کد خبر: 704912
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۵
بررسي ابعاد اجتماعي، روانشناختي و حقوقي فحاشي از نگاه كارشناسان
نمي‌خواهم يك زخم كهنه را به قول خودمان تازه كنم بلكه مي‌خواهم به بررسي يك رفتار زشت كه اين روزها به معضلي اجتماعي و جهاني براي ما ايراني‌ها تبديل شده است، بپردازم.
زينب شكوهي طرقي

 رفتاري كه از ترويج آن در بين تك تكمان غافل شده‌ايم و كار به جايي رسيده كه به جاي كمرنگ شدن و حذف آن اين روزها متأسفانه بايد شاهد پررنگ‌تر شدنش باشيم. هرچه عمر مي‌گذرد، علم پيشرفت مي‌كند و تمدن انساني چشمگير‌تر مي‌شود در مقابل انگار بعضي خصلت‌هاي زشت و رفتارهاي ناپسند قصد حذف شدن از جوامع انساني را ندارد.
مسي بازيكن معروف و فوتباليستي كه معرفي كردنش اصلاً لازم نيست چون شهره عام و خاص است اولين و آخرين زخم خورده ما نيست. فراموش نمي‌كنم شبي را كه بعد از مراسم قرعه‌كشي بازي‌هاي جام‌جهاني رسانه‌هاي خبري كل جهان اعلام كردند كه «هجمه حمله و فحاشي ايراني‌ها به مسي». اين رسانه‌ها حقيقتاً راست مي‌گفتند و برخلاف بقيه بزرگ‌نمايي‌ها و دروغ‌هاي خبري اين بار كاملاً منصفانه و صادقانه به ماجراي توهين جمع زيادي ايراني به صفحه شخصي و مجازي اين بازيكن فوتبال پرداختند. ماجرا آنقدر بزرگ شد و گسترش پيدا كرد كه حتي در ميان رسانه‌هاي داخلي هم بازتاب داشت.


بنژامين ويليامز هم مورد عنايت قرار گرفت!

چند ماه بيشتر نگذشته بود و تازه داشت ماجراي توهين ايراني‌ها به مسي فراموش مي‌شد كه بازي ايران و عراق بهانه بعدي را ساخت و دست بعضي ايراني‌ها داد. صفحه شخصي داور استراليايي بنژامين ويليامز و همه كساني كه هم اسم او بودند يا شباهت قيافه‌اي داشتند جزو كساني بودند كه بعد از اين مسابقه توهين و فحش دريافت كردند.

مسي اولين نبود و ويليامز هم آخرين فحش‌خور ما ايراني‌ها نيست اما چرا؟ مگر ما ايراني‌ها همان كساني نيستيم كه وقتي صحبت از پوشش، فرهنگ انساني و نمادهاي ملي به وسط مي‌آيد ادعاي فرهنگ چند هزارساله‌مان گوش فلك را كر مي‌كند؟ چطور مي‌شود باور كرد چنين رفتارهايي از فرزندان يك ملت كهن سر بزند؟

اگر بتوان از كنار همه اينها گذشت نمي‌توان بي‌ادبي‌هاي علني و توهين‌هايي كه در سطح جامعه ديده مي‌شود را ناديده گرفت.

اگر جزو كساني باشيد كه بخواهيد يك روز را در سطح شهر و با وسايل نقليه عمومي رفت و آمد كنيد بايد بپذيريد كه در هر خيابان، هر چهارراه، در كنار هر صندلي اتوبوس يا در هر واگن مترو امكان دعوا، فحاشي و توهين دو همنوع و بعضاً همجنس نسبت به يكديگر وجود دارد.

فارغ از همه رفتارهاي غلطي كه در اثناي اين دو اتفاق ورزشي رخ داد وجود توهين‌هاي علني و فحاشي در سطح جامعه به ويژه در خيابان‌ها باعث شد احساس خطر كنم و براي رسيدن به ريشه‌هاي اين رفتار زشت اجتماعي پيگير باشم.


به داشته‌هاي فرهنگي‌مان احترام بگذاريم

عبدالحسين منصوري، مردم‌شناس

واقعاً دردناك است. ما جزو معدود ملت‌هايي هستيم كه از همان دوران كودكي در تربيت اخلاقي فرزندانمان تلاش مي‌كنيم كه هيچ حرف زشت و ناسزايي از زبان او شنيده نشود؛ وقتي لحظه‌اي به اين موضوع فكر مي‌كنم و مي‌بينم با همه اين حساسيت‌ها امروز شاهد هستيم كه برخي جوانان و حتي بزرگسالان راحت در ملأ عام به همديگر توهين مي‌كنند و هيچ ترسي از اعتراض سايرين ندارند شوكه مي‌شوم.

نمي‌دانم چه شد كه يكدفعه چشم باز كرديم و به جاي آنكه ميراث‌دار خوبي براي فرهنگ و تمدن گذشتگان براي نسل بعد از خودمان باشيم، فنا دهنده فرهنگ غني ايراني اسلامي شده‌ايم. خاطرم هست زمان كودكي ما اگر كودكي حرف زشتي مي‌زد كه اغلب مواقع اصلاً ناسزا و فحش نبود تنها به خاطر اينكه حرف نادرستي زده چنان تنبيهي مي‌شد كه تا عمر داشت ديگر حرف نامربوطي از دهانش خارج نمي‌شد.

اصلاً جداي از همه اين اصول تربيتي، ما مردماني هستيم كه به معاشرت‌ها و رفت و آمدهاي اجتماعي و خانوادگي شهره و در بين همه ملت‌هاي جهان جزو معدود مردماني هستيم كه بيش از اندازه به درست رفتار كردن و درست معاشرت كردن معتقد و پايبند هستيم.

نيازي به توضيح ندارد كه انسان زماني مي‌تواند روابط گسترده و معاشرت‌هاي طولاني داشته باشد كه به اصول مردمداري به اصطلاح ما ايراني‌ها و اصول اجتماعي از نظر تربيتي پايبند باشد. ما اگر مردمي بوديم كه نمي‌توانستيم نظر مخالف را قبول كنيم، اگر سعه صدر نداشتيم و از همان سال‌هاي تمدنمان در مقابل هر انتقاد و اشتباهي زبان به ناسزا باز مي‌كرديم قطعاً اين روزها شهره تمدن نبوديم.

مسئله اينجاست كه اگر ما امروز به متمدن بودن شهره هستيم به خاطر رفتار و عملكردي است كه گذشتگان ما در مقابل يكديگر داشته‌اند، اما امروز چه؟ مگر ما به عنوان نسل امروز ميراث گذاران براي نسل‌هاي بعدي نيستيم؟ مگر آنها نبايد براي رفتار ما پاسخگو باشند؟ همانطور كه ما به رفتار بزرگانمان افتخار مي‌كنيم آيا فرزندان ما هم در آينده به رفتار ما افتخار مي‌كنند؟

ما به جاي اينكه الگوي مناسبي باشيم براي فرزندانمان، به جاي آنكه به آنها ياد بدهيم در ازاي هر رفتار هرچند غلط و توهين‌آميزي به جاي توهين بهتر است سكوت و ادب را سرلوحه قرار دهند در واقع داريم به كودكان و نوجوانمان مي‌آموزيم كه بايد در مقابل هر رفتار غلط هر چند كوچكي سريع داد بزنند، فحش بدهند و توهين كنند. كداميك از اينها با اصول انساني سازگار است؟

نتيجه همه رفتارهاي غلط ما اين شده كه نسل امروز ما در مقابل يك تصادف ساده، يك تنه خوردن كاملاً اتفاقي در خيابان يا حتي يك اختلاف قيمت جزئي از شخصيت و ادبش حراج مي‌كند تنها براي اينكه ثابت كند كم نمي‌آورد، اما در چه چيز كم نمي‌آورد؟ در قطعاً بي‌ادبي و رفتار غير انساني! چون لازمه انسان بودن ادب و عقل است كه هر دو اينها به انسان مي‌آموزد در هر موقعيتي چطور رفتار كند و خويشتنداري يكي از مهم‌ترين شاخصه‌هاي رفتار اجتماعي است.

از همه بدتر اينكه اگر اين مشكل و معضل اجتماعي تا ديروز در كوچه، خيابان و خانه‌هاي ما وجود داشت امروز متأسفانه بايد شاهد اين باشيم كه اين رفتار زشت و غيرانساني به عرصه‌هاي بين‌المللي ورزشي راه پيدا كند.

اگر تا ديروز مي‌گفتيم مشكلات مردم ما در درون جامعه وجود دارد، امروز بايد شاهد اين باشيم كه همه مردم دنيا به خاطر رفتارها و توهين‌هايي كه به بزرگان، ورزش و هنر مي‌شود، ايراني‌ها را مقصر اشاعه چنين فرهنگي بدانند. اين فاجعه‌آميز است كه ما خيلي زود داريم خراب مي‌كنيم همه داشته‌هاي انساني‌مان را و غافل هستيم.

بيماري‌اي كه از كودكي ريشه مي‌گيرد و به بزرگسالي مي‌رسد


دكتر پريا واحدي اصل، روانشناس

ما روانشناس‌ها هميشه تأكيد مي‌كنيم كه باور كنيد همه رفتارهاي شما هرچند كوچك از ديد بچه‌ها و نوجوانان مخفي نمي‌ماند. آنها قدرت تشخيص بالايي دارند و حتي تظاهر را مي‌فهمند. وقتي كودك شش ساله شما بارها در ماشين شاهد بوده كه پدرش به خاطر تصادف با راننده ديگري درگير شده و كار به دعوا، دست به يقه شدن و فحاشي كشيده شده، پس در واقع دارد ياد مي‌گيرد كه او هم چنين اجازه‌اي را دارد. ما به فرزندانمان نه با زبان بلكه با رفتارمان ياد داديم خسارت يك تصادف بزرگ را با فحش دادن جبران كنند، ما به آنها ياد داديم به جاي آنكه در مقابل رفتار اشتباه اطرافيانشان سكوت كنند و با ادب به آنها اشتباهشان را بفهمانند، سريع عصباني شوند. چشمانشان را ببندند و هر احساس زشتي كه دارند را در قالب بدترين كلمات و در نهايت بدترين جمله‌ها آزادانه به زبان بياورند.

ما حتي به آنها فرصت نداديم به اين فكر كنند كه نتيجه چنين رفتاري چه خواهد شد. اگر فرزند شما مي‌دانست كه بعد از هر فحش دادن و ناسزا گفتني ممكن است دعوا و درگيري به پا شود، ممكن است كسي كه خشمگين‌تر است دست به چاقو ببرد يا حتي با مشتش بر صورتش بكوبد شايد هيچوقت به خودش اين اجازه را نمي‌داد كه از رفتار شما كپي‌برداري كند.

اگر فرزند شما مي‌دانست كه همان درگيري‌هاي ساده بازي‌هاي كودكي‌اش را اگر نتواند با آرامش حل و فصل كند و به ابزار توهين متوسل شود قطعاً اين رفتارش به دوران نوجواني و جواني‌اش كشيده مي‌شود شايد هيچوقت در هيچ غائله‌اي فحش را كارساز نمي‌دانست.

صادقانه اينكه اگر نسل امروز ما متوجه مي‌شد كه يك كنترل نكردن ساده عصبانيت ممكن است باعث شود حرف‌هايي بزند كه در آينده زندگي مشتركش را خراب كند قطعاً دور اين راه را يك خط قرمز مي‌كشيد. اما مسئله اينجاست كه كودك ما براساس اقتضاي درك و عقلش فقط زمان حال را مي‌بيند و از آينده هر رفتار غلطش غافل است و ما هم در حقش بزرگ‌تري نمي‌كنيم. نتيجه ادامه چنين روندي چه مي‌شود؟ كودكي كه تا ديروز در كوچه فحش مي‌داد، نوجواني كه در خيابان با دوستانش با زبان فحش صحبت مي‌كرد و جواني كه به خاطر يك تصادف باري از فحش از دهانش خارج مي‌شد مي‌شود بزرگسالي كه زبان فحش را براي اعتراض به يك فوتباليست يا داور انتخاب مي‌كند.


فرهنگي كه بسيار نرم وارد شد


محمدرضا هوشمندپرور، كارشناس مسائل اجتماعي

يكي دو د‌هه‌اي است كه سليقه لباس پوشيدن نسل جديد ما تغيير كرده است. پسرها به جاي آنكه پيراهن‌هاي مردانه با دوخت رسمي و پارچه‌هاي ساده بخرند سراغ تي‌شرت‌هايي مي‌روند كه فارغ از همه تناقض‌هايشان با فرهنگ ما، محتواي خوبي هم ندارند! اين تفاوت سليقه‌اي متأسفانه به دنياي دخترانه هم راه پيدا كرده و دخترها اين روزها جزو طرفداران پر و پاقرص لباس‌ها، كيف‌ها، مانتوها و روسري‌هايي هستند كه روي آنها انواع و اقسام شكل‌ها و جمله‌ها نقش بسته است. من بر خلاف برخي كارشناسان مي‌خواهم بگويم بعضي از تغيير رفتارهايي كه امروز در سطح جامعه شاهد آن هستيم، حاصل ورود آموزه بي‌ادبانه آن هم از طريق لباس و پوشش است.

كلمات و نمادها اين روزها جزو عناصر اصلي و تأثيرگذار در فروش پوشاك هستند. نمادها و اشكال روي لباس‌ها و تزئينات مختلف مثل گردنبند و دستبندها گاهي اوقات غافل از ديدگان ما در پوشش زيبايي‌هاي ظاهري‌شان آموزه‌هاي غيرانساني به جوامع منتقل مي‌كنند. اكثر نسل جوان ما فقط به دنبال لباس‌هايي هستند كه يك نوشته همراه با تصويري داشته باشد كه برايشان جذاب به نظر برسد. در 70 درصد موارد كسي كه لباس را مي‌پوشد از معناي جمله روي آن آگاهي ندارد، حتي زماني هم كه متوجه معناي آن مي‌شود چون به نظرش اين لباس در منظر ديگران جالب مي‌آيد ترجيح مي‌دهد همچنان به پوشيدنش ادامه بدهد و اين درست نقطه تغيير هويت و اخلاق جوان است.

بماند اينكه بسياري از نمادهايي كه در لباس‌ها استفاده مي‌شود هيچ تناسبي با فرهنگ و دين ما ندارد و از همان ابتداي خريد، گزينه منسوخي است. مثل تصوير يك گيتار كه نماد ترويج موسيقي است يا گيلاسي كه نماد شراب‌خواري است و صليب شكسته‌اي كه سمبل نئونازيسم و يك گروه موسيقي است و نمادهايي كه باورهاي شيطان‌پرستي را ترويج مي‌دهند.

من شخصاً معتقدم بخش مهمي از آموزهاي غلط زباني و رفتاري اين روزها از طريق پوشش ترويج مي‌شود. تصور كنيد وقتي جواني لباسي برتن مي‌كند كه روي آن كلمه «Reaven»به معناي اوج لذت جنسي درج شده يا نوشته معروف روي لباس‌هاي دخترانه «KISS ME»همه و همه تنها نمونه‌اي از ورود اين آموزه‌هاي غلط اخلاقي به جامعه ايران است.

اگر بخواهم به شكل تخصصي به رواج فحش‌ها و ناسزاها و حتي خشونت از اين طريق اشاره كنم بهتر است به بيان نمونه‌هاي عيني بپردازم. در تجربه‌اي كه خودم داشتم يكي از جوان‌هاي فاميل تي‌شرتي خريده بود كه روي آن يك ناسزاي بسيار زشت و زننده نوشته شده بود (فحشي كه حتي در بدترين دعواهاي ما هم به ندرت استفاده مي‌شود) اما در پس زمينه نوشته اين فحش تصويري با رنگ بندي زيبايي وجود داشت كه فريب‌دهنده بود. يكي از جوان‌ترهاي فاميل كه به زبان فرانسه مسلط بود از انتخاب لباسش انتقاد كرد و در مقابل همه ما متوجه شديم كه او اصلاً از نوشته روي لباسش سر در نياورده و فقط به خاطر رنگ و تصوير زيبا تي‌شرت را انتخاب كرده است. خلاصه كلام اينكه حتي وقتي كه متوجه معناي كلمه شد با خنده بلندي وانمود كرد كه اصلاً برايش مهم نبود. همين خنديدن و ادامه عكس‌العمل‌ها از سوي بقيه جوان‌ها و نوجوان‌هاي جمع باعث شد كه ظرف چند دقيقه اين كلمه ناسزا به شكلي كاملاً عادي بازگو شود، از زبان يكي به ديگري بچرخد و در بين همه جمع دست به دست شود. قصدم از بيان اين اتفاق عيني اين بود كه بگويم حتي بدترين فحش‌ها و ناسزاها در جمع جوان‌هاي ما به راحتي و بسيار نرم وارد مي‌شود، علني مي‌شود و در يك مدت زمان كوتاه با تكرار در بيان شدن، قبح و زشتي سابقش را از دست مي‌دهد. ادامه همين روند باعث مي‌شود كلماتي كه اصلاً با فرهنگ ما تناسبي نداشته و هميشه مذموم شمرده مي‌شده كاملاً عادي در بين تك تك افراد جامعه و همه رده‌هاي سني رواج پيدا كند.

 

اگر قانونمند باشيد فحاش نمي‌شويد


محمد صالحي، وكيل پايه يك

«زبان سرخ سر سبز برباد مي‌دهد» جزء متداول‌ترين ضرب‌المثل‌هاي ما ايراني‌هاست. حقيقتا هم بسياري مواقع به خاطر كوتاهي عقل اين زبان چند مثقالي بلايي بر سر آدمي مي‌آورد كه ‌با بزرگ‌ترين سرمايه‌هاي مادي و جاني قابل جبران نيست پس خطر وجود چنين عضوي را بيش از پيش درك كنيد.

بعضي از رفتارها مثل بي‌حجابي و بددهني كه اين روزها به رفتار معمول ميان افراد جامعه تبديل شده است از روي ناداني و عدم شناخت نسبت به قوانين در جامعه ترويج پيدا مي‌كند. مثلاً بي‌حجابي و بدحجابي كه يكي از مهم‌ترين معضلات جامعه ايران است در قانون اساسي ايران جرم به شمار مي‌رود و براي كسي كه چنين جرمي مرتكب شود جزا و جريمه قانوني درنظر گرفته شده است، در حالي كه بسياري از مردم نه تنها نسبت به آموزه‌هاي ديني در اين جهت بي‌اعتنايي مي‌كنند بلكه با ناديده گرفتن فرهنگ ايراني، حتي ناداني‌شان را نسبت به قوانين اجتماعي بروز مي‌دهند.

ناسزا گفتن، توهين كردن و از همه بدتر فحاشي جزء جرائمي است كه در قانون به شكل كاملاً مشخص براي آن مجازات در نظر گرفته شده كه براساس نوع و جديت جرم، جزاي آن متفاوت است.

به بيان واضح‌تر مي‌توان گفت قذف ناسزايي است كه براساس نظر فقها با فحش ناموسي برابري مي‌كند. مذموم و ناپسند بودن قذف تا حدي است كه براي بيان شدت بدي اين نوع ناسزا آن را از ديرباز به عنوان يكي از حدود و در رديف جرائمي نظير زنا، لواط، قتل عمد و نوشيدن مشروبات الكلي قرار داده‌اند. ‌قانون مجازات مي‌گويد:«قذف عبارت است از نسبت دادن زنا يا لواط به شخص ديگر هر چند مرده باشد» اينجاست كه بايد بگويم ‌ناسزاهايي از اين دست كه به شخص روبه‌رو نسبت داده مي‌شود همه و همه جزء قذف به شمار مي‌رود.

برخي قواعد قذف با ديگر جرائم از گروه‌هاي فحش و ناسزا متفاوت است و اين تفاوت براساس شخصي كه مورد قذف قرار مي‌گيرد و كسي كه به او عمل زشت نسبت داده مي‌شود متفاوت است. مثلاً اگر دشنام دهنده قذف به شخص سوم ديگري نسبت دهد مرتكب به مجازات دو جرم شده است هم مرتكب فحش دادن شده هم نسبت دادن قذف به ديگري.

فراموش نكنيد قذف و ساير فحش‌هاي ناموسي از جمله حدودي است كه با اعلام شاكي خصوصي قابل طرح و پيگيري در هر دادگاهي است و تا رسيدن به مرحله صدور حكم قابل اجراست مگر اينكه شاكي خصوصي اعلام گذشت كند.

فارغ از همه مجازات‌هاي قانوني براي شخصي كه قذف گفته، او برخلاف ساير حدود و جرائم نمي‌تواند با توبه كردن خود را آسوده خاطر كند چون بنا به هر دليلي توهين و عمل شنيعي را به سوم شخصي نسبت داده كه در درگيري هيچ نقشي نداشته و اين از نظر موازين شرعي عملي نابخشودني است. اگرچه اصولا در حدود با صرف وجود شبهه در ارتكاب جرم يا شرايط مسئوليت مجرم، مجازات ساقط مي‌شود، اما قذف از جمله حد‌هاي مستثنا از اين قاعده است.

از همه مهم‌تر اينكه تنها گفتن فحشي كه معنا و توهين ناموسي ناروا داشته باشد، قذف نيست. براساس قانون قذف محدود به گفتن فحش ناموسي و برزبان آوردن توهين ناروا نيست بلكه حتي نوشتن و نقل قول كردن غير واقعي آن يا درج الكترونيك مثل نامه‌هاي رايانه‌اي هم جرم محسوب مي‌شود و براساس قانون مجازات اين عوامل با قذف زباني هيچ تفاوتي ندارد. اينجا بايد اشاره كنم بسياري از كامنت‌ها (نظرات) و حتي پست‌هاي توهين آميزي كه در فضاي مجازي شاهد آن هستيم و نمونه‌اي از قذف محسوب مي‌شود اگر قابل ردگيري و شناسايي باشد مجازات مشابهي در انتظار خاطي است.

يكي ديگر از موارد ناسزا و توهين هايي كه در قانون مطرح شده و قابل پيگيري است افتراست. ازآنجايي كه در افترا فقط شخص مقابل مورد خطاب قرار مي‌گيرد و تنها يك تهمت زده مي‌شود جنبه عمومي و جريحه‌دار كردن عفت عمومي وجود ندارد. افترا در سنجش فحش‌ها از مرتبه پايين‌تري نسبت به قذف قرار دارد. در فصل بيست و هفتم كتاب تعزيرات و در مبحثي كهبه بيان و تشريح توهين و هتك حرمت‌ها پرداخته شده است آمده «افترا نسبت دادن عمل خلاف قانون و جرم به ديگران است، به نحوي كه تهمت‌زننده نتواند آن را اثبات كند. اگر افترا، متضمن قذف نباشد، مرتكب ممكن است به يك ماه تا يك سال حبس يا يك تا 74 ضربه شلاق محكوم شود». با اين تفاسير حتماً شما هم متوجه شديد كه بعضي از انواع فحش‌ها و ناسزاهايي كه در كوچه و خيابان رد و بدل مي‌شود كاملاً افترا است و اگر افترا زننده نتواند ادعايش را ثابت كند مثلاً در يك مثال ساده و دور از بي‌ادبي اگر به او بگويد «دزد» و نتواند دزدي او را وفق قانون ثابت كند، مسلما مفتري خواهدبود و براساس قانون مجازات مي‌شود.

هجو، يكي ديگر از اقسام توهين‌ها به شمار مي‌رود. اين‌گونه ادبي، اگرچه در ادبيات رسمي حذف شده، اما هنوز در ادبيات كوچه و بازار رواج دارد و گاه به عنوان فحش در زبان عامه مردم جاري مي‌شود. قانون مي‌گويد: «هركس با نظميان ثريا به صورت كتبي يا شفاهي كسي را هجو كند يا هجويه را منتشرنمايد، به حبس از يك تا شش ماه محكوم مي‌شود.»

 

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۱۵ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
0
0
واقعا بددهنی و فحاشی تو جامعه ما تبدیل به یک آسیب جدی شده
خدا رو شکر کسی هم به فکر نیست!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها