
در راهپيمايي 22 بهمن امسال يكي از نكات جالب نصب تصاويري از رهبران انقلابي كشورهاي منطقه در مسير راهپيمايي بود كه با واكنشهاي جالبي در بين رسانههاي بيگانه همراه بود.
به عنوان مثال نصب تصوير عبدالملك الحوثي با واكنش برخي از يمنيها در داخل اين كشور روبه رو شد كه اين اقدام راهپيمايان ايراني را اعلام اتحاد با انقلابيون يمن عنوان كرده بودند.
از سوي ديگر نيز برخي از رسانههاي مرتبط با كشورهاي پادشاهي عربي نيز اين اقدام را مصداق دخالت مستقيم در امور كشورهاي عربي و آن را مصداقي از سياست تهاجمي ايران در مقابله با كشورهاي عربي عنوان كردند.
به عنوان مثال نگاه خبري «يمن 24» در خبري با انتشار تصويري از يك بنر بزرگ از تصوير عبدالملك الحوثي نوشت: فعالان در فضاي مجازي در شبكه اجتماعي فيسبوك تصاويري از خيابانهاي تهران، پايتخت ايران منتشر كردند كه نشان ميدهد مقامات ايران به عبدالملك الحوثي به دليل انقلابش در يمن تبريك گفتند. همچنين وبگاه خبري «الصحافه نت» يمن با پوشش اين خبر، تصويري از يكي از بنرهايي كه در تهران نصب شده است، به نمايش گذاشت. همچنين «اليمن السعيده» و «رصد 24» از جمله ديگر سايتهاي يمني هستند كه اين خبر را بازتاب دادند.
صداي پاي انقلاب ايران از مصر به گوش ميرسد
قريب به چهار سال پيش در آستانه سقوط رژيم نامبارك مصر، كارتر رئيسجمهور اسبق امريكا اذعان كرد صداهايي كه از مصر به گوش ميرسد، او را به ياد انقلاب 1979 ايران مياندازد. هرچه زمان ميگذرد بيش از گذشته مشخص ميشود كه خواست و اراده انقلابهاي منطقه متأثر از نهضت اسلامي مردم ايران است. نسبت ميان انقلاب اسلامي ايران و بيداري اسلامي نسبت خدمات متقابل است.
موج اوليه بيداري اسلامي در ميان اعراب به پيروزي انقلاب اسلامي 57 كمك رساند و موج بيداري اسلامي 2012 - 2011 مسلمانان منطقه با الهام و امداد مستقيم از انقلاب اسلامي و به خصوص جمهوري اسلامي به وجود آمد.
در اينكه انقلاب اسلامي ايران تأثيري قابل توجه بر سياستهاي غرب و به خصوص امريكا داشته غير قابل كتمان است. اما آنچه تاكنون از آن كمتر صحبتي به ميان آمده بود و البته در بين سياستگذاران جهاني نيز تا حدود زيادي ناشناخته محسوب ميشد، تأثير ايران بر مردم منطقه فارغ از پيوندهاي ديني آنان بود.
نفوذ ايران در لبنان يا عراق نيز بيشتر نشانهاي از نفوذ مذهبي نظام جمهوري اسلامي به عنوان اصليترين پناهگاه شيعه عنوان ميشد و ايران به عنوان كشوري فاقد نفوذ در جوامع سني منطقه معرفي ميشد، اما اتفاقات چند سال اخير و به خصوص روشن شدن امواج بيداري اسلامي خلاف اين عقيده را ثابت كرد.
پيروزي انقلاب مردم مصر در شب سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي در سال 2011 شايد كنايه تلخي به برخي كشورهاي عربي مرتجع بود تا تحليل رفتن توان آنها در عرصه خاورميانه مسجل شود.
كار به جايي رسيده است كه يكي از مرتبطان رژيمصهيونيستي در كشورهاي عربي به ديدارهاي چندي پيش برخي هيئتهاي عربي با نتانياهو اشاره ميكند كه از تسلط ايران بر چهار پايتخت كشورهاي عربي اظهار نارضايتي ميكردند و از اسرائيل براي مقابله با ايران كمك ميخواستند.
ايران نظم آينده جهاني را تعيين ميكند
واقعيت آن است كه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران و با ظهور سيستم حكومتي برآمده از آن با شعارهاي جداييگزيني و مكانيابي جديد در فضاي نظم دوقطبي كه بيش از همه در شعار اصلي و كليدي «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» جلوهگر بود، فضاي جديدي در روابط بينالملل ظهور كرد كه ميتوان از آن بهعنوان راهبرد سوم جهاني شدن نام برد. راهبردي جديد كه برخاسته از افكار انقلابي تشيع بود، سعي كرد از سويي با شعار امت واحده و بيداري اسلامي، خود را تبديل به نقطه برتر مناسبات سياسي جهان اسلام كند و از سويي ديگر، بهعنوان رقيبي تازه براي دو قطب جهاني، مطرح شود.
ايدههايي همچون حمايت از مظلومان و مستضعفان جهان، روي آوردن به ارزشهاي اصيل اسلام، صدور انقلاب و مقولاتي از اين دست كه ميتوان در انقلاب ايران و شعارها و اظهارات امام خميني و نظريهپردازان و مسئولان اجرايي ارشد انقلاب ايران ديد، همگي مبتني بر طرح جديدي از جهاني شدن بود كه ميتوان آن را جهاني شدن اسلامي- شيعي ناميد. نظمي كه خود را محصور در مرزهاي ملي نميكند و گستره جهان را قلمرو خود و رسالت خود را آمادهسازي جهان براي حكومت اين نظم ميداند.
پس از مطرح شدن چنين شعارهايي بود كه تحريمها و تضييقات فراوان عليه نظام جمهوري اسلامي ايران روانه شد، از جنگ داخلي تا منطقهاي، از راه انداختن سازمانهاي منطقهاي همچون شوراي همكاري خليج فارس گرفته تا تحريمهاي اقتصادي و سياسي، همگي نشان از احساس خطر قدرتهاي جهاني در قبال انقلاب اسلامي ايران داشته و دارند، چراكه اين الگو و سرمشقي براي ساير كشورها و در درجه اول، مسلمانان قرار گيرد.
اما بهرغم تمام فشارها نظام جمهوري اسلامي ايران با استفاده از شعارهاي گفته شده، سعي كرد نفوذ نرم و سخت خود را در حوزه جهان اسلام و حتي وراي آن، يعني در كشورهاي امريكاي لاتين افزايش دهد؛ به طوري كه امروزه پس از گذشت بيشاز سه دهه از انقلاب، در منطقه غرب آسيا، حوزه نفوذ ايران از قفقاز و آسياي مركزي در شمال شروع شده و تا خليج عدن در جنوب ادامه مييابد. از شرق در مرز چين در افغانستان تا درياي مديترانه در غرب، جزئي لاينفك از حوزه نفوذ ايران است و جمهوري اسلامي ايران توانسته است خود را بهعنوان قدرتي منطقهاي در اين حوزه تعريف كند.
خونريزي واكنش غربيها در برابر بيداري اسلامي
امروز قدرت نرم ايران چنان در سطح جهاني بالا رفته است كه ميتوان گفت نفوذ ايران در كشورهاي عربي و اسلامي به عنوان بخشي از نظم جهاني آينده به شمار ميرود. زماني ميتوان به اهميت اين ساختار پي برد كه رفتارهاي غربيها در واكنش به اين مسئله همچون وقوع جنگهاي نيابتي توسط دستنشاندههاي آنان همچون شاخههاي مختلف القاعده و گروههايي همچون داعش و سبعيتهاي تندروهاي سلفي در غرب آسيا را ديد.
در مقابل وفاداري اكثريت مردم سوريه به بشار اسد و دفاع آنان در كنار دولت قانوني وي از كشورشان در مقابل اشغالگران محور غربي- عربي- عبري، دفاع تمامقد ايران از محور مقاومت و حكومت سوريه، حفاظت از جان مردم عراق در مقابل تكفيريهاي داعش توسط ايران و همچنين پشتيباني روسيه و چين از اسد در عرصههاي مختلف، از مالي گرفته تا تسليحاتي و سياسي و ناتواني غرب از عملياتي كردن وعده سقوط يكماهه بشار اسد كه در چهار سال قبل داده شد، همه نشان از تغيير نظم جهاني به واسطه نفوذ ايران در معادلات بينالمللي دارد.
موج بيداري انقلاب اسلامي را نميتوان سركوب كرد
در اين ميان تنها نبايد به تأثيرات متقابل ايران بر بيداري اسلامي بسنده كرد، بلكه بيداري اسلامي انقلاب اسلامي ايران تأثيري شگرف و منحصر بهفرد داشته است.
جمهوري اسلامي ذاتاً نياز دارد تا با رجوع و بازتوليد انقلاب اسلامي هر روز نو به نو و سرزنده شود و بهار بيداري اسلامي- عربي، ميتواند تأثيرات شگرفي بر جمهوري اسلامي بگذارد. روزگاري در ميان سياستهاي دولتهاي منطقه همگرايي و اتحاد بدون محاسبه چراغ سبز امريكا معني نداشت اما امروزه ميتوان پايههاي بلوك قدرتمند اسلامي را پايهگذاري كرد.
وقتي ريشههاي وابستگي به نظام سلطهگر جهاني زدوده شود ميان برادران مسلمان منطقه فرايند وحدت هموار خواهد شد. مهمترين مانع عدم توفيق وحدت، قبل از وقوع انقلابهاي منطقه، عامل مداخلهگر خارجي و عدمتفاهم بر سر آرمانهاي كلي بود. اما امروز به مدد نفوذ ايران اين موانع تا حد بسيار بالايي مرتفع شده است.
واقعيت آن است كه اغلب كشورهاي مرتجع عربي به دنبال سرنگوني موج ناشي از بيداري اسلامي هستند تا بتوانند موج بيداري انقلاب را سركوب كنند، اما وقتي صحبت از موج به ميان ميآيد، بلافاصله به ياد امواج خروشان دريا ميافتيم كه به طرف ساحل ميآيند و خود را به صخرهها ميكوبند. امواج حاوي مقادير بسيار بالايي از انرژي هستند كه از دوردستها خود را به ساحل ميآورند اما تنها اثر خفيفي از آنها به ساحل ميرسد. اگر فردي كه در ساحل نشسته است چند متر جلوي پاي خود را در نظر بگيرد، از انرژي عظيم امواج در اعماق دريا غافل خواهد ماند. حكايت برخي سادهانديشيها و دستكمگيريها نسبت به موج نوين بيداري اسلامي هم شبيه همين قاعده است.
پس از انقلاب اسلامي ايران در اواخر دهه 70ميلادي و شروع موجي جديد از بيداري اسلامي، بخشي از نقش مقابله با صدور انقلاب اسلامي برعهده چند كشور منطقهاي كه ذيل عنوان شوراي همكاري خليجفارس گرد آمده بودند، گذاشته شد. پروژه كنترل ايران انقلابي شكست خورد و با شروع موج بعدي بيداري اسلامي در اوايل دهه دوم قرن بيستويكم، يك بار ديگر غربيها سعي در استفاده از سلطنتهاي مطلقه محافظهكار براي كنترل امواج انقلاب نمودهاند، اما واقعيت اين است كه اين موجها را مانعي نخواهد توانست كنترل كند.