آوردهاند كه يكي به شهري رسيد كه مردمش گرفتار جنون بودند. تازه وارد سالم چارهجويي كرد. گفتند از آب فلان چشمه بنوش همرنگ جماعت خواهي شد! حالا يك عضو شوراي رقابت كه خدا خيرش بدهد گفته است بر اساس بخشنامه جديد هر كسي ميتواند ثبت سفارش كند و خودروي خارجي وارد كند! و اينطوري شد كه دولت توانست انحصار واردات خودرو را بشكند! تا پيش از اين 35 وارد كننده داشتيم و حاصلش اين رژههاي رنگارنگ در خيابانهاي شهر بود. حالا لابد هر ايراني يك امتياز دارد. ببينم امتياز مرا كسي نميخرد؟
حالا كه از 30 بهمن اعضاي شوراي رقابت اسرار مگو را براي نعمتزاده مكشوف ساختند و تنها چارهجويي رفع انحصار، نه تنها تقويت سيستمهاي نظارتي، كه آزادسازي اعلام شده است، بايد بشتابيم، چون عمر بخشنامهها اندك است و فردايش كاشف به عمل ميآيد كه بدون كارشناسي از روي فشار يك عده كه رقيب يك عده ديگرند، صادر شده و بعد وزير با آن عده ديگر كه ديدار ميكند ميبيند كه اي دل غافل چه اشتباهي كرده است و اسباب مكدريت آنان را پديده آورده است و يكهو ميزند كافه را به هم ميريزد كه حالا ما يك چيزي گفتيم، شما چرا توي زحمت بيفتيد. ميروند برايتان كادو پيچ شده خودرو را ميآورند. تازه سودتان بيشتر هم ميشود و...
بله. براي همين است كه بخشنامه را با گذشت يك هفته، يكي كه معلوم نيست كيست لو ميدهد. آن 35 نفر هم دارند تند تند وارداتشان را وارد ميكنند تا ايران بشود پاركينگ خودروهاي خارجي.
ميپرسيد خب پس چه كاري است؟ اگر اينطوري سر و تهش هم ميآيد كه فايده ندارد! بعدش هم لغو انحصار يعني اينكه جلوي انحصارگران كه پشتوانه مالي و تداركاتي و روميزي و زيرميزي دارند گرفته شود، نه اينكه آنها كارشان را بكنند و در كنار آنها هم مردم بتوانند كاري بكنند! خداوكيلي كداميك از شما، پاشنه گيوهاش را بالا ميكشد و ميرود ينگه دنيا كه چارچرخش را بخرد و بياورد اينجا؟ پس ويژگي اين رفع آبكي انحصار خودرو چيست؟
به شما بشارت بدهم كه با صدور اين بخشنامه غريبالمنظر و عجيبالساعه، يك اتفاق ميمون ديگر افتاده كه پشت ماجرا را ميآورد روي ماجرا و آن اين است كه ديگر چون انحصار واردات خودرو موضوعيتي ندارد، از دستور جلسه شوراي رقابت خارج شده است. بنابراين انحصارگران به كار خود ادامه ميدهند و ما كه خيلي مدني هستيم با ايجاد مشاركت مردمي، آن هم به صورت بخشنامهاي، تير خلاص به آنان كه ما را متهم به پشتيباني از تجار انحصارطلب ميكنند، خواهيم زد. اولاد آدم در همينجا براي اينكه دست خالي از اين ستون بيرون نرويد در همسويي با آخوندي و ربيعي، به بخشنامه نعمت زاده، عناوين زير را اضاف ميكند:
1- مانند مسكن اشتراكي، خودروي اشتراكي ميتوان وارد كرد. لاستيكهايش را غضنفر وارد كند، فرمانش را مارادونا، اتاقش را اكبر، بوقش را اصغر... .
2- مانند مسكن حمايتي، خودروي حمايتي ميتوان وارد كرد. با حمايت انحصارگران خودرو وارد كنيم تا انحصارشان را از درون بشكنيم و مشت محكمي بر دهان ياوهگويان بكوبيم.
3- مانند مسكن اجتماعي خودروي اجتماعي ميتوان وارد كرد. به جاي ماشين كوچيك ماشين پهن و دراز وارد كنيم كه تويش تا ميتواند آدم جا شود. مانند قديم كه اتوبوس دو طبقه دودي سوار ميشديم ميرفتيم هر جا!
4- مانند مسكن مهر، جوانان براي مهرورزي ماشينهاي عشقولانه وارد كنند. اين يكي چون توضيح واضحات دارد، توضيح لازم ندارد. فقط آب و برق و فاضلاب ندارد. داخل همان ماشين هركاري شد، شد!
5- مانند ...
اولاد آدم از همينجا اين كشف ضد انحصاري كه منحصراً از عهده اين كاشفان محترم بر ميآمد را به تمامي مردم خودرو دوست داخلي تبريك و تهنيت عرض كرده و گزافهگويي را بس كرده و هر چي! اصلاً چرا انتقاد كند. مگر الان همه از اين و آن، بابت اين عمليات گسترده دولتي قدرداني نميكنند. مگر بنا نيست من هم همرنگ جماعت شوم. مگر اينجا ايران نيست؟ من كجام؟ كسي خودروي وارد نكرده مرا نديده است؟ هر ايراني يك خودروي داخلي! نه! ببخشيد هر ايراني يك خودروي خارجي وارد كند. تا كور شود چشم حسود.