
در دو دهه اخير، حقوق بشر به يكي از جديترين مباحث بينالمللي بدل شده و هيچگاه همانند امروز در سياست خارجي، تعاملات دوجانبه و چندجانبه كشورها مطرح نبوده و امنيت ملي كشورها را متأثر نكرده است. دليل اين درهم تنيدگي را ميتوان در گسترش ارتباطات ناشي از فضاي جهانيشده، عمومي و فراگير بودن بحث حقوق بشر، گسترش و تعدد بازيگران و همچنين استفاده ابزاري از حقوق بشر براي مقاصد سياسي، تجارب فروپاشي نظامهاي سياسي در دو دهه گذشته و با تأكيد بر عناصر حقوق بشر ديد.
در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي حقوق بشر و تبليغات يكطرفه عليه عملكرد نظام جمهوري اسلامي ايران در حوزههاي گوناگون همچون برخورد با اقليتهاي ديني، حقوق زندانيان يا بحث زنان در نوك تبليغات چندجانبه غرب قرار داشته است.
اين مسئله هرازچندگاهي با ضعف همراه شده و بار ديگر در برهه زماني افزايش تقابل ايران و غرب به يك شگرد تبليغاتي تبديل شده تا زمينه محكوميت ايران در عرصه افكار عمومي دنيا را فراهم كند.
اين تبليغات با حربههاي گوناگوني همچون تعيين گزارشگر ويژه حقوق بشر يا وارد آوردن اتهامات جدي در زمان بررسيهاي دورهاي پرونده ايران در كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد و اخيراً شوراي حقوق بشر بخشي از اين حركات بوده است. در اين باره نيز بسياري از معارضان داخلي و خارجي ملت ايران نيز با غربيها همگام بوده و اقدام به انتشار اطلاعات غلط براي محكوميت ايران در عرصه افكار عمومي و مجامع حقوق بشري ميكنند.
نمونه روشن اين مسئله گزارشات احمد شهيد گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل متحد است كه به صراحت در گزارشهاي خود از اطلاعاتي سخن ميگويد كه توسط منافقين و قاچاقچيان مواد مخدر در اختيار وي قرار داده شده است. نكته جالب در اين ميان اين است كه در يكي از موارد شخصي كه به عنوان يك زنداني سياسي از وي نام برده ميشود، جنايتكاري است كه به دليل تجاوز به يك دختر خردسال به اعدام محكوم شده است.
ايران فاقد رسانه در حوزه حقوق بشر
در كنار اين بايد از رسانههايي نام برد كه به صورت اختصاصي بر مسئله حقوق بشر در ايران متمركز شدهاند. جدا از سهميهاي كه به صورت ثابت در رسانههاي فارسي به دروغپراكني عليه ملت ايران اختصاص دارد، برخي خبرگزاريهاي تخصصي به صورت ويژه بر مسئله حقوق بشر در ايران پرداخته و مطالبي را براي انتشار در فضاي مجازي توليد ميكنند.
اين مطالب اگرچه فاقد پشتوانه حقوقي بوده و اغلب تنها مصرف خبري دارد اما ميتواند در انحراف افكار عمومي به ويژه در داخل يا كشورهاي خارجي تأثيرات فراواني داشته باشد، اين در حالي است كه در داخل و حوزه رسانه نيز هيچ فعاليتي به نفع حوزه حقوق بشر صورت نميپذيرد.
خبرگزاريهايي همانند هرانا، ايران واير، راديو زمانه يا مراكزي همچون مركز حقوق بشر ايران كه اغلب زير نظر اپوزيسيون خارجنشين فعاليت ميكند، مهمترين ابزارهاي رسانهاي اين حوزه براي درهمكوبيدن چهره حقوق بشري ايران هستند.
تيغ گزارشهاي حقوق بشر
در كنار اين فهرست بايد به گزارشهاي ويژه حقوق بشري كه از سوي امريكا به صورت سالانه انتشار مييابد نيز اشاره كرد. اين گزارشها در ابتدا و براي تحت فشار قرار دادن بلوك شرق در زمان اتحاد جماهير شوروي راهاندازي شد.
اين گزارشها كه هم اكنون توسط دفتر دموكراسي و حقوق بشر وزارت امور خارجه امريكا منتشر ميشود، تقريباً به ابزاري براي تحت فشار قراردادن ايران، روسيه و كشورهاي اينچنيني تبديل شده است. در اين گزارشها هر بار بندهايي به بحث نقض حقوق بشر در ايران اختصاص مييابد كه هيچگاه نيز به اثبات نميرسد.
وزارت امورخارجه چه ميكند
در اين ميان با جبهه وسيعي كه عليه ايران در حوزه حقوق بشر تشكيل شده، اتحاد و تحرك چنداني از سوي دستگاههاي مرتبط در ايران به وجود نيامده است.
ستاد حقوق بشر قوه قضائيه در ايران از سوي شوراي عالي امنيت مسئول بحث حقوق بشر و فعاليت مرتبط با آن است و اين ستاد به صورت رسمي مسئول رصد تهديدات در اين حوزه است، با اين حال به نظر ميرسد تنها اين ستاد در اين حوزه موفق باشد چراكه نهادهاي ديگر همچون وزارت امورخارجه نيز در اين رابطه مسئول هستند.
شايد ذكر اين نكته خالي از لطف نباشد كه در مقابل انتشار گزارش حقوق بشر از طرف امريكا درباره چين، وزارت امورخارجه اين كشور نيز سالانه و به صورت مرتب گزارشهايي را درباره نقض حقوق بشر در امريكا منتشر ميكند كه از قضا با استقبال وسيعي از سوي كشورهاي مختلف روبهرو ميشود.
در اين ميان دستگاه سياست خارجي كشورمان عملاً در حوزه مرتبط با حقوق بشر به طور كامل سكوت كرده است و هيچگونه فعاليتي را انجام نميدهد، در حالي كه انتظار اين است كه وزارت امورخارجه كشورمان بايد به صورت مرتب گزارشاتي درباره نقض حقوق بشر در غرب و به خصوص امريكا منتشر كرده و از بيتوجهي به اين حوزه دست بردارد.
هم اكنون برخي از مراكز تحركاتي در اين باره دارند اما عملكرد وزارت امورخارجه ميتواند اثري فراي تمام اين تحليلها داشته باشد.
ضرورت همگرايي دستگاههاي دولتي در حوزه حقوق بشر
در كنار اين، ساير دستگاهها نيز بايد توجه و اهتمام جدي به حوزه نقد حقوق بشر به ويژه در حوزههايي كه به شدت مورد علاقه غربيهاست داشته باشند، از جمله اين موارد حوزه زنان است كه البته فعاليتهاي مفيدي در اين رابطه صورت گرفته اما بايد مراقب سوءاستفاده دشمن از برخي مواضع داخلي در اين ميان بود، چراكه غرب در آينده از حقوق بشر به عنوان يكي از اصوليترين ابزار جنگ رواني خود بهره خواهد جست.
هم اكنون امريكا و اتحاديه اروپا هر كدام تحريمهايي را در حوزه حقوق بشر عليه ايران به صورت يكجانبه اعمال كردهاند. از جمله اين تحريمها ميتوان به مجاهدتهايي اشاره كرد كه از سوي اتحاديه اروپا عليه سپاه قدس و همچنين تني چند از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اعمال شده است.
همچنين امريكا نيز تحريمهاي يكجانبهاي را به دليل وقايع سال 88 عليه شخصيتهاي حقوقي و برخي سازمان ايراني از جمله صدا و سيما اعمال كرده است.
دور از ذهن نيست كه در آينده نزديك شاهد اين باشيم تا تلاشها براي ايجاد گستره وسيعتري از جنگ ديپلماتيك در فضاي بينالمللي عليه ايران را آغاز كنند تا در صورت نياز از آن به عنوان حربهاي جهت اعمال فشار استفاده كنند.
در صورتي كه وزارت امورخارجه نسبت به اين مسئله بيتوجهي كند، ميتوان چشمانداز قدرتمند شدن غرب در فشار بر ايران را كاملاً در ذهن متصور شد.
هر حركتي در اين حوزه مستلزم توجه جدي به حساسيتهاي موجود در اينباره است و مساعي دستگاههاي داخلي در رابطه با حفظ منافع اين كشور به خصوص در عرصه جهاني همگراتر بوده تا به نقطه مطلوبي براي نظام ختم و از خطر احتمالي جلوگيري شود.