در كشور ما گاهي به موارد عجيب و غريبي بر ميخوريم كه در نوع خود يك پديده به حساب ميآيد، از جمله اين موارد، شغل يا تخصصي است كه در واقع امر به منصه بروز و ظهور رسيده، اما از بخت كج و پيشاني نوشت سياه، هنوز نام مناسبي (كه در بر گيرنده تمام زوايا و خفاياي آن تخصص باشد) انتخاب نشده است! و از آنجايي كه شغل يا تخصص فوق فاقد نام و عنوان است بايد به صورت استفهامي شرح مختصري خرج تفهيم آن كرد. القصه اينكه برخي از اين متخصصان گمنام، همواره منتظر و مترصد نشستهاند تا از سخنان وزير، وكيل يا مديركل و در مجموع رئيس بالا دستي خود، علاقهمنديهاي وي را گمانه بزنند. براي روشن شدن موضوع، فعاليتهاي گاه خارج از اصول و قاعده در زمينه گسترش صنعت گردشگري را مثال ميزنيم. به اين صورت كه در چند ماه گذشته زمزمه و توصيههايي حول قطع وابستگي به اقتصاد نفت در سطح جامعه مطرح شد. از آن ميان برخي از افرادي كه در پي تصاحب قسمتهايي از منابع طبيعي بودند، طرحهاي مطرود و خاك گرفته خود را از مجريهاي خود بيرون كشيده و در پي اخذ توافق مسئولان جديد دولت و نظام برآمدند.
جالب اينجاست كه در اين ميان صنعت گردشگري قد علم كرد كه جانشين اقتصاد نفتي شود! صنعت گردشگري در حال احتضار كه به لحاظ قد و قامت در برابر صنعت نفت كه اين روزها، دوران رو به افول را تجربه ميكند، نسبتي چون فيل و فنجان دارد. جالب اينجاست كه در ميان تمام زيرشاخههاي صنعت گردشگري، زير بخش گردشگري زيست محيطي بدون مطالعه و بدون شور و مشورت با كارشناسان و متخصصان محيطزيست نامزد اين عنوان شد و براي گام اول واگذاري منطقه آشوراده مطرح شد؛ اقدامي كه نتوانست در دولتهاي گذشته مسئولان را مجاب كند و اين بار براي تقليل حساسيتها مسئولان محيطزيست عنوان كردند كه تنها 10درصد منطقه آشوراده واگذار ميشود، آن هم نه به يك شركت يا مؤسسه دولتي، بلكه به يك فرد سرمايهدار كه چند سال در پي جلب اعتماد مسئولان كوشيده بود!
اما مسئله تنها به آشوراده ختم نشد و برخي از كساني كه دندان طمع براي تصرف و تصاحب مواهب و منابع ملي تيز كردهاند، هنوز هم با چراغ خاموش و دور از وجدان بيدار رسانهها به كار خود ادامه ميدهند. تا جايي كه بالاخره يك روز دم خروس حقيقت از زير قباي پنهانكاريها بيرون ميزند و... .
با اين اوصاف پروفسور پرويز كردواني روزگذشته با «تسنيم» گفت و گو كرده و درباره چنين رويهاي معتقد است كه بازشدن پاي گردشگران داخلي به جاذبههاي طبيعي كشور نابودي اين منابع را به همراه خواهد داشت و براي اين منظور بايد در زمينه فرهنگسازي استفاده از طبيعت فعاليتهاي بيشتري صورت گيرد.
وي در مورد گردشگران ناآشنا به محيطزيست هشدار ميدهد كه اينها تخريبكننده محيطزيست هستند و بايد به نوعي جلوي آنها را گرفت، مثلاً در ارتفاعات شميران كه ميرويد ميبينيد كه در كوه زباله ريختهاند، يا كوير ميغان اراك، چقدر زيباست و ميتواند آرامش به مردم بدهد، اما شهر صنعتي است و دود و دم وجود دارد. بنابراين سازمان محيطزيست بايد دخالت كند، اما بايد ديد در هر منطقهاي مصلحت چيست؟ بايد مردم از طبيعت استفاده كنند چون آرامش ميدهد اما در كنار آن بايد به گونهاي رفتار كرد كه محيطزيست تخريب نشود.