توجه به آموزش و پرورش و تعليم و تربيت در تمام دولتها و جوامع بشري امري بديهي، لازم و ضروري است، چرا كه توجه بيشتر علاوه بر اعتلاي نظام آموزشي و توليد علم و دانش بر رويكرد فرهنگي اقتصادي، اعتقادي و سبك زندگي يك ملت تأثير خواهد داشت. از طرفي ديگر چون آموزش و پرورش با بخش وسيعي از مردم جامعه برخورد دارد، آئينهاي است كه جنبههاي مختلف سياست دولت در آن به روشني آشكار ميشود، يعني سياستهاي گوناگون دولت از نظر اعتقادي و فرهنگي و اقتصادي بلافاصله در آموزش و پرورش تأثير ميگذارد. اين تأثيرات دوطرفه است، هم سياستهاي دولت و نظام در آموزش و پرورش موثر واقع ميشود و هم آموزش و پرورش بر سياستهاي يك دولت و حكومت تأثير ميگذارد. پس ميتوان گفت آموزش و پرورش نيز به نوبه خود در سياست و حكومت تأثير دارد. اين تأثير به اندازهاي قوي است كه ميتوان گفت سرنوشت و آينده هر حكومتي به آموزش و پرورش بستگي دارد. اگر اين معلمان آينده كشور تربيت شوند و تعليم يابند وجود پسوند و رويكرد محتوايي و اجرايي اقتصاد مقاومتي يك هدف و اصل تغييرپذير خواهد بود. اين معلمان با تعهدي كه دادند بايد حتيالامكان هشت سال در خدمت آموزش و پرورش باشند به همين خاطر آنها به روستاهايي ميروند كه ميتوانند به خوبي ايفاي نقش كنند چون در روستاها فرآيند توليدات بومي و نيروي كار انساني بيشتر وجود دارد ولي مهارت و آموزش كافي به آنها داده نشده است و حتي ميتوانند از آموزش پايه شروع كنند.
مباني نظري اقتصاد مقاومتي تمامي مكاتب اقتصادي و مذاهب مختلف بر اين باورند كه رفتار انسان عقلايي است و اغلب اقدامات خود را بر اساس به حداكثر رساندن سود و مطلوبيت خويش تنظيم مينمايند. در نتيجه، تحقق هيچ برنامه اقتصادياي بدون همراهي مردم امكانپذير نيست. شواهد موجود نشاندهنده آن است كه تاكنون نسبت به تبيين و تشريح چارچوب اجرايي طرح مقاومت اقتصادي رهبر معظم انقلاب، اقدامات جدي و قابل توجهي معمول نشده است.
اقتصاد مقاومتي چيست و چه ويژگيها و فوايدي دارد؟مقام معظم رهبري در سال 89 در ميان جمعي از كارآفرينان به لزوم انتخاب اقتصاد مقاومتي در جهت مقابله با تحريمها اشاره كردند و فرمودند: يكي ازكارهاي مهم همين تحريم اقتصادي است. ميگويند ما طرفمان ملت ايران نيست، دروغ ميگويند، اصلاً طرف، ملت ايران است. تحريم براي اين است كه ملت ايران به ستوه بيايد، بگويد آقا ما به خاطر دولت جمهوري اسلامي داريم زير فشار تحريم قرار ميگيريم. رابطه ملت با نظام جمهوري اسلامي قطع بشود. هدف اصلاً اين است البته ملت ما را نميشناسند، مثل همه موارد ديگر محاسباتشان غلط اندر غلط است. ما چند سال پيش «اقتصاد مقاومتي» را مطرح كرديم. همه كساني كه ناظر مسائل گوناگون بودند، ميتوانستند حدس بزنند كه هدف دشمن، فشار اقتصادي بر كشور است، معلوم بود و طراحيها نشان ميداد كه اينها ميخواهند روي اقتصاد كشور متمركز شوند. اقتصاد كشور ما براي آنها نقطه مهمي است. هدف دشمن اين بود كه روي اقتصاد متمركز شود، به رشد ملي لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملي دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشكل شوند، دلزده بشوند، از نظام اسلامي جدا بشوند، هدف فشار اقتصادي دشمن اين است، و اين محسوس بود، اين را انسان مي توانست مشاهده بكند. رهبر معظم انقلاب اسلامي در تبيين هر چه بيشتر اين شيوه اقتصادي در جمع مسئولان شركتهاي دانش بنيان به تعريف اقتصاد مقاومتي پرداختند و با تأكيد بر اينكه اقتصاد مقاومتي جواب ميدهد، فرمودند: «يعني اقتصادي كه همراه باشد با مقاومت در مقابله با كارشكني دشمن، خيانت دشمن، دشمناني كه ما داريم. به نظر من يكي از بخشهاي مهمي كه ميتواند اين اقتصاد مقاومتي را پايدار كند، همين كار شماست، همين شركتهاي دانش بنيان است، اين يكي از بهترين مظاهر و يكي از مؤثرترين مؤلفههاي اقتصاد مقاومتي است،اين را بايد دنبال كرد.
شايد يك كشور را از لحاظ سياسي، نظامي و فرهنگي نتوان شكست داد لكن در بعد اقتصادي ميتوان روزنهاي براي آسيبپذيري كشف كرد. اقتصاد نقطه اميد كشورهاي غربي است كه اگر كسي را از لحاظ سياسي، نظامي و فرهنگي نتوانند شكست دهند، در عرصه اقتصادي اميدوارترند چرا كه اقتصاد به معناي نان و آب مردم است و ميتوان جلو توسعه يك ملت را گرفت. اقتصاد مقاومتي چيزي نيست كه ما به صورت انفعالي به آن رسيده باشيم، اسلام هميشه طرف مقابل دارد. اسلامهراسان هميشه وجود دارند، لذا اين اقتصاد، اقتصاد مقاومت است، دستورات آن دستورات مقاومتي است كه در توليد، توزيع و مصرف نقش دارد. نبوغ اقتصاد اسلامي اين است كه هم براي توليد، هم براي توزيع و هم براي مصرف دستورات منحصر به فرد دارد. همان جور كه گفته شد هم دولت بر آموزش و پرورش تأثير ميگذارد و هم بالعكس، اينجا ميتوان به خوبي نقش تربيت معلم در تحقق اهداف اقتصاد مقاومتي را نشان داد. از طرفي علاوه بر اعتلاي نظام آموزشي و توليد علم و دانش بر رويكرد فرهنگي، اقتصادي، اعتقادي و سبك زندگي يك ملت تأثير خواهد داشت. از طرفي ديگر چون آموزش و پرورش با بخش وسيعي از مردم جامعه برخورد دارد آئينهاي است كه جنبههاي مختلف سياست دولت در آن به روشني آشكار ميشود، يعني به خوبي ميتوان اصل 44 سياست دولت را به وسيله معلمها به مرحله اجرا درآورد.