بعد از آن اولياي دم دو مقتول در جايگاه حاضر شدند و گفتند كه خواستهشان قصاص متهم است.
سپس يكي از پسران متهم در جايگاه حاضر شد و گفت پدرم به علت مصرف مواد و سوابقي كه داشت آبروي خانوادگي ما را برده بود با اين حال احترام او را نگه ميداشتيم. او در شرح حادثه گفت من از نيت پدرم خبر نداشتم. روز حادثه پدرم به من گفت كه كمي بنزين لازم دارد. چون موتورش بنزين تمام كرده است. برايش بنزين تهيه كردم اما نميدانستم كه براي چه ميخواهد. چند ساعت بعد بود كه خبر رسيد خانه اش آتش گرفته و دو نفر هم كشته شدهاند.
وقتي نوبت به دفاع متهم رسيد او در جايگاه قرار گرفت و اتهام دو فقره قتل عمدي را منكر شد. او گفت من نقشي در ماجرا نداشتم و نميدانم كه چرا اين حادثه اتفاق افتاد. بهناز در خانه من كار ميكرد و در قبال آن هم پول ميگرفت. نيازي هم به رابطه با او نداشتم چرا كه خودم دو همسر داشتم. البته او اعتياد داشت. آن روز در خانه بوديم كه يكدفعه كپسول تركيد و همه جا آتش گرفت. فقط اين لحظه را به ياد دارم و چيزي ديگري به خاطر نميآورم. ريختن بنزين را هم به ياد ندارم و كار مشابهي هم انجام ندادهام.
متهم ادامه داد اين موضوع هم كه سهراب و بهناز با هم رابطه داشتند به من مربوط نيست ودرباره آن اظهار نظر نميكنم. قاضي گفت سازمان آتش نشاني گزارش داده است كه آتشسوزي عمدي بوده و با بنزين اتفاق افتاده است. كارشناسان اعلام كردهاند كه همه جاي خانه بنزين پاشيده شده و بعد آتش سوزي روي داده است. متهم جواب داد من چيزي درباره بنزين به ياد نميآورم. در خانه بوديم كه كپسول منفجر شد و خانه آتش گرفت. قاضي سوال كرد كه چرا رامين را در كمد حبس كرده بودي. در بازجوييها هم بارها به اين موضوع اشاره كردهاي. متهم پاسخ داد كه من اين كار را نكردم. شايد خودش براي فرار از آتش داخل كمد رفته بود اما آنجا فوت شده است. متهم در آخرين دفاع هم اتهام دو قتل را منكر شد. هيات قضايي بعد از شنيدن دفاعيات متهم وارد شور شدند.