مگر چند نفر ليسانس امور سياسي وجود دارد؟ خيلي از اينها مدرك مهندسي دارند و طبعاً تلاش ميشود آنها را در وزارت صنعت جا دهند.
وزارت صنعت مانند وزارت كشور پذيراي موج وسيعي از وروديهاي جديد است كه اين آسيب زيادي به توسعه كشور ميزند. اگر ما در كشور موفقيتهايي در حوزه نفت يا وزارت نيرو داشتهايم دليل آن اين بوده است كه تأثير مسائل سياسي بر آنها كمتر اتفاق افتاده است. اما در وزارت صنعت اين موارد در دولتهاي مختلف به شدت اتفاق افتاده است و بايد روزي دولت فكري به حال اين مسئله بكند. يعني جوري برنامهريزي كند كه منابع انساني توانمند كه با تجربه و خطا و زدن زيان به كشور ناشي از تجربه توانمند شدهاند از دست نرود و عدهاي تجربه را از صفر شروع كنند.
خب، خط را گرفتيد؟ در همينجا اولاد آدم از متقاضيان تدريس و تعليم در كلاس پشتپردهشناسي ميخواهد با پاسخ به گزينههاي زير و ارسال آن به ستون عقبگرد، بخت خود را در گرفتن گواهينامه پردهشناسي بيازمايند:
سؤال اول: كداميك از وزارتخانههاي زير شبيه وزارت كشورند؟
الف) وزارت امورخارجه
ب) وزارت اقتصاد
ج) وزارت راه و شهرسازي
د) وزارت صنايع
سؤال دوم: كداميك از پشت پردههاي معروف را ميپسنديد؟
الف) پشت پرده كرسنت
ب) پشت پرده فليپ موريس و سيگاريهاي ايران
ج) پشت پرده وكيل 32 ميلياردي وزارت نيرو
د) بابك و همه پشت پردههاي جديد