کد خبر: 707777
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۴
روايت شيفتگي خواهرزن توني بلر به اسلام
وقتي صحبت اسلام به ميان مي‌آيد همه اولين گزينه‌اي كه براي رسيدن به پاسخ سؤالات به ذهنشان خطور مي‌كند، بررسي اخباري است كه عمدتاً از سوي رسانه‌هاي امريكايي و انگليسي منتشر مي‌شود؛ اخباري مالامال از ضد و نقيض و فريب‌دهنده كه از سوي مردم خودشان هم كمتر دنبال مي‌شود.
مريم علوي

چند سال است كه همه بودجه‌هاي علني و غيرعلني كشورهايشان را به بهانه مبارزه با تروريسم صرف اسلام‌ستيزي مي‌كنند و تلاش مي‌نمايند از هر ابزاري كه دارند براي مخدوش كردن چهره اسلام، پيامبر اسلام و شخصيت‌هاي معروف مسلمانان استفاده كنند.

با همه توطئه‌هايي كه عليه اين دين آسماني مي‌كنند اما هيچ راه و چاره‌اي براي جلوگيري از رشد فزاينده گرايش مردم از اديان ديگر به اسلام پيدا نكرده‌اند، شايد هم همين اسلام‌گرايي در ميان كشورهاي ديگر است كه نگرانشان كرده چون مي‌دانند اگر آموزه‌هاي اسلامي و جزئيات اين دين صحيح به گوش مردم اروپا و امريكا برسد قطعاً انتخاب اول و آخرشان اسلام خواهد. همه نگراني‌شان اين است كه چطور جلوي ترويج اسلام را در كشورهاي خودشان بگيرند. در مرحله اول اقداماتشان به ممانعت‌هاي رسانه‌اي محدود شد. مردمي كه در اروپا و امريكا به اسلام روي آورده‌اند كاملاً واضح مي‌گويند كه هيچ زمينه ذهني در مورد اين دين از طرف رسانه‌هايشان نداشته‌اند در واقع اين مردم اعتراف مي‌كنند كه هيچ ابزار و رسانه‌اي در كشورشان حق صحبت كردن در مورد اسلام را ندارد و آنها همه داشته‌هايشان را از مسلماناني دارند كه اكثراً با آنها همكار، دوست، همكلاسي يا حتي همسايه بوده‌اند. اگرچه مسلمان شدن جمع زيادي از مردم عادي مهم است و روي آن كار مي‌كنند اما نگراني آنها در اين است كه شخصيت مهم سياسي و اجتماعي (به نحوي به شخصيت‌هاي طراز اول آنها متصل هستند) به اسلام روي بياورند. آنها هم مي‌دانند كه اگر يك شخصيت مطرح هنري، سياسي، اجتماعي يا اقتصادي‌شان مسلمان شود و حقايق رفتاري آنها را بازگو كند نه تنها خودبه‌خود اسلام سرتيتر اخبار دنيا مي‌شود بلكه موجي از انتقادها به سياست‌هاي ضداسلامي مردم سمت آنها شكل مي‌گيرد. «خواهر‌زن توني بلر مسلمان شد» همين تيتر كافي بود تا هر كاربري در تمام جهان اولين فكر كه به ذهنش مي‌رسد اين باشد كه ببيند اسلام چيست و...

خبر مسلمان شدن خواهر زن توني بلر در شرايط سخت جنگ‌هايي ‌كه در كشورهاي مسلمان عراق و افغانستان و محاصره فلسطين اتفاق مي‌افتاد باعث شد مدتي هرچند كوتاه زنان و مردان غيرمسلمان كشورهاي اروپايي و امريكايي اين سؤال در ذهنشان ايجاد شود كه «مگر اسلام چه ديني است؟ چرا بوث مسيحيت را ول كرده و اسلام را انتخاب كرده؟ او چطور با اين دين آشنا شده؟ اصلاً اسلام يك دين وحياني است يا...؟». همين سؤالات باعث شد كه جست‌و‌جو در مورد كليد واژه‌هاي اسلامي و مشخصات اين دين آسماني در صدر دغدغه‌هاي مردم قرار گيرد. خبرهاي مسلمان شدن لورن بوث خواهر‌زن توني بلر، موج‌هايي تماماً منفي را به همراه داشت اما فارغ از همه فضاسازي‌ها و اتفاق‌هاي بدي كه پيرامونش افتاد، خودش در مورد مسلمان شدنش نظر ديگري دارد. از حرف‌هاي لورن بوث مي‌شود فهميد كه بيشتر از آنكه از مردم كشوري خاص گلايه داشته باشد از رفتار‌هاي غير‌دوستانه و شايد بي‌عاطفگي دوستان غير‌مسلمانش شاكي است.

از زماني كه بوث اولين‌بار به فلسطين رفت، پنج سال مي‌گذرد، خودش در اين‌باره مي‌گويد: «وقتي اولين بار به اين منطقه رسيدم شروع به فعاليت در سازمان‌هاي خيريه در كرانه غربي كردم. در رفتارم نسبت به زنان مسلمان نوعي تكبر و خودستايي داشتم و به عنوان يك زن غربي با تمام آزادي‌هايم، توقع داشتم با من به عنوان فردي حرفه‌اي رفتار كنند. ناراحتي ناشي از حضور در كنار همكاران در جلسه مشاوره باعث شد كه اين ديدگاه كليشه‌اي در مورد برتري بعضي از زنان نسبت به بقيه حتي امروز هم به صورت تصور ذهني در ذهنم باقي بماند.

در اولين سفرم به رام‌الله رفتم، پس از آن به فلسطين و مصر و اردن و لبنان، در حقيقت با مردان قدرتمندي روبه‌رو شدم. اين مسافرت‌ها با ديدار زنان در سنين مختلف همراه بود. زناني كه علاوه بر حضور اجتماعي فعالي كه داشتند عهده‌دار مسئوليت‌هاي خانوادگي بودند. زناني كه در كنار پست‌هاي اجتماعي مادران و همسران فعالي بودند كه تنها تفاوت ظاهري‌شان اين بود كه با شيوه‌هاي مختلف سرهاي خود را پوشيده بودند.»

تفاوت نگرش در مورد زنان مسلمان

لورن بوث در مورد تفاوت‌هايي كه ميان زنان مسلمان و غيرمسلمان وجود دارد، مي‌گويد: «من در فلسطين و ساير كشورهاي مسلمان به چشم خودم مي‌ديدم كه چطور زنان مسلمان برخلاف ذهنيتي كه پيش از آن داشتم مي‌توانند تحصيل كنند. آنها مي‌توانند در ساعات اداري روزانه بدون هيچ‌گونه مزاحمتي و در تأمين كامل سلامت هم اندازه آقايان كار كنند. اغلب اين زنان برخلاف تصور امثال من (اروپايي‌ها و امريكايي‌ها) حتي رئيس شوهرانشان در خانه بودند باور مي‌كنيد يا نه؟

آيا درك اين موضوعات، آزادي‌ها و تفاوت‌هاي مهم ميان ما و زنان مسلمان براي شما واضح است؟ اميدوارم كه باشد؛ چراكه مسلمان شدن من هم بهانه‌اي براي تلنگر خوردن دولت‌هاي به اصطلاح صادق غربي است هم مي‌خواهم به توده زنان مسلمان در همه جاي دنيا طعنه‌‌اي بزنم تا قدر آزادي و سلامتشان را بدانند چون به شدت معتقدم همانطور كه ما در فضاي خفقان و بي‌اطلاعي از اسلام به سر مي‌بريم، آنها هم ديد درستي نسبت به جايگاه زن در كشورهاي ما ندارند؛ من بايد به همه اين زنان مسلمان ثابت كنم كه آنچه در مورد زن اروپايي، آزادي، رفاه و سلامتش مي‌بينند، كذب است درست مثل چيزي كه به ما از اسلام نشان مي‌دادند. حالا بياييد يك نفس عميق بكشيم و به خودمان فرصت يك آزادي و اجازه يك نگاه اجمالي به جهان اسلام در قرن بيست و دوم بدهيم. صدالبته كه ما نمي‌توانيم بد‌رفتاري وحشتناك مردان با زنان در بسياري از كشورها و فرهنگ‌ها را ناديده بگيريم؛ زناني كه توسط مردان بستگان خود مورد آزار قرار مي‌گيرند اما باور كنيد خشونت‌هايي كه در مورد زنان اروپايي اعمال مي‌شود صد برابر خشونت‌هاي زنان مسلمان است. يك زن مسلمان كمتر زمان تجرد از پدرش كتك مي‌خورد اما زنان اروپايي نه تنها در ميان كتك‌كاري پدر، بزرگ مي‌شوند بلكه اين زنان در دوره‌هاي مختلف ضرب و شتم دوستان مذكر و همخانه‌هايشان را هم متحمل مي‌شوند. در دوره تأهل هم مي‌پذيرند كه كتك‌كاري در حد مرگ (آمارها اين‌طور مي‌گويد) جزء جدانشدني زندگي اوست. متأسفانه رسانه‌ها و گروه‌هاي اطلاع‌رسان آنچه در مورد اسلام مي‌گويند بيش از آنكه اطلاعات روشنگرانه باشد سعي در فريب ذهنيت مردم به اسلام دارد دقيقاً به همين دليل است كه اين دولت‌ها، رسانه‌ها و گروه‌ها علاوه بر اينكه از كنار اوضاع مذلت‌بار زن غربي به سادگي گذر مي‌كنند در مقابل يك بدرفتاري و زد و خورد خانوادگي را در كشورهاي مسلمان بسيار بزرگ‌تر و غيرواقعي جلوه مي‌دهند. بگذاريد واضح‌تر بگويم آنها در جنجال موج اسلام‌هراسي‌شان مي‌آيند از رفتارهاي عادي مسلمانان سوء‌برداشت مي‌كنند و دقيقاً به اين وسيله جلسات اسلام‌هراسي را پر مخاطب مي‌كنند، كما‌اينكه مسئله زد و خورد كم و بيش در تمامي ملل ديده مي‌شود و آنها به ياد نمي‌آورند مردان دائم‌الخمر سرزمين خودشان را!».

اسلام محمدي را از اسلام فرقه‌اي جدا كنيد

خواهر‌زن توني بلر در مورد تفاوت‌هاي جدي و پايه‌اي اسلام ناب محمدي با فرقه‌هاي انسان‌ساز مي‌گويد: «من ايمان دارم بيشتر قوانين و شيوه‌ها در كشورهاي اسلامي به اسلام فرقه‌اي، انسان‌ساز و منحرف برمي‌گردد و اين قوانين تخريبي هيچ ربطي به اسلام ناب محمدي ارتباطي ندارد. هستند جوامع مسلمان بسياري كه قوانين غلط حاكم بر آنها براساس فرهنگ، سنت، آداب و رسوم به آنها تزريق شده است؛ به عنوان مثال در كشور عربستان سعودي رانندگي را براي زنان ممنوع كرده‌اند اين قانون توسط دولت عربستان به تصويب رسيده است در حالي كه در هيچ جاي اسلام چنين قانوني عنوان نشده است.

راه من به اسلام با بيداري و يافتن فاصله بين آنچه در مورد زندگي مسلمانان گفته شده و ديدن واقعيتي كه در مقابلم وجود دارد آغاز شد. شروع تعجب من در مورد آرامشي است كه از بسياري از خواهران و برادران مسلمانم گرفتم، آرامشي كه نشانه‌اي بود بر رضايت آنها از سبك زندگي‌شان.

يكي ديگر از تجربه‌هاي من و اتفاقات مهم در اسلام آوردنم، سفر من به ايران در ماه سپتامبر بود. در اين سفر آنچه از وضو گرفتن، نماز خواندن و شعار دادن در مساجد ديدم كاملاً با آموزه‌هاي من در غرب متفاوت بود. در حقيقت، نماز خواندن مسلمانان با كلمات صلح و قناعت به گوش مي‌رسيد، با «به نام خداوند بخشنده مهربان» شروع و با سلام و رحمت و بركت خدا بر همه بندگان به پايان مي‌رسيد و اين نقطه اوج انسان‌دوستي يك دين است، چون من به چشم خودم ديدم كه مسلمانان ايراني براي هيچ ملتي بد نمي‌خواستند و حتي در معنوي‌ترين اعمال روزانه‌شان براي همه مردم طلب خير مي‌كردند. يك جور احساسات خوب با آغوش باز از طرف مسلمانان در من ايجاد شد كه من ابتدا ناديده گرفتم و سپس كششي عجيب در وجودم ايجاد كرد. چقدر شروع اين كند‌و‌كاو و رسيدن به درك بالا از دين سخت بود. چقدر خروج از گمراهي و جهلي كه دولتمردانم برايم ساخته بودند و پي بردن به حقايق اين دين آسماني برايم سخت و طولاني تمام شد!

اما آنچه مهم بود اينكه من مي‌توانستم احساسات جاري در يك خانواده را با خوردن يك سيني چاي و شيريني عسلي بين تك‌تك اعضاي خانواده تماشا كنم و اصلاً مشابه اين رفتار را در بين خودمان و ساير غربي‌ها نديده بودم. در نهايت من به جايي رسيده بودم كه آنچه را مسلمانان احساس مي‌كنند، در يك عبادت واقعي احساس مي‌كردم. من هماهنگي و همراه بودن‌هاي خانوادگي ميان پدر و دختر، زن و شوهر و شيريني‌ها و شادي‌هاي خانواده‌هاي مسلمان را كه همراه با حس فرزند دوستي و امنيت بود را حس كردم و به يقين رسيدم همراه با عبادت به چيز بيشتري نياز ندارم.»

در حرم حضرت معصومه دل به دريا زدم

لورن بوث در شرح اولين تجربه عملي‌اش به اسلام توضيح مي‌دهد: «در حرم حضرت معصومه در ايران وضو گرفتم، بسيار ساده و معنوي آنقدر كه مثل آن هيچ چيزي نيست. در حرم حضرت معصومه (س)، خواهري به من نزديك شد، دست‌هايش را روي شانه‌هايم گذاشت و گفت دوستت دارم. در آن لحظه عشقي وجودم را لرزاند. عشقي كه احساس كردم مربوط به پيوندهاي قومي نمي‌شود، همين طور پيوندهاي ژنتيكي، عريض‌تر و عميق‌تر از همه اينها بود، همه جانبه بود.

شيخي كه مرا در مسجد لندن چند هفته پيش برگردانده بود گفت: عجله نكن لورن سهل بگير خدا منتظر توست، كساني كه به تو مي‌گويند چه بپوش و موهايت را چطور بپوشان، چكار بكن و چكار نكن را ناديده بگير به‌دنبال قرآن باش و اجازه بده خدا تو را هدايت كند. او به من آموخت كه اسلام واقعي آن چيزي است كه خدا به‌وسيله قرآن و كاملاً مستقيم با آفريده‌هايش مطرح كرده و بقيه برداشت‌هاي افراطي همه غلط هستند. اكنون من در واقعيتي زندگي مي‌كنم كه هيچ شباهتي به آنچه جيم كري در برنامه ترومن مي‌گفت ندارد. نمايي كه از زندگي ظاهري در مسيحيت به ما دادند و آنچه گفته مي‌شود زندگي مادي، مصرفي و جنسي به ما شادي مي‌دهد دروغ بزرگي است.

من حتي در تعبير مسلمان شدنم آموختم كه با انجام كارهاي روزانه مثل پختن شام براي اعضاي خانواده‌ام و ساخت برنامه‌هاي تلويزيوني درباره فلسطين مي‌توانم حدود نيم ساعت از وقتم را اين‌طور به عبادت كردن بپردازم اما عبادت ديني من از ساعت 6 صبح آغاز مي‌شود. دوباره در ساعت يك و نيم بعدازظهر تكرار و در آخر در ساعت 10 و نيم شب پايان مي‌يابد. براي ضبط و قرائت قرآن هم برنامه‌اي ثابت دارم.

از طريق مشاوره با مراجع دريافتم كه «اسلام سفر هر فرد به خود است». در گذشته سعي و تلاش من در ترك الكل بي‌نتيجه بود. شك ندارم كه بي‌ثمر ماندن آن تلاش‌ها به خاطر غلط بودن زندگي‌ام بود اما به لطف سبك زندگي اسلامي من اكنون به ترك الكل فائق آمده‌ام. بسياري چيزها در اسلام براي يادگيري و لذت بردن و تحسين كردن وجود دارد. در طول چند روز گذشته از زنان ديگر شنيده‌ام كه اين تازه شروع است و آنها با گذشت 10 يا 20 سال هنوز هم دوست دارند كه بسياري از ويژگي‌هاي خوب اين دين آسماني را هر روز در ميان خود و خانواده‌شان مرور كنند.

به عنوان يك توصيه مهم مي‌خواهم بگويم براي آشنايي بيشتر با اين دين آسماني يك ترجمه سريع بين فرهنگ اسلامي و فرهنگ رسانه‌اي كه وجود دارد در درونتان ايجاد كنيد تا بتواند يك ديد صحيح به شما غيرمسلمان‌ها در مورد اين دين بدهد.

حقيقت آنچه ما مسلمانان مي‌گوييم خدا بزرگ است، به اين معناست كه ما در زندگي با مسلمانان و غير‌مسلمانان و همسايگان به دنبال پيروي از خدايمان و قوانين انساني هستيم و اجازه بدهيد با وجود جو كنوني ما در آرامش زندگي كنيم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها